خواندنی ها پرسش و پاسخ سخن ماه فيلسوفان امروز ايران اساتيد فلسفه
هراكليت‌ : چشمها و گوشها براي‌ آدميان‌ به‌ گواهاني‌ هستند، اگر روحهايي‌ با زبان‌ آنها بيگانه‌ دارند.     ::    بودا : اي‌ رهروان‌! به‌ كردار پيچك‌ ياس‌ كه‌ گلهاي‌ پژمرده‌اش‌ را فرو مي‌ريزد، شما نيز بايد كه‌ از آز و كينه‌ رهايي‌ يابيد.     ::    هراكليت‌ : مردمان‌ نمي‌دانند كه‌ چگونه‌ از هم‌ جداشدگي‌ عين‌ به‌ هم‌ پيوستگي‌ است‌:هماهنگي‌ كششهاي‌ متضاد چون‌ در كمان‌ و چنگ‌.     ::    آلفرد آير : قضيه‌ي‌ «در كره‌ مريخ‌ موجودات‌ زنده‌ وجود دارد»، در شرايط‌ كنوني‌ قابل‌ بررسي‌ نيست‌، ولي‌ اصل‌ بررسي‌ آن‌، ممكن‌ است‌. اما قضاياي‌ متافيزيكي‌، اصلاً قابل‌ بررسي‌ نيستند، بنابراين‌ نمي‌توان‌ آنها را قضاياي‌ حقيقي‌ دانست‌.     ::    هايدگر : اين‌ مرگ‌ است‌ كه‌ واقعيت‌ برابري‌ و بي‌اهميتي‌ همه‌ي‌ امور را نشان‌ مي‌دهد.     ::    هراكليت‌ : چشمها و گوشها براي‌ آدميان‌ به‌ گواهاني‌ هستند، اگر روحهايي‌ با زبان‌ آنها بيگانه‌ دارند.     ::    بودا : چون‌ بداند كه‌ اين‌ تن‌ به‌ كردارِ كف‌ است‌ و بداند كه‌ سرشت‌ آن‌، سراب‌گونه‌ است‌ و بتواند تيرهاي‌ گُلْ مانندِ مارَه‌ را بشكند؛ جايي‌ بخواهد رفت‌ كه‌ شاهِ مرگ‌ نخواهدش‌ ديد.     ::    بودا : خود را به‌ غفلت‌ مسپريد، با كامجويي‌ و خوشباشي‌ آشنا مباشيد. آن‌ كو به‌ هشياري‌ به‌ ديانَه‌ بنشيند به‌ خوشدليِ پُربار رسد.     ::    دكتر شريعتي‌ : فلسفه‌ و ايدئولوژي‌ در نظر خيلي‌ از متفكرين‌، مترادف‌ پنداشته‌ مي‌شود، در صورتي‌ كه‌ رابطه‌ فلسفه‌ با ايدئولوژي‌ همان‌ اندازه‌ دور است‌ كه‌ رابطه‌ علم‌ با ايدئولوژي‌.     ::    داوري‌ اردكاني‌ : با پيش‌ آمدن‌ حادثه‌ غرب‌ و تاريخ‌ غربي‌، نوعي‌ نگاه‌ به‌ موجودات‌ و به‌ آدميان‌ و به‌ زبان‌ و تاريخ‌ پديد آمده‌ است‌ و با استقرار عالم‌ غربي‌، درك‌ مبادي‌ آرا و غايت‌ نظر متفكران‌ گذشته‌ دشوار شده‌ است‌. به‌ اين‌ جهت‌ بايد آن‌ حادثه‌ را بازشناخت‌.
آرشيو کاريکاتور

تضاد آرامش با شادي ؟!

لطفا در صورت تمايل در پيوند با اين كاريكاتور ، به پرسش زير پاسخ دهيد : 
چرا انسان مدرن ، هر چه بيشتر دنبال شادي است ، آرامش را بيشتر از دست مي دهد ؟

کد مطلب: 1487

     
 
تايپ فارسی تايپ انگليسی
 
  نمايش آدرس ايميل شما به سايرين
 

www.moszein@yahoo.com
شادي و احساس رضايت دروني مرز باريكي دارند .درجهت نيل به دومي شادي فرينده و اغوا گراست
يكشنبه 2 اسفند 1388 ساعت 14:36
vipnad12@yahoo.com
اولا در سوال شما يك سوال خوابيده است و آن اينكه انساني بنام مدرن را تعريف بايد كرد آيا انسان مدرن همان كسي است كه روي پوستش خال كوبيده يا انسان مدرن كسي را مي گويند كه مثلا دكتري الهيات دارد ؟گستره بسيار زيادي در مدرن بودن انسان و قبول ديگران از اين مقوله مي توان يافت
ثانيا اگز نظري به تپوري فازي داشته باشيم در مورد آرامش هم گستره بسيار بزرگي را بايد بجوپيم تا ميانگين آنرا در يابيم در همين كامنت هاي موجود در ذيل همين مطلب ميتوانيد اين گزينه ها را مشاهده كنيد
پس اول بايد دو مقوله آرامش و انسان مدرن را تعريف كردو حدود آنرا معين كرد و سپس به سوال پاسخي در خور يافت
اما آرامش كامل يعني سكون يعني صفر مطلق و انسانها براي اجتناب از ورود به دايره صفر مرتبا از آن فراري هستند و لذا گريه مي كنند و لذت مي برند يا مي خندند و سرخوشي مي كنند
شنبه 1 اسفند 1388 ساعت 23:08
mjsarahmj@yahoo.com
شايد راهشو غلط انتخاب ميكنه !؟!
دوشنبه 19 بهمن 1388 ساعت 13:28
ارامش يك شاخص درونيست وبراي رسيدنش تمرين مي خواهد(تفكر)در حالي كه شادي يك عمل بيرونيست و خود يك تمرين است.دريا وقتيشاد است ارامشي ندارد!!!
جمعه 16 بهمن 1388 ساعت 00:40
به نظر مي رسد اساسا اين تصوير دچار نوعي اشتباه باشد. اصولاْ نمي توان آرامشي را بدون شادي و شادي اي را بدون آرامش تصور كرد. ميتوان آرامش را در برابر آسايش يا در برابر هيجان يا توسعه روابط اجتماعي و امثالهم قرار داد اما نميتوان آرامشي را بدون شادي تصور كرد. هر چند اين امكان وجود دارد كه شادي دروني باشد يا بيروني. امكان دارد شادي سطحي باشد يا عميق. ميتواند خنده اي از تماشاي فيلم كمدي باشد يا شادي بخشش و گذشت باشد كه همراه با غم است. در نهايت اما ميتوان اقرار داشت كه زندگي نوين همراه با افزايش آسايش آرامش را از انسان ربوده است.
سه شنبه 6 بهمن 1388 ساعت 14:04

1234567