خواندنی ها پرسش و پاسخ سخن ما فيلسوفان امروز ايران اساتيد فلسفه
بودا : دوستان‌ به‌ روزگار نياز، شادي‌ آورند؛ خرسندي‌ به‌ اين‌ و آن‌ شادي‌آور است‌. رها كردن‌ همه‌ي‌ رنجها شادماني‌ است‌.     ::    جان‌ ديويي‌ : محيطي‌ كه‌ در آن‌ انسان‌ زندگي‌ مي‌كند، تنها محيط‌ مادي‌ يا فيزيكي‌ نيست‌، بلكه‌ زمينه‌ فرهنگي‌ نيز دارد.     ::    ويتگنشتاين‌ : فلسفه‌، يك‌ آموزه‌ نيست‌، بلكه‌ يك‌ فعاليت‌ است‌.     ::    بودا : اگر همراهيْ دورانديش‌ نيافتي‌ تا با تو زندگي‌ كند، خوش‌رفتار باشد و روشن‌، همچون‌ شاهي‌ كه‌ سرزميني‌ فتح‌ شده‌ را رها مي‌كند، آن‌گاه‌ تو نيز تنها برو؛ به‌ كردار يكي‌ پيل‌ در جنگل‌.     ::    علامه‌ طباطبايي‌ : اصل‌ اصيل‌ در هر چيز، وجود و هستي‌ اوست‌ و ماهيت‌ وي‌ پنداري‌ است‌، يعني‌ واقعيت‌ هستي‌ به‌ خودي‌ خود (بالذات‌ و لنفسه‌) واقعيت‌ دار، يعني‌ عين‌ واقعيت‌ بوده‌ و همه‌ي‌ ماهيات‌ با وي‌، واقعيت‌ دار و بي‌ وي‌ (به‌ خودي‌ خود) پنداري‌ و اعتباري‌ مي‌باشند.     ::    ويتگنشتاين‌ : بدون‌ فلسفه‌، گويي‌، انديشه‌ها تار و نامتمايزند:وظيفه‌ فلسفه‌ اين‌ است‌ كه‌ آنها را روشن‌ سازد و به‌ آنها، مرزهايي‌ دقيق‌ ببخشد.     ::    نيچه‌ : جنون‌ در افراد استثناء است‌ - اما در گروهها و حزبها و ملتها و دوره‌ها، اصل‌ است‌.     ::    هراكليت‌ : مردمان‌ نمي‌دانند كه‌ چگونه‌ از هم‌ جداشدگي‌ عين‌ به‌ هم‌ پيوستگي‌ است‌:هماهنگي‌ كششهاي‌ متضاد چون‌ در كمان‌ و چنگ‌.     ::    داوري‌ اردكاني‌ : با پيش‌ آمدن‌ حادثه‌ غرب‌ و تاريخ‌ غربي‌، نوعي‌ نگاه‌ به‌ موجودات‌ و به‌ آدميان‌ و به‌ زبان‌ و تاريخ‌ پديد آمده‌ است‌ و با استقرار عالم‌ غربي‌، درك‌ مبادي‌ آرا و غايت‌ نظر متفكران‌ گذشته‌ دشوار شده‌ است‌. به‌ اين‌ جهت‌ بايد آن‌ حادثه‌ را بازشناخت‌.     ::    ويتگنشتاين‌ : آنچه‌ ما نابود مي‌كنيم‌، چيزي‌ نيست‌ جز خانه‌هايي‌ مقوايي‌ و ما زمينه‌ زبانهايي‌ را كه‌ آنها روي‌ آن‌ بر پا شده‌اند، صاف‌ مي‌كنيم‌.
آرشيو کاريکاتور

فلسفیدن !

لطفا در صورت تمایل در پیوند با این کاریکاتور به سوال زیر پاسخ دهید :

از دیدگاه فیلسوفان یونان , تفکر فلسفی چگونه آغاز می شود ؟

کد مطلب: 1663

     
 
تايپ فارسی تايپ انگليسی
 
  نمايش آدرس ايميل شما به سايرين
 

neyshabour.2200@gmail.om
من جواب خودم رو در باره کاریکاتور میدم نه یونان

انسان تنها در جهان امروز ظاهرا به قله های از حکمت و معرفت رسیده است اما انسان امروزی باز هم بدون بدون مغز و اندیشه و حکمت قطعی و راهگشا است و درمیان اندیشه ها و نظریات گوناگون گم شده است و هنوز هم برای برون رفت دنبال همین اندیشه ها است اما این را نتیجه ای جز گمراهی و انحرافبیشتر بشریت نداشته است و انسان باید دست از اندیشه های پوزیتیویستی و تجربه گرایانه بردارد و گامهای خود را در جهت صرات مستقیم و سیر ال الله قرار دهد که غیر از باز هم انسان مرتب باید بنشیند و بدون منابع الهی شروع به تفکر و تامل کند که راهی جز سرگردانی بشریت در الهیات انسانی و عقل ناقص بشری نخواهد داشت.
جمعه 12 خرداد 1391 ساعت 00:30
samadi.payam@yahoo.com
اساسا فلسفه در جهان مغرب زمين با فلسفه يونان آغاز مي شود و به طور مشخص با فيلسوفان مكتب ملطيه! (منسوب به شهر ملطي) ( Miletus)
در منظر بزرگان انديشه ي قبل از سقراط لغتي به نام فلسفه تعريف نشده بوده است بلكه صرفا تفكر در باب ماهيت و چگونگي عالم مادي به عنوان تفكر فلسفي شناخته مي شود به بيان ديگر متفكراني چون تالس گزنوفانس آناكسيمندر و آناكسمينس و... صرفا از اين باب آغازگر سير تفكر فلسفي در غرب شناخته مي شوند كه براي اولين بار در باب ماهيت و حتي پيدايش جهان مادي از حدود و ثغور باورهاي اسطوره اي دست شسته و بنيان جهان را بر عناصر مادي تبيين كردند و تمام اين بزرگان به نوعي در صدد تعريف و يافتن ماده المواد بودند (ماده يا عنصري كه بنيان جهان بر آن بود)... مثلا تالس بنيان جهان را بر آب مي داند و قس عليهذا

در فرآيند بعدي تفكر فلسفي جهان غرب سه فيلسوف بزرگ سقراط افلاطون و ارسطو ظهور مي نمايند و روند پيدايش و شكل گيري مباحث در تقابل با خرافات آن زمان پا مي گيرد تا جاپيكه سقراط به جرم منحرف نمودن جوانان يوناني و روي گردان شدن آنان از آداب و رسوم مذهبي محكرم به مرگ با جام شوكران مي شود

شايد بتوان فلسفه ي يونان را مرز باريك بين جهان خدايان مرسوم يوناني و جهان معقولات نام نهاد

در اين راستا كتاب (گذار از جهان اسطوره به فلسفه - دكتر محمد ضميران) يكي از منابع قابل اعتناست
پنجشنبه 24 فروردين 1391 ساعت 01:33
با نام خدا و سلام
ضمن آرزوي توفيق ُ
با عنايت به نام سايت و تعريف فلسفه و تعريف حكمت
در خصوص حكمت كه در آن عمل و عملگرايي نهفته است دسته بندي و درج اطلاعات با موضوع حكمت مورد توجه قرارگيرد . با سپاس و سلام
پنجشنبه 3 فروردين 1391 ساعت 15:41
arash.moharrami@gmail.com
فکر می کنم تفکر به تنهایی می تواند از درون ما آغاز شود. هیچ تفکری یک نَفَس، از ابتدای پیدایش خودش تا رسیدن به هدف احتمالی خود به تاخت نمیره، و بنابراین نیاز داره تا در مسیر خودش بارها توقف کنه و به ثباتی نسبی دست پیدا کنه تا بتونه به مسیرش ادامه بده، حتی ممکنه مجبور بشه بخشی از مسیر رو برگرده یا وارد مسیرهایی بشه که از قبل انتظار نمی رفت. اما هر تفکری برای پیش رفتن و ثبات در مسیر حرکت خود، نیاز به دیدن خود در آینه مراجع بیرون از دنیای ذهن ما دارد. تصور می کنم این بیشتر مربوط به الگوریتم تفکر نوع انسان میشه، منظورم اینه که نیاز به دیدن خود در آینه مراجع دیگر، بخشی از سیر منطقی تثبیت فکر در مغز انسانه. بنابراین فکر ورزیدن آن هم از نوع فلسفی به تنهایی در یک جزیره نمیتونه شکل کامل و درستی به خود بگیره و احتمالا دارای قطعات گمشده ای خواهد بود. البته با در نظر گرفتن اینکه این نوع تفکر هم قطعا به دلیل شرایط خاص خود چشمی به واقعیت هایی داره که از دید دیگران میتونه پنهان باشه.
چهارشنبه 2 فروردين 1391 ساعت 18:39
به گفته ي آنها تفكر فلسفي از نگاه فرد به خود دروني خويش و پي بردن به روان و درونيات خود شكل مي گيرد و اين امر جز از راه بريدن از جهان بيرون اتمكان پذير نيست.
شنبه 27 اسفند 1390 ساعت 11:05

12345678910