خواندنی ها پرسش و پاسخ سخن ما فيلسوفان امروز ايران اساتيد فلسفه
بودا : اي‌ رهروان‌! به‌ كردار پيچك‌ ياس‌ كه‌ گلهاي‌ پژمرده‌اش‌ را فرو مي‌ريزد، شما نيز بايد كه‌ از آز و كينه‌ رهايي‌ يابيد.     ::    هايدگر : ما در هر پرسش‌ نبايد چشم‌ انتظار پاسخ‌ باشيم‌؛ بلكه‌ بايد توقع‌ پيدايش‌ انبوهي‌ از پرسشهاي‌ تازه‌ را داشته‌ باشيم‌ و به‌ امكان‌ مطرح‌شدن‌ آنها، ياري‌ رسانيم‌.     ::    بودا : كسي‌ كه‌ روحيه‌اش‌ با خواهشها و هوسها آشفته‌ و پريشان‌ نيست‌ و در وراي‌ خوبي‌ و بدي‌ است‌، بيداري‌ است‌ كه‌ ترس‌ و بيم‌ نمي‌شناسد. بدتر از آنچه‌ يك‌ دشمن‌ بتواند در حق‌ دشمن‌ خود كند، روح‌ بدسگال‌ در حق‌ انسان‌ تواند كرد.     ::    نيچه‌ : و من‌ سه‌ استحاله‌ي‌ روح‌ را اعلام‌ مي‌كنم‌ كه‌ چگونه‌ روح‌، يك‌ شتر مي‌شود، سپس‌ شتر، شير مي‌گردد و بالاخره‌ به‌ كودكي‌ تبديل‌ مي‌شود.     ::    هايدگر : هيچ‌ توصيف‌ و توضيحي‌ نمي‌تواند با ادعاي‌ عينيّت‌ كامل‌ به‌ ميدان‌ بيايد، و هميشه‌ ارائه‌ دهنده‌ي‌ فهمي‌ تأويلي‌ خواهد بود.     ::    بودا : كسي‌ كه‌ روحيه‌اش‌ با خواهشها و هوسها آشفته‌ و پريشان‌ نيست‌ و در وراي‌ خوبي‌ و بدي‌ است‌، بيداري‌ است‌ كه‌ ترس‌ و بيم‌ نمي‌شناسد. بدتر از آنچه‌ يك‌ دشمن‌ بتواند در حق‌ دشمن‌ خود كند، روح‌ بدسگال‌ در حق‌ انسان‌ تواند كرد.     ::    اقبال‌ لاهوري‌ : در تاريخ‌ انديشه‌ معاصر، يك‌ نظر مثبت‌ در مورد بقاي‌ روح‌ وجود دارد و آن‌ هم‌ نظريه‌ي‌ «دور جاودان‌» نيچه‌ است‌. اين‌ نظر نيچه‌، كه‌ او آن‌ را با شور و حالي‌ پيامبرگونه‌ ابراز مي‌دارد، كوشش‌ و كششي‌ در افكار جديد را آشكار مي‌سازد.     ::    عبدالكريم‌ سروش‌ : در جامعه‌ ما كساني‌ كه‌ دم‌ از ضديت‌ با غرب‌ مي‌زنند، خودشان‌ از مرغوب‌ترين‌ افراد در برابر غرب‌اند. دليل‌ آن‌ هم‌ اين‌ است‌ كه‌ غرب‌ را يك‌ هيولاي‌ پرهيبتي‌ مي‌انگارند كه‌ به‌ هيچ‌رو با هيچ‌ نيرو، با آن‌ مواجهه‌ نمي‌توان‌ كرد.     ::    هايدگر : اين‌ مرگ‌ است‌ كه‌ واقعيت‌ برابري‌ و بي‌اهميتي‌ همه‌ي‌ امور را نشان‌ مي‌دهد.     ::    افلاطون‌ : (خطاب‌ به‌ بيگانه‌) پس‌ پيداست‌ كه‌ شما ديري‌ است‌ كه‌ هرگاه‌ لفظ‌ «وجود» را به‌ كار مي‌بريد؛ با آنچه‌ مرادتان‌ هست‌، آشناييد. ما نيز پيش‌ از اين‌ مي‌پنداشتيم‌ كه‌ آن‌ را ] وجود را [ در مي‌يابيم‌، اما اكنون‌ متحير و دروا شده‌ايم‌.
آرشيو کاريکاتور

نيچه، مسيحيت و عيسي مسيح

نيچه، در سخت ترين عبارات خود، ايمان مسيحي را چنين مورد حمله قرار ميدهد:
" ايماني كه مسيحيت آغازين مي طلبيد و كم نيز به آن دست نيافت، ايماني بود سر بر كشيده در ميان جهان شكاك و ازاده جان جنوبي با صد سال جدال مكتبهاي فلسفي در پشت سر و درونش، و افزون بر آن با سابقه ي تربيتي كه امپراتوري روم براي رواداري دين[ ميداد. بنابر اين، اين ايمان آن ايمان خالصانه و خام و جان نثارانه اي نبود كه، بمثل، لوتر يا كامول يا هربر-جان شمالي ديگر با آن به خدا و مسيحيت خود مي چسبد؛ بلكه به ايمان پاسكال نزديكتر بود، كه به طرز وحشتناكي به خود كشي آرام-آرام عقل ميماند- خودكشي عقلي سرسخت و سخت جان و كرم وار كه يكباره و با يك ضربه كشته نمي شود.
ايمان مسيحي از آغاز قرباني ميطلبد: قرباني كردن همه ي آزادي، همه ي غرور، همه ي اتكاي روح به خود؛ و نيز بندگي كردن و خود را به سخره گرفتن و مثله كردن...
مردم روزگار نو، كه نسبت به تعبيرهاي مسيحي خنگ شده اند، ديگر نمي توانند مانند يك حس چشايي باستاني حس كنند كه فرمول باور نكردني « خدا بر صليب» چه مزه هولناك مبالغه آميزي دارد. تا كنون هيچگاه و هيچ جا چنين هولناك و پرسنده و پرسيدني مانند اين فرمول در كار نبوده است: اين فرمول واژگوني همه ي ارزشهاي جهان باستان را نويد مي داد."
آيا براستي، نيچه كه اين چنين سرسخت، مسيحيت را به باد انتقاد مي گرفت، اصول اخلاقي زير دستانه ي آنرا محكوم مي شمرد، هيچگونه قرابتي با تفكرات مسيح نداشت؟ عيسي مسيح كه او را " تنها مسيحي واقعي" مي خواندش، آيا هيچ نسبتي با ابر مرد نيچه اي نداشت؟ پاسخهاي "ياسپرس"، به اين سئوال مثبت است؛ اما شما چطور فكر ميكنيد؟

کد مطلب: 701

     
 
تايپ فارسی تايپ انگليسی
 
  نمايش آدرس ايميل شما به سايرين
 

urtinbagro@yahoo.com
متاسفم که دوستان بدین شکل تعصبی و احمقانه که شناختی به نسبت نیچه و درکی به نسبت مطلب ندارند دارند نظرمی می دهند
دوشنبه 8 خرداد 1391 ساعت 19:28
Apparently this is what the esteemed Willis was tkialnbout.
يكشنبه 31 ارديبهشت 1391 ساعت 19:14
Right on-this helepd me s_ort things right out.
يكشنبه 16 مرداد 1390 ساعت 11:54
jcsahar@gmail.com
اخرین مسیحی همان نبود که بر صلیب مصلوب شد

شاید اخرین مسیحیها داستایوفسکی و نیچه بودند .
دوشنبه 6 مهر 1388 ساعت 18:55
noor_searcher_8@yahoo.com
نيچه تسبيح خدا بود از سوء استفاده ي دينداران بازيگر از خدا

در جلسه اي رفتم در دانشگاه كه قرار بود در مورد نيچه صحبت بشه . رفتم ديدم دارن به نيچه مي خندن...
اينم يه جور جلسه ي فلسفيه (؟)...
جمعه 5 تير 1388 ساعت 23:14

12