خواندنی ها پرسش و پاسخ سخن ما فيلسوفان امروز ايران اساتيد فلسفه
بودا : در ميان‌ غافلان‌، هشيار و در ميان‌ خواب‌آلودگان‌، بيدار، دانا پيش‌ مي‌رود به‌ كردار يكي‌ باره‌ي‌ تيزتك‌ كه‌ يابويي‌ را پسِ پشت‌ مي‌گذارد.     ::    دكارت‌ : ما قادر هستيم‌ مدعي‌ شويم‌ كه‌ جسم‌ وجود ندارد و همچنين‌ ادعا كنيم‌ كه‌ جهاني‌ نيز وجود ندارد... اما هرگز نمي‌توانيم‌ ادعا كنيم‌ كه‌ من‌ وجود ندارم‌. زيرا من‌ مي‌توانم‌ در حقيقت‌ ساير اشياء، شك‌ كنم‌.     ::    نيچه‌ : آنچه‌ انساني‌ را والا مي‌سازد، نه‌ شدت‌ احساسهاي‌ والا، كه‌ مدت‌ آنهاست‌.     ::    كانت‌ : دو چيز جان‌ مرا از اعجاب‌ و احترام‌، سرشار مي‌سازد:آسمان‌ پر ستاره‌ي‌ بالاي‌ سر من‌ و قانون‌ اخلاقي‌ در درون‌ من‌.     ::    هراكليت‌ : شما هرگز نمي‌توانيد در يك‌ رودخانه‌، دوبار شنا كنيد. امّا كراتيلوس‌ در برابر او مي‌گفت‌:اما شما قادر نيستيد حتي‌ براي‌ يك‌ بار هم‌ در رودخانه‌ شنا كنيد؛ زيرا هم‌ همان‌ رودخانه‌ و هم‌ شما چنان‌ تغييرپذير هستيد كه‌ لغات‌ «همان‌» و «شما» داراي‌ معناي‌ واقعي‌ نيستند.     ::    بودا : خود را به‌ غفلت‌ مسپريد، با كامجويي‌ و خوشباشي‌ آشنا مباشيد. آن‌ كو به‌ هشياري‌ به‌ ديانَه‌ بنشيند به‌ خوشدليِ پُربار رسد.     ::    هراكليت‌ : هنگامي‌ كه‌ زاييده‌ مي‌شوند، آرزوي‌ زندگي‌ كردن‌ دارند و سرنوشت‌ (مرگ‌) خود را پذيرفتن‌؛ يا بيشتر از آن‌ آسودن‌ و فرزنداني‌ پشت‌ سر مي‌نهند كه‌ بار ديگر با سرنوشت‌ (مرگ‌) روبه‌رو مي‌شوند.     ::    بودا : رهرو شاد از هشياري‌، با بيم‌ در تن‌ آساني‌ مي‌نگرد، بالا مي‌رود به‌ كردار آتش‌، و بندها را همه‌، خواه‌ خُرد خواه‌ كلان‌، مي‌سوزاند.     ::    آناكسيمندر (600 سال‌ قبل‌ از ميلاد) : نخستين‌ جانداران‌ در رطوبت‌ پديد آمدند، پيچيده‌ در پوسته‌هايي‌ خاردار و همچنان‌ كه‌ عمرشان‌ فزوني‌ گرفت‌ به‌ قسمت‌ خشك‌تر بيرون‌ آمدند و هنگامي‌ كه‌ آن‌ پوسته‌ شكسته‌ شد، در زماني‌ كوتاه‌ تغيير زندگي‌ دارند.     ::    داوري‌ اردكاني‌ : شك‌ دكارت‌ با شك‌ غزالي‌ فرق‌ دارد و اگر كسي‌ مي‌خواهد «تقريرات‌ دكارت‌» با «المنقذ من‌ الضلال‌» مقايسه‌ كند بايد به‌ اصل‌ و آغاز و مقاصد و نتايجي‌ كه‌ از اين‌ دو اثر حاصل‌ شده‌ است‌، توجه‌ كند و صرف‌ عبارات‌ ظاهر و ظواهر الفاظ‌ را در نظر نياورد.
فلسفه تطبيقی  
فلسفه‌ تطبيقي‌ چيست‌؟ (روايت‌ دكتر رضا داوري‌)
ملاحظاتي‌ در باب‌ فلسفه‌ي‌ تطبيقي‌ (روايت‌ دكتر داوري‌ اردكاني‌)
فلسفة‌ تطبيقي‌ و پديدارشناسي‌ (روايت‌ دكتر كربن‌)
چگونه‌ مي‌توان‌ از اصالت‌ تاريخيت‌ خارج‌ شد؟ (روايت‌ كربن‌)
سه‌ بحث‌ تطبيقي‌ نمونه‌ (روايت‌ كربن‌)
ماجراي‌ غربي‌ و ماجراي‌ غربي‌ شدن‌؟ (روايت‌ هانري‌ كربن‌)
فلسفه‌ي‌ اسلامي‌ و پديدارشناسي‌ (روايت‌ دكتر داوري‌ اردكاني‌)
ابن‌ رشد، فيلسوف‌ اسلامي‌زمينه‌ساز رنسانس‌ و آموزگار مدرنيزاسيون‌ مغرب‌ اسلامي (روايت‌ دكتر داوري‌ اردكاني‌)‌
چهار تقدير تطبيقي‌ فلسفه‌ ايراني‌ پس‌ از ابن‌رشد (روايت‌ هانري‌ كربن‌)
روايت‌ دكتر داوري‌ اردكاني‌ از فلسفه‌ي‌ تطبيقي‌ و هم‌ سخني‌ فرهنگها در انديشه‌ي‌ ايزوتسو
روايت‌ پازوكي‌ از معروف‌ترين‌ اثر تطبيقي‌ ايزوتسو
مقدمه‌ ايزوتسو بر معروف‌ترين‌ اثر تطبيقي‌اش‌
نتيجه‌گيريهاي‌ ايزوتسو در معروف‌ترين‌ اثر تطبيقي‌اش‌
تطبيق‌ فلسفه‌ها از منظري‌ ديگر - مقايسه‌ ويژگيهاي‌ فلسفه‌هاي‌ جديد با فلسفه‌هاي‌ كلاسيك‌
تطبيق‌ فلسفه‌ها از منظري‌ ديگر - مقايسه‌ آراء فلسفي‌، آري‌ يا خير؟