خواندنی ها پرسش و پاسخ سخن ما فيلسوفان امروز ايران اساتيد فلسفه
هراكليت‌ : كوتاه‌ترين‌ راهها به‌ سوي‌ نيكنامي‌، نيك‌ شدن‌ است‌.     ::    ابن‌ رشد : كار فلسفه‌ جز اين‌ نيست‌ كه‌ در موجودات‌، به‌ طور عميق‌ نظر مي‌كند و آنها را از جهت‌ دلالت‌ بر صانع‌، حكم‌ معتبر مي‌شناسد.     ::    جان‌ ديويي‌ : محيطي‌ كه‌ در آن‌ انسان‌ زندگي‌ مي‌كند، تنها محيط‌ مادي‌ يا فيزيكي‌ نيست‌، بلكه‌ زمينه‌ فرهنگي‌ نيز دارد.     ::    دكارت‌ : ما بايد اراده‌ خود را محدود كنيم‌ و از حكم‌كردن‌ نا به‌ جا ممانعت‌ به‌ عمل‌ آوريم‌. ما بايد مدعيات‌ شناختي‌ خود را به‌ تصورات‌ واضح‌ و متمايز، محدود سازيم‌.     ::    هراكليت‌ : هنگامي‌ كه‌ زاييده‌ مي‌شوند، آرزوي‌ زندگي‌ كردن‌ دارند و سرنوشت‌ (مرگ‌) خود را پذيرفتن‌؛ يا بيشتر از آن‌ آسودن‌ و فرزنداني‌ پشت‌ سر مي‌نهند كه‌ بار ديگر با سرنوشت‌ (مرگ‌) روبه‌رو مي‌شوند.     ::    ويتگنشتاين‌ : اثر من‌ شامل‌ دو بخش‌ است‌:بخشي‌ كه‌ عرضه‌ كرده‌ام‌ و بخشي‌ كه‌ ننوشته‌ام‌؛ و دقيقاً اين‌ دو بخش‌ است‌ كه‌ مهم‌ است‌.     ::    زنون‌ : اگر كثرت‌ هست‌، هستنده‌ نامحدوداند. زيرا هميشه‌ در ميان‌ هستنده‌ها، چيزهاي‌ ديگر و باز هم‌ چيزهاي‌ ديگري‌ در ميان‌ اينها هست‌ و بدينسان‌ هستنده‌ها نامحدودند.     ::    مولانا : هر نفس‌ نو مي‌شود دنيا و ما / بي‌ خبر از نوشدن‌ اندر بقا/ پس‌ ترا هر لحظه‌، مرگ‌ و رجعتي‌ است‌/ مصطفي‌ فرمود، دنيا ساعتي‌ است‌     ::    بودا : چه‌ سهل‌ است‌ تنيدن‌ به‌ كارهاي‌ بد، و چه‌ صعب‌ است‌ تنيدن‌ به‌ سودمند و نيك‌.     ::    نيچه‌ : همسايه‌ي‌ ما، همسايه‌ي‌ ما نيست‌، همسايه‌ي‌ همسايه‌ي‌ ماست‌. هر ملت‌ چنين‌ مي‌انديشد.
آرشيو کاريکاتور

نيچه، مسيحيت و عيسي مسيح

نيچه، در سخت ترين عبارات خود، ايمان مسيحي را چنين مورد حمله قرار ميدهد:
" ايماني كه مسيحيت آغازين مي طلبيد و كم نيز به آن دست نيافت، ايماني بود سر بر كشيده در ميان جهان شكاك و ازاده جان جنوبي با صد سال جدال مكتبهاي فلسفي در پشت سر و درونش، و افزون بر آن با سابقه ي تربيتي كه امپراتوري روم براي رواداري دين[ ميداد. بنابر اين، اين ايمان آن ايمان خالصانه و خام و جان نثارانه اي نبود كه، بمثل، لوتر يا كامول يا هربر-جان شمالي ديگر با آن به خدا و مسيحيت خود مي چسبد؛ بلكه به ايمان پاسكال نزديكتر بود، كه به طرز وحشتناكي به خود كشي آرام-آرام عقل ميماند- خودكشي عقلي سرسخت و سخت جان و كرم وار كه يكباره و با يك ضربه كشته نمي شود.
ايمان مسيحي از آغاز قرباني ميطلبد: قرباني كردن همه ي آزادي، همه ي غرور، همه ي اتكاي روح به خود؛ و نيز بندگي كردن و خود را به سخره گرفتن و مثله كردن...
مردم روزگار نو، كه نسبت به تعبيرهاي مسيحي خنگ شده اند، ديگر نمي توانند مانند يك حس چشايي باستاني حس كنند كه فرمول باور نكردني « خدا بر صليب» چه مزه هولناك مبالغه آميزي دارد. تا كنون هيچگاه و هيچ جا چنين هولناك و پرسنده و پرسيدني مانند اين فرمول در كار نبوده است: اين فرمول واژگوني همه ي ارزشهاي جهان باستان را نويد مي داد."
آيا براستي، نيچه كه اين چنين سرسخت، مسيحيت را به باد انتقاد مي گرفت، اصول اخلاقي زير دستانه ي آنرا محكوم مي شمرد، هيچگونه قرابتي با تفكرات مسيح نداشت؟ عيسي مسيح كه او را " تنها مسيحي واقعي" مي خواندش، آيا هيچ نسبتي با ابر مرد نيچه اي نداشت؟ پاسخهاي "ياسپرس"، به اين سئوال مثبت است؛ اما شما چطور فكر ميكنيد؟

کد مطلب: 701

     
 
تايپ فارسی تايپ انگليسی
 
  نمايش آدرس ايميل شما به سايرين
 

urtinbagro@yahoo.com
متاسفم که دوستان بدین شکل تعصبی و احمقانه که شناختی به نسبت نیچه و درکی به نسبت مطلب ندارند دارند نظرمی می دهند
دوشنبه 8 خرداد 1391 ساعت 19:28
Apparently this is what the esteemed Willis was tkialnbout.
يكشنبه 31 ارديبهشت 1391 ساعت 19:14
Right on-this helepd me s_ort things right out.
يكشنبه 16 مرداد 1390 ساعت 11:54
jcsahar@gmail.com
اخرین مسیحی همان نبود که بر صلیب مصلوب شد

شاید اخرین مسیحیها داستایوفسکی و نیچه بودند .
دوشنبه 6 مهر 1388 ساعت 18:55
noor_searcher_8@yahoo.com
نيچه تسبيح خدا بود از سوء استفاده ي دينداران بازيگر از خدا

در جلسه اي رفتم در دانشگاه كه قرار بود در مورد نيچه صحبت بشه . رفتم ديدم دارن به نيچه مي خندن...
اينم يه جور جلسه ي فلسفيه (؟)...
جمعه 5 تير 1388 ساعت 23:14

12