خواندنی ها پرسش و پاسخ سخن ما فيلسوفان امروز ايران اساتيد فلسفه
بودا : بوي‌ خوش‌ رهروان‌، كه‌ تا خدايان‌ مي‌رسد، والاتر از همه‌ است‌؛ اما بويي‌ كه‌ از صندل‌ و ياس‌ برمي‌خيزد بسي‌ دور نمي‌رود.     ::    پارمنيت‌ : مطابق‌ گمان‌ (آدميان‌)، چيزها پديد مي‌آيند و اكنون‌ هستند و از اين‌ پس‌ نيز به‌ همانسان‌ رشد مي‌كنند و سپس‌ به‌ پايان‌ مي‌رسند و آدميان‌ براي‌ هر يك‌، نامي‌ نشان‌دار نهاده‌اند.     ::    مولانا : هر نفس‌ نو مي‌شود دنيا و ما / بي‌ خبر از نوشدن‌ اندر بقا/ پس‌ ترا هر لحظه‌، مرگ‌ و رجعتي‌ است‌/ مصطفي‌ فرمود، دنيا ساعتي‌ است‌     ::    بودا : حكومت‌ بر روحيه‌ ناپايدار دشوار است‌؛ چه‌، آن‌ به‌ هر جا بخواهد مي‌رود. تسلط‌ بر روحيه‌، كار شايسته‌اي‌ است‌؛ آن‌ را آرام‌ و نيك‌بختي‌ را تأمين‌ مي‌كند.     ::    هراكليت‌ : مردمان‌ نمي‌دانند كه‌ چگونه‌ از هم‌ جداشدگي‌ عين‌ به‌ هم‌ پيوستگي‌ است‌:هماهنگي‌ كششهاي‌ متضاد چون‌ در كمان‌ و چنگ‌.     ::    دكتر شريعتي‌ : ماترياليسم‌، جنس‌ و ذات‌ انسان‌ را ماده‌ مي‌داند. در همين‌ تعريف‌، او را در چارچوب‌ تكاملي‌ كه‌ در ماده‌ بودن‌ محدود است‌، حبس‌ مي‌كند.     ::    دكارت‌ : از آنجا كه‌ من‌ مي‌توانم‌ به‌ نحو واضح‌ و متمايزي‌، وجود ذهن‌ را مستقل‌ از بدن‌، درك‌ كنم‌، بنابراين‌ ذهن‌ بايد براي‌ خود وجودي‌ مستقل‌ داشته‌ باشد.     ::    نيچه‌ : ذغال‌ به‌ الماس‌ گفت‌:چرا تو اين‌ قدر سختي‌؟ آيا ما با هم‌ خويش‌ نزديك‌ نمي‌باشيم‌؟ ولي‌ من‌ از شما مي‌پرسم‌:چرا اين‌ قدر نرميد؟ اي‌ برادران‌، مگر شما برادران‌ من‌ نمي‌باشيد؟     ::    بودا : خود را به‌ غفلت‌ مسپريد، با كامجويي‌ و خوشباشي‌ آشنا مباشيد. آن‌ كو به‌ هشياري‌ به‌ ديانَه‌ بنشيند به‌ خوشدليِ پُربار رسد.     ::    كانت‌ : ميان‌ همه‌ي‌ ايده‌هاي‌ خردنظري‌، آزادي‌ تنها ايده‌اي‌ است‌ كه‌ امكان‌ آن‌ را به‌ طور آزاد از تجربه‌، مي‌شناسيم‌.
آرشيو کاريکاتور

لعنتی ؟

در پیوند با این کاریکاتور لطفا به این سوال پاسخ دهید : 
فرق فیلسوف و حکیم در چست ؟
(طرح از اسلیک 2007)

کد مطلب: 1136

     
 
تايپ فارسی تايپ انگليسی
 
  نمايش آدرس ايميل شما به سايرين
 

msp70000@yahoo.com
نه! من فكرميكنم اين بيانگر اين حقيقت است كه انسان ها از انتخاب كردن ميترسند ُ از اينكه مسئوليت رفتارشان را بعهده بگيرند ميترسند . آنها از اين كه عمل كنند و مسئوليت اعمالشان را بپذيرند ميترسند . پس دوست دارند در همان حد حرف زدن و ايده دادن باقي بمانند.
اين آقاي فيلسوف كه حتما سعي ميكند هرطور شده از نسبت دادن رفتار به انتخاب فردي فرار كند و آنرا به چيزي جبري مثل محيط يا جامعه يا ... نسبت دهد از خواندن اين جمله عصباني ميشود چون باز بايد با انتخاب خودش و مسئوليتش مواجه باشد.
شنبه 26 ارديبهشت 1388 ساعت 23:23
msp70000@yahoo.com
فكركنم فرقش اينه كه فيلسوف چشماشو ميبنده حرف ميزنه و حكيم تجربه ميكنه و ميبينه!نه؟!
سه شنبه 16 مهر 1387 ساعت 14:37
darius@workmail.com
فلسفه ريشه در شناخت شناسي يونان باستان دارد. در حالي كه حكمت ريشه در شناخت شناسي ايران باستان دارد. مثل حكمت خسرواني كه بيشتر در رابطه با شناخت شناسي در ايران قبل از اسلام است. تاثير حكمت خسرواني در كارهاي سهروردي و حلاج قابل ردگيري است. در بين نام اوران ايران - فردوسي با عنوان حكيم ذكر شده است و اين احتمالا به دليل آشنايي و تسلط او به حمكت ايراني است كه خود را در شاهنامه نشان مي دهد.
چهارشنبه 27 شهريور 1387 ساعت 21:09
دوست عزیز حرف جز رفتار نیست ، حرف تنها بیانگر و ارایه دهنده افکار است نه رفتار، به نظر من اگر بر حسب تصویر بخواهیم نظر بدهیم از آنجا که چهره فرد در تصویر ناراحت است و در آخر هم از کلمه " لعنتی " استفاده شده که نشان دهنده انزجار فرد است می توان بر اساس تصویر گفت : فیلسوف تنها حرف می زند ولی حکیم بجای حرف زدن عمل می کند. ادعای فوق دارای فرض های زیادی است که قرین واقعیت درک شونده هستند
يكشنبه 24 شهريور 1387 ساعت 16:40
حكمت برگرفته از روح الهي است كه به واسطه نزول آن بر فرد از دانشي متعالي برخوردار قرار مي گيرند. اگرچه فيلسوفان نيز از زمره دانايان هستند اما تكيه ايشان مبتني بر روش هاي عقلي و بر تفكر استوار است. به هرحال همه اين ها جزء هفت گروه دانايان هستند...
پنجشنبه 21 شهريور 1387 ساعت 18:26

12