خواندنی ها پرسش و پاسخ سخن ما فيلسوفان امروز ايران اساتيد فلسفه
ويتگنشتاين‌ : اثر من‌ شامل‌ دو بخش‌ است‌:بخشي‌ كه‌ عرضه‌ كرده‌ام‌ و بخشي‌ كه‌ ننوشته‌ام‌؛ و دقيقاً اين‌ دو بخش‌ است‌ كه‌ مهم‌ است‌.     ::    اقبال‌ لاهوري‌ : در تاريخ‌ انديشه‌ معاصر، يك‌ نظر مثبت‌ در مورد بقاي‌ روح‌ وجود دارد و آن‌ هم‌ نظريه‌ي‌ «دور جاودان‌» نيچه‌ است‌. اين‌ نظر نيچه‌، كه‌ او آن‌ را با شور و حالي‌ پيامبرگونه‌ ابراز مي‌دارد، كوشش‌ و كششي‌ در افكار جديد را آشكار مي‌سازد.     ::    آلكمايون‌ (550 سال‌ قبل‌ از ميلاد) : مجموع‌ حواس‌ به‌ نحوي‌ با مغز همبستگي‌ دارند و بدينسان‌ اگر مغز تكان‌ بخورد يا جاي‌ خود را تغيير دهد، حواس‌ ناقص‌ مي‌شوند، زيرا اين‌ كار گذرگاههايي‌ را كه‌ احساسها از آنها مي‌آيند، مي‌گيرد.     ::    ويتگنشتاين‌ : اثر من‌ شامل‌ دو بخش‌ است‌:بخشي‌ كه‌ عرضه‌ كرده‌ام‌ و بخشي‌ كه‌ ننوشته‌ام‌؛ و دقيقاً اين‌ دو بخش‌ است‌ كه‌ مهم‌ است‌.     ::    بودا : حكومت‌ بر روحيه‌ ناپايدار دشوار است‌؛ چه‌، آن‌ به‌ هر جا بخواهد مي‌رود. تسلط‌ بر روحيه‌، كار شايسته‌اي‌ است‌؛ آن‌ را آرام‌ و نيك‌بختي‌ را تأمين‌ مي‌كند.     ::    آناكسيمندر (600 سال‌ قبل‌ از ميلاد) : نخستين‌ جانداران‌ در رطوبت‌ پديد آمدند، پيچيده‌ در پوسته‌هايي‌ خاردار و همچنان‌ كه‌ عمرشان‌ فزوني‌ گرفت‌ به‌ قسمت‌ خشك‌تر بيرون‌ آمدند و هنگامي‌ كه‌ آن‌ پوسته‌ شكسته‌ شد، در زماني‌ كوتاه‌ تغيير زندگي‌ دارند.     ::    نيچه‌ : جنون‌ در افراد استثناء است‌ - اما در گروهها و حزبها و ملتها و دوره‌ها، اصل‌ است‌.     ::    نيچه‌ : زاهدانه‌ترين‌ حرفي‌ كه‌ شنيده‌ام‌:«در عشق‌ حقيقي‌، روح‌ است‌ كه‌ تن‌ را در آغوش‌ مي‌گيرد».     ::    ابونصر سراج‌ : كلامي‌ كه‌ زبان‌ آن‌ را از وجدي‌ كه‌ از معدن‌ فيض‌ به‌ دل‌ افاضه‌ شده‌، بيان‌ كند، اين‌ كلام‌ شبيه‌ و نزديك‌ به‌ دعوي‌ باشد، جز اينكه‌ اهل‌ اين‌ وجد، آزموده‌ و محفوظ‌ از خطا باشد.     ::    نيچه‌ : مردم‌ دنياي‌ امروز به‌ واسطه‌ي‌ مهجوريتي‌ كه‌ نسبت‌ به‌ مصطلحات‌ ديني‌ مسيح‌ پيدا كرده‌اند، ديگر قادر نيستند علو و عظمت‌ وحشت‌آور مفهومي‌ را كه‌ كلمه‌ رمز و معماي‌ «خداي‌ روي‌ صليب‌» در ذهن‌ و ذوق‌ مردمان‌ عهد عتيق‌ داشت‌، احساس‌ كنند.
آرشيو کاريکاتور

لعنتی ؟

در پیوند با این کاریکاتور لطفا به این سوال پاسخ دهید : 
فرق فیلسوف و حکیم در چست ؟
(طرح از اسلیک 2007)

کد مطلب: 1136

     
 
تايپ فارسی تايپ انگليسی
 
  نمايش آدرس ايميل شما به سايرين
 

msp70000@yahoo.com
نه! من فكرميكنم اين بيانگر اين حقيقت است كه انسان ها از انتخاب كردن ميترسند ُ از اينكه مسئوليت رفتارشان را بعهده بگيرند ميترسند . آنها از اين كه عمل كنند و مسئوليت اعمالشان را بپذيرند ميترسند . پس دوست دارند در همان حد حرف زدن و ايده دادن باقي بمانند.
اين آقاي فيلسوف كه حتما سعي ميكند هرطور شده از نسبت دادن رفتار به انتخاب فردي فرار كند و آنرا به چيزي جبري مثل محيط يا جامعه يا ... نسبت دهد از خواندن اين جمله عصباني ميشود چون باز بايد با انتخاب خودش و مسئوليتش مواجه باشد.
شنبه 26 ارديبهشت 1388 ساعت 23:23
msp70000@yahoo.com
فكركنم فرقش اينه كه فيلسوف چشماشو ميبنده حرف ميزنه و حكيم تجربه ميكنه و ميبينه!نه؟!
سه شنبه 16 مهر 1387 ساعت 14:37
darius@workmail.com
فلسفه ريشه در شناخت شناسي يونان باستان دارد. در حالي كه حكمت ريشه در شناخت شناسي ايران باستان دارد. مثل حكمت خسرواني كه بيشتر در رابطه با شناخت شناسي در ايران قبل از اسلام است. تاثير حكمت خسرواني در كارهاي سهروردي و حلاج قابل ردگيري است. در بين نام اوران ايران - فردوسي با عنوان حكيم ذكر شده است و اين احتمالا به دليل آشنايي و تسلط او به حمكت ايراني است كه خود را در شاهنامه نشان مي دهد.
چهارشنبه 27 شهريور 1387 ساعت 21:09
دوست عزیز حرف جز رفتار نیست ، حرف تنها بیانگر و ارایه دهنده افکار است نه رفتار، به نظر من اگر بر حسب تصویر بخواهیم نظر بدهیم از آنجا که چهره فرد در تصویر ناراحت است و در آخر هم از کلمه " لعنتی " استفاده شده که نشان دهنده انزجار فرد است می توان بر اساس تصویر گفت : فیلسوف تنها حرف می زند ولی حکیم بجای حرف زدن عمل می کند. ادعای فوق دارای فرض های زیادی است که قرین واقعیت درک شونده هستند
يكشنبه 24 شهريور 1387 ساعت 16:40
حكمت برگرفته از روح الهي است كه به واسطه نزول آن بر فرد از دانشي متعالي برخوردار قرار مي گيرند. اگرچه فيلسوفان نيز از زمره دانايان هستند اما تكيه ايشان مبتني بر روش هاي عقلي و بر تفكر استوار است. به هرحال همه اين ها جزء هفت گروه دانايان هستند...
پنجشنبه 21 شهريور 1387 ساعت 18:26

12