خواندنی ها پرسش و پاسخ سخن ما فيلسوفان امروز ايران اساتيد فلسفه
آلكمايون‌ (550 سال‌ قبل‌ از ميلاد) : درباره‌ چيزهاي‌ ناديدني‌، تنها خدايان‌ بينش‌ واقعي‌ دارند، اما انسانها فقط‌ از روي‌ نشانه‌ها مي‌توانند داوري‌ كنند.     ::    عبدالكريم‌ سروش‌ : در جامعه‌ ما كساني‌ كه‌ دم‌ از ضديت‌ با غرب‌ مي‌زنند، خودشان‌ از مرغوب‌ترين‌ افراد در برابر غرب‌اند. دليل‌ آن‌ هم‌ اين‌ است‌ كه‌ غرب‌ را يك‌ هيولاي‌ پرهيبتي‌ مي‌انگارند كه‌ به‌ هيچ‌رو با هيچ‌ نيرو، با آن‌ مواجهه‌ نمي‌توان‌ كرد.     ::    هراكليت‌ : اگر خوشبختي‌ در لذتهاي‌ جسماني‌ مي‌بود، بايد گاوان‌ نر را، هنگامي‌ كه‌ ماش‌ سبز براي‌ خوردن‌ مي‌يابند، خوشبخت‌ بخوانند.     ::    ويتگنشتاين‌ : بدون‌ فلسفه‌، گويي‌، انديشه‌ها تار و نامتمايزند:وظيفه‌ فلسفه‌ اين‌ است‌ كه‌ آنها را روشن‌ سازد و به‌ آنها، مرزهايي‌ دقيق‌ ببخشد.     ::    هايدگر : اين‌ مرگ‌ است‌ كه‌ واقعيت‌ برابري‌ و بي‌اهميتي‌ همه‌ي‌ امور را نشان‌ مي‌دهد.     ::    بودا : ذهني‌ كه‌ انباشته‌ از انديشه‌هاي‌ آزمندي‌، خشم‌، و شيفتگي‌ است‌ اعتماد را نشايد. چنين‌ ذهني‌ را نبايد به‌ حال‌ خود رها ساخت‌؛ آن‌ را بايد سخت‌ مهار كرد. نه‌ مادر، نه‌ پدر و نه‌ هيچ‌ يك‌ از نزديكان‌ نمي‌توانند به‌ اندازه‌ يك‌ ذهن‌ تربيت‌ شده‌ در حق‌ ما نيكي‌ كنند.     ::    هراكليت‌ : شما هرگز نمي‌توانيد در يك‌ رودخانه‌، دوبار شنا كنيد. امّا كراتيلوس‌ در برابر او مي‌گفت‌:اما شما قادر نيستيد حتي‌ براي‌ يك‌ بار هم‌ در رودخانه‌ شنا كنيد؛ زيرا هم‌ همان‌ رودخانه‌ و هم‌ شما چنان‌ تغييرپذير هستيد كه‌ لغات‌ «همان‌» و «شما» داراي‌ معناي‌ واقعي‌ نيستند.     ::    بودا : تمامي‌ رنجهاي‌ آدمي‌ از خواستن‌ است‌. تمامي‌ رنجهاي‌ آدمي‌ از دل‌ نهادن‌ بر اين‌ عالم‌ است‌.     ::    هايدگر : ما در هر پرسش‌ نبايد چشم‌ انتظار پاسخ‌ باشيم‌؛ بلكه‌ بايد توقع‌ پيدايش‌ انبوهي‌ از پرسشهاي‌ تازه‌ را داشته‌ باشيم‌ و به‌ امكان‌ مطرح‌شدن‌ آنها، ياري‌ رسانيم‌.     ::    ويتگنشتاين‌ : گزاره‌ها نمي‌توانند راجع‌ به‌ امر برتر، چيزي‌ را بيان‌ كنند.
آرشيو کاريکاتور

تضاد آرامش با شادي ؟!

لطفا در صورت تمايل در پيوند با اين كاريكاتور ، به پرسش زير پاسخ دهيد : 
چرا انسان مدرن ، هر چه بيشتر دنبال شادي است ، آرامش را بيشتر از دست مي دهد ؟

کد مطلب: 1487

     
 
تايپ فارسی تايپ انگليسی
 
  نمايش آدرس ايميل شما به سايرين
 

چون شادي يافتني نيست !
دوشنبه 17 خرداد 1389 ساعت 16:49
درود
بصورت نسبي با نظر شما موافق هستم و گمان مي برم تعريفي كه انسان مدرن از شادي دارد با تعريف اصلي آن و كاركردي كه شادي واقعي بر مغز دارد با تعريف انسان امروز نا سازگار است
دوشنبه 23 فروردين 1389 ساعت 10:56
rezamimq@gmail.com
اول اين كه گمان نمي‌كنم اين موضوع فقط در مورد انسان مدرن مصداق داشته باشد. انسان مدرن خيلي تافته جدابافته ‌اي نيست و در كليات حتي با انسان غار نشين وحشي هم تفاوتي نداريم. فرق ما چند روز گرسنگي است.
اما تا حدودي درست به نظر مي‌آيد. شادي را بايستي در جمع جستجو كرد و آرامش را در خلوت. شايد حرف قابل اثياتي نباشد و از نظر پوپر يك حرف غير علمي.
اما در شادي سطح انرژي بالا مي رود و با سطح انرژي بالا آرامش و سكوني در كار نيست. در ترموديناميك همه مواد تمايل دارند تا به پايين‌ترين سطح انرژي ممكن برسند. معادل اين موضوع در مورد انسان هم صدق مي‌كتد. وقتي سطح انرژي بالاست شادي و تحرك هم هست. به نظرم در استاديوم آزادي جايي براي آرامش نيست. گمان نمي‌كنم بدون وجود هر يك از اين دو هم گردش روزگار آدمي كامل باشد.
جمعه 13 فروردين 1389 ساعت 09:44
soroosh_pendar@hotmail.com
با سلام شايد پاسخ اين پرسش خود نهفته در پرسش است.جهان جديد كه كه مهمترين بارزه اش مدرنيت است داعيه لذت بخشي و بهره برداري تام وتمام وتامين سعادت دنيايي دارد اما گويا سخني از آرامش ندارد يا آن را ضميمه و مستتر در همان موارد مي داند.حال آنكه در دستگاه و جهان بيني ديني آرامش نيست مگر در ذكر خداي متعال و كسي كه درين فضا مي زيد در خوف و رجا غوطه ور است گاهي در قبضه ي خوف و ابتلا و امتحان است و گاهي در عوالم اميد و اطمينان و اينان همه در پرتو ذكر.و اين همه از ميوه هاي عالم دينداري است و خداوند متعال گويي آرامش را فقط در محاط اين جهانبيني قرار داده و در بيرون و در نزد نا معتقدين به آن حظي و بهرهاي ننهاده.و شادي صرفا دنيوي را بي توجه به عقبي منفصل از ذات و حقيقت آرامش گذارده است.و از قول خواجه :
چون غمت را نتوان يافت مگر در دل شاد
ما به اميد غمت خاطر شادي طلبيم.
همچنين مي توان به وضوح پپيوند و نسبت تكميلي غم و شادي را در نزد عرفا نشان داد.و اشارات جاي جاي آنان نا بسندگي عيش دنيايي را عيان تر كي كند. و باز از قول خواجه:
مجوي عيش خوش از دور واژگون سپهر
كه صاف اين سر خم جمله دردي آميز است.
ولسلام.
سروش عبدالحسيني
پنجشنبه 12 فروردين 1389 ساعت 11:58
جسم ما با شادی احساس رضایت میکند ولی نه روح ما روح زمانی بیشترین احساس رضایت دارد که در ارامش باشد نه شادی
چهارشنبه 11 فروردين 1389 ساعت 19:58

123456789