خواندنی ها پرسش و پاسخ سخن ما فيلسوفان امروز ايران اساتيد فلسفه
بودا : در پي‌ پستيها مرو. در بي‌دردي‌ زندگي‌ مكن‌. نظرِ نادرست‌ را دنبال‌ مكن‌. دوستِ دنيا مباش‌.     ::    هايدگر : ما در هر پرسش‌ نبايد چشم‌ انتظار پاسخ‌ باشيم‌؛ بلكه‌ بايد توقع‌ پيدايش‌ انبوهي‌ از پرسشهاي‌ تازه‌ را داشته‌ باشيم‌ و به‌ امكان‌ مطرح‌شدن‌ آنها، ياري‌ رسانيم‌.     ::    بودا : چه‌ آلايشها كه‌ بر او چيره‌ شده‌، به‌ كردار يكي‌ پيچك‌ بر يكي‌ درختِ انبوه‌. با خود آن‌ كند كه‌ كامِ دشمن‌ است‌.     ::    آلكمايون‌ (در پاسخ‌ نامه‌ دعوت‌ داريوش‌) : همه‌ مردم‌ گفتار آز سيري‌ناپذير و شهرت‌ پرستي‌ هستند، اما من‌ كه‌ از فزون‌ جويي‌ گريزانم‌ نمي‌توانم‌ به‌ سرزمين‌ ايران‌ بيايم‌. من‌ به‌ اندك‌ قانعم‌ تا هماهنگ‌ با فكر و منظور من‌ باشد.     ::    بودا : نه‌ عريان‌ بودن‌، نه‌ موي‌ بافتن‌، نه‌ خود به‌ گِل‌ اندودن‌، نه‌ روزه‌ گرفتن‌، نه‌ بر خاك‌ خفتن‌، نه‌ خاكساري‌، نه‌ بي‌حركت‌ نشستن‌، پاك‌ نمي‌كند ميرنده‌يي‌ را كه‌ از شك‌ و دودلي‌ آزاد نيست‌.     ::    مولانا : هر نفس‌ نو مي‌شود دنيا و ما / بي‌ خبر از نوشدن‌ اندر بقا/ پس‌ ترا هر لحظه‌، مرگ‌ و رجعتي‌ است‌/ مصطفي‌ فرمود، دنيا ساعتي‌ است‌     ::    علامه‌ طباطبايي‌ : اصل‌ اصيل‌ در هر چيز، وجود و هستي‌ اوست‌ و ماهيت‌ وي‌ پنداري‌ است‌، يعني‌ واقعيت‌ هستي‌ به‌ خودي‌ خود (بالذات‌ و لنفسه‌) واقعيت‌ دار، يعني‌ عين‌ واقعيت‌ بوده‌ و همه‌ي‌ ماهيات‌ با وي‌، واقعيت‌ دار و بي‌ وي‌ (به‌ خودي‌ خود) پنداري‌ و اعتباري‌ مي‌باشند.     ::    راسل‌ : از نظر من‌ بهترين‌ كاري‌ كه‌ در فلسفه‌ و روان‌شناسي‌ در قرن‌ حاضر انجام‌ شده‌، در آمريكا صورت‌ گرفته‌ است‌... و اين‌ امر به‌ طور كلي‌ نتيجه‌ كار جيمز و ديويي‌ مي‌باشد.     ::    مولانا : هر نفس‌ نو مي‌شود دنيا و ما / بي‌ خبر از نوشدن‌ اندر بقا/ پس‌ ترا هر لحظه‌، مرگ‌ و رجعتي‌ است‌/ مصطفي‌ فرمود، دنيا ساعتي‌ است‌     ::    هراكليت‌ : اين‌ نصيب‌ همه‌ آدميان‌ شده‌ است‌ كه‌ خود را بشناسند و درست‌ بينديشند.
آرشيو گاه نگاری های ايام

ایران جهانی ، جهان ایرانی

دکتر ابراهیم فیاض

از آن وقتی که اروپایی ها در "وستفالی" دور هم جمع شدند و دعوای بین خودشان را با تعریف مرزهای ملی فیصله دادند نزدیک به 200 سال می گذرد . پس از آن غرب ،تمام دنیا را مطابق مرزهای رسمی ، تعریف و به این ترتیب فرهنگ که قبل ازآن ، مرز بندی ها را رقم می زد ، کنار گذاشته شد . اما اروپا که خود مبتکر مرزبندهای ملی بود و گفتمان "دولت – ملت" را پدید آورد ، جغرافیای دنیا را بر اساس همین گفتمان ، تکه پاره کرد او که همواره قومیت ها را تشویق به تجزیه نموده در مورد خودش، آهنگی دیگر ساز کرد و خود قدم به قدم به سمت وحدت و یکپارچگی گام برداشت. به این ترتیب غرب در حالی که دنیا با شعار استقلال قومیت ها به واحد های کوچکتر و بد بخت تر، تجزیه می کند ، خود هر روز بزرگتر و متحد ترمی شود. محدوده ایران ، اگر چه امروز کوچکتر از 150 سال پیش است ، با این وجود بلحاظ فرهنگی عمقی بزرگ و یگانه دارد .اقوام مختلف موجود در ان ،تکثر زیبای متحدی را ساخته اند که سازنده برترین پیشینه ی تمدنی جهان است. نه فقط امروز که در گذشته ها هم – این کثرت قومی ، در قالب فرهنگ متحد ایرانی خود را آشکار ساخته تا آنجا که اقوام همسایه ، از آبشخور زلال این فرهنگ متحد، آب برده و می برد . بنابراین در جغرافیای امروز ایران ، ایرانیان را داریم و در تمامی محدوده فرهنگ متحد ایران (از تاجیکستان تا مرزهای چین وهند ، از تبریز تا باکو ،تفلیس و قفقاز، از بلوچستان تا خلیج بنگال ، از تبریز تا ارض روم ، از خوزستان تا بحرین و...) ، "ایران وندان " را . و می بینیم که این محدوده عظیم تا چه اندازه بر سر چهار راه تاریخ ، تاثیر گذار بوده است . بنابراین اگر خواستار احیاء تز ابر قدرتی ایران هستیم باید به یگانگی فرهنگی این محدوده عظیم بیندیشیم و برای آن ، برنامه ریزی نماییم . ایرانی و ایرانوند امروز ، اینک وظیفه تاریخی خطیری دارد و باید – قطع نظر از مرزهای ملی بر ساخته ی مکتب وستفالی – به اتحاد کامل فرهنگی در این جغرافیای تمدنی بیندیشید . آنها که شعارهای کورناسیونالیستی را پیش می کشند ، دنباله رو های مکتب تفرقه و تجزیه وستفالی هستند . اسلام و ایران و زرتشتی و ارمنی همانقدر آمیخته اند که زبان ترکی ، فارسی ، ارمنی ، عربی و .... با یکدیگر آمیخته اند . سرزمین تمدن ایرانی ، اقوامی را در خود جا داده که بلحاظ فرهنگی و ظرفیت معنا سازی ، برترین قوم خود در جهان هستند . آذری های ایران ، پایه ی تمدن ترک زبانان عالم هستند. و همچنین است در باره کردهای ایران ، عرب های ایران ، بلوچ های ایران و ... . باید بگوییم متاسفانه اگر چه ایران با کوشش نیاکان ما ، ماهیت جهانی دارد ، با این حال جهان ایرانی امروز اصلا با این عظمت سازگار نیست ! بالاخره کی ایرانی ِ امروز ، عظمت جایگاه تمدنی امروز و مسئولیت امروز و فردای خود را در خواهد یافت ؟ آنچه را در ادامه می خوانید ، دیدگاه های دکترابراهیم فیاض است که حاصل تحقیق خود را در چند سطر پیرامون کارکردهای تمدنی شهرهای ایران توضیح داده است می خوانید :

چرخه معرفتی ایران در جغرافیای معرفتی ایران ترسیم می شود .حوزه تمدنی ایران دارای یک نظام جغرافیایی تولید معنا و مبادله معنا است و فهم این چرخه ما را به نظام تولید معنا و مبادله معنای ایران سوق می دهد که برای باز تولید آن در راستای ابر قدرت شدن ایران را هدایت می کند .
اصفهان ، قلب معرفتی ایران است که عقل نظری ایران را باز تولید می کند و شیراز مرکز تلفیق فرهنگ هندی با فرهنگ ایرانی است که معرفت شرقی یا هندی باز تولید شده در ایران را باز تولید می کند ( نمونه بارز آن حافظ است ) . و تهران مرکز تلاقی حس گرایی خراسان و احساس گرایی آذری است . این بدنه معرفتی ایران است که تغذیه ساختار معرفتی ایران را به عهده دارد و شهرهای مرزی و همسایگان ایران را تغذیه جهانی می کند. ( به همین دلیل ایران بایستی مثل گذشته ساختار درونی و مرزی خود را با توجه به بیرون خود تنظیم کند تا بتواند ساختار درونی خود را در سطح هدایت گرا و معنا ساز جهانی قرار دهد .)
بوشهر ، شهری است که به پشتوانه شیراز ، سیاست گذاری حوزه خلیج فارس را به عهده دارد و تعیین کننده سیاست های ایرانی در ناحیه خلیج فارس است ( نقشه های قدیمی خلیج فارس و خاطرات مربوط به این منطقه سند بسیار مهمی برای نکته مذکور است ) . نکته مهم این است که پشتوانه این نفوذ منطقه ای بو شهر ، شهر شیراز بوده است که از مشروطه به این طرف که متاسفانه جغرافیای وابستگی در ایران رواج یافته ، رابطه این دو شهر نیز در سیاستگذاری خلیج فارس از بین رفته است و بوشهر، شهر مصرفی و بندری تجارت مصرفی ایران شده است .
بندرعباس ، شهر آفریقایی ایران است یعنی آفریقای سیاه را پوشش فرهنگی ، سیاسی واقتصادی داده است و این از کناره دریای عمان شروع شده و تا یمن ادامه پیدا کرده و در شرق آفریقای سیاه خاتمه پیدا کرده است که تانزانیا نمونه بارز آن است و طراحی و حرکتهای اقتصادی ، سیاسی و فرهنگی ایران در این مناطق در بندر عباس صورت می گیرد . زاهدان ، شهر هند ، پاکستان و چین ایران است . نقطه شروع فرهنگ شرق در ایران سیرجان است که در زاهدان به اوج خود می رسد و زاهدان با پشتوانه کرمان به عنوان شهر معرفتی ، می تواند در خصوص سیاستگذاری مربوط به هند ، پاکستان و چین به خوبی عمل کند و مرکز مبادلات شرق ایران را تشکیل دهد .
اهواز، شهرخاورمیانه عربی غیر خلیج فارس است . مناطقی مثل شمال عربستان ، عراق عربی ، اردن ، سوریه عربی ، فلسطین ، لبنان عربی ، مصرو شمال آفریقا جزو این مناطق هستند . همدان ، مرکز مطالعه و تعیین نفوذ در کردستان عراق تا شمال سوریه و جنوب ترکیه و شمال لبنان و شمال آفریقا است . در این حوزه صوفیه و تصوف ایرانی وجود دارد ، بنابراین می تواند به مرکز مطالعات غرب ایران تبدیل شود . تبریز ، شهر مطالعات و سیاستگذاری مربوط به ترکیه ، بلغارستان ، رومانی و دریای بالکان است . این نکته کفتنی است که مردم تبریز مردمی تاجر مسلک هستند .
ارومیه ، ارومیه را می توان شهر اروپایی و غربی ایران دانست که می تواند دروازه غرب در ایران باشد و برای کشورهای ارمنستان ، گرجستان و اوکراین تا اروپای شرقی برنامه ریزی کند . این شهر ، شهر چند قومی ، چند مذهبی و چند نژادی است .
گرگان ، بجننورد و قوچان : مراکز پیوندی آسیای میانه و شرق خزر هستند . بدلیل پیشینه این شهرها ، از نظر اقتصادی و راهبردی ظرفیت بکری دارند .و حلقه مکمل ایرانی در بعد معرفتی هستند و بخش مهمی از خراسان بزرگ را تشکیل می دهند .
مشهد مرکز پیوند فرهنگ ساز افغانستان تا شمال چین و مرکز مبادلات فرهنگی با غرب میانه آسیا است .
به این ترتیب ، ایران به خودی خود تبدیل به یک جهان می شود ، چرا که تمامی جهان از غرب تا شرق در ایران خلاصه شده است . همانطور که آشکار شد ، فهم ایران جهانی ، کلید ابر قدرتی ایران است .
تقسیم بندی جهان امروز بر اساس محوریت غرب است .حتی تقسیم جهان با مرزهای سیاسی و ملیت های غیر ملیتی و دولت سازی اجباری از قرن هجدهم ، مقدمه وضع امروز بوده است که انگلیس برای اولین بار آنرا شروع کرد . بعد از آن آمریکا ، جهان را در قالب جهانی سازی و حمله به کشورها و تجزیه آنها بود.
اگر ایران می خواهد پایدار بماند باید به احیای حوزه تمدن خود بازگردد. جغرفیای فرهنگی (نه لزوماً سیاسی) ابر قدرتی خود را ایجاد کند . فرهنگ عمومی ایران بدون این پایدار نخواهد ماند و ایران نه فقط از نظر بیرونی ، بلکه از نظر درونی نیز دچار رکورد و واماندگی خواهد شد .

کد مطلب: 1604

     
 
تايپ فارسی تايپ انگليسی
 
  نمايش آدرس ايميل شما به سايرين