خواندنی ها پرسش و پاسخ سخن ما فيلسوفان امروز ايران اساتيد فلسفه
هراكليت‌ : تناقض‌، توافق‌ است‌ و از چيزهاي‌ ناموافق‌، زيباترين‌ هماهنگي‌ پديد مي‌آيد.     ::    دكارت‌ : وقتي‌ كه‌ خداوند ما را خلق‌ مي‌كرد، تصور فطري‌ خودش‌ را در ذهن‌ ما، مهر نمود.     ::    بودا : اين‌ دلِ من‌ پيش‌ از اين‌ چنان‌ كه‌ مي‌خواست‌، كام‌ او بود و خوش‌ داشت‌، مي‌گشت‌. اكنون‌ آن‌ را به‌ تمامي‌ به‌ فرمان‌ خود دارم‌، به‌ كردارِ، پيلباني‌ كه‌ مهارِ فيلِ مست‌ را نگاه‌ داشت‌ و او را به‌ فرمان‌ واداشت‌.     ::    بودا : در ميان‌ غافلان‌، هشيار و در ميان‌ خواب‌آلودگان‌، بيدار، دانا پيش‌ مي‌رود به‌ كردار يكي‌ باره‌ي‌ تيزتك‌ كه‌ يابويي‌ را پسِ پشت‌ مي‌گذارد.     ::    عبدالكريم‌ سروش‌ : انقلاب‌ اسلامي‌ در كشورما، انقلاب‌ بسيار پرشوري‌ بود، پرهيجان‌ بود، پر از عشق‌ بود، اما فقر تئوريك‌ داشت‌، و اين‌ فقر تئوريك‌ يعني‌ كمبود همان‌ سهمي‌ كه‌ عقل‌، بايد نسبت‌ به‌ آن‌ اداء كند و همچنان‌، اين‌ فقر، باقي‌ مانده‌ است‌.     ::    ويتگنشتاين‌ : به‌ راستي‌ امور ناگفتني‌ وجود دارند، آنها خود را «نشان‌ مي‌دهند». آنها «راز آميزند».     ::    آلكمايون‌ (در پاسخ‌ نامه‌ دعوت‌ داريوش‌) : همه‌ مردم‌ گفتار آز سيري‌ناپذير و شهرت‌ پرستي‌ هستند، اما من‌ كه‌ از فزون‌ جويي‌ گريزانم‌ نمي‌توانم‌ به‌ سرزمين‌ ايران‌ بيايم‌. من‌ به‌ اندك‌ قانعم‌ تا هماهنگ‌ با فكر و منظور من‌ باشد.     ::    بودا : غافلان‌ و ابلهان‌ به‌ تن‌ آساني‌ درافتند، و دانا از هشياري‌ خويش‌ چنان‌ نگهباني‌ كند كه‌ از نيكوترين‌ گنج‌.     ::    هراكليت‌ : افتخارها، خدايان‌ و آدميان‌ را برده‌ مي‌سازد.     ::    ويتگنشتاين‌ : آنچه‌ ما نابود مي‌كنيم‌، چيزي‌ نيست‌ جز خانه‌هايي‌ مقوايي‌ و ما زمينه‌ زبانهايي‌ را كه‌ آنها روي‌ آن‌ بر پا شده‌اند، صاف‌ مي‌كنيم‌.
خواندنی هاآرشيو مقاله

و سه روایت نافلسفی دیگر!

و سه روایت نافلسفی دیگر!
• روایت اول:
ابوموسا اشعری به عمر نوشت نامه هایی که از تو به ما میرسد، تاریخ ندارد. عمر از همراهان پرسید: تاریخ نهادن چیست؟ یکی برخاست و گفت: چیزی است که عجمان (ایرانیان) کنند و نویسند در ماه فلان از سال فلان. عمرگفت: چیزی نکو است. بعضی گفتند: به تاریخ رومیان بنویسید. گفته شد که آن ها از روزگار ذوالقرنین آغاز کنند و این دراز است. بعضی دیگر گفتند: به تاریخ پارسیان بنویسید. چنین بود که سال را از هجرت نبوی آغاز کردند. (تاریخ طبری جلد سوم)
• روایت دوم:
نامه ای به عمر رضی اله عنه رسید، مورخه ی شعبان. عمر به تردید اندر شد که کدام شعبان مقصود است. پس وجود صحابه را به شور در این کار دعوت کرد و اصحاب چنین رای دادند که باید از ایرانیان که بر هر چیزی عالم و ماهرند، امداد جوییم و راه ضبط اوقات و تقسیم اموال در مواقع معینه و توقیف مکاتبات را از آنان فرا گیریم. آن گاه از هرمزان پارسی ارایه ی طریق طلب کردند و از حفظ اوقات و شماره ی ماه و سال را به ایشان آموخت وعمر از روی گفته های هرمزان، تاریخ هجری را وضع کرد که از آن وقت تاکنون میان ما مسلمانان دایر است.
• روایت سوم:
ابوالفدا، در «تقسیم البلدان» و ابن خلدون در مقدمه ی کتاب خود گفته اند، وقتی سعدبن ابی وقاص بر مداین دست یافت، در آن جا کتاب های بسیار دید. نامه به عمربن خطاب نوشت و در باب این کتاب ها دستور خواست. عمر در پاسخ نوشت: آن همه را به آب افکن که اگر آن چه در آن کتاب ها هست، سبب راهنمایی است، خداوند برای ما قرآن را فرستاده است که از آن ها راهنماتر است و اگر در آن کتاب ها، جز مایه ی گمراهی نیست، خداوند ما را از شر آن ها در امان داشته است. از این سبب، آن ها همه کتاب ها را در آب یا در آتش افکندند . 

کد مطلب: 1143

     
 
تايپ فارسی تايپ انگليسی
 
  نمايش آدرس ايميل شما به سايرين
 

افرين به بي طرفي شما مخلص از شما تشكر ميكنم روايت سوم جعل نيست .به كتاب دوقرن سكوت زرين كوب مراجعه شود . البته براي افراد شكاك عرب جاهلیت زده ادم نمي شود
پنجشنبه 10 شهريور 1390 ساعت 16:23
Wow, your post makes mine look felebe. M_ore power to you!
شنبه 31 ارديبهشت 1390 ساعت 08:30
krazavy@yahoo.com
در مورد روایت سوم سوال دارم.
آبا در صدر اسلام این همه ناآگاهی نیبت به کتاب و کتاب خوانی وجود داشت که خلیفه مسلمین دستور نابودی کتابها را دهد؟
يكشنبه 26 دي 1389 ساعت 14:40
enjavian@gmail.com
حكايت سوم جعل تاريخ است.دقت فرماييد نکند جعل باشد.
چهارشنبه 31 شهريور 1389 ساعت 15:38
enjavian@gmail.com
روايت سوم تحريف است.لطفا به كتاب بامداد اسلام از دكتر زرين كوب و خدمات اسلام و ايران ار مرتضي مطهري رجوع شود .اکر نیافتید با من تماس بگیرید.با سپاس
دوشنبه 29 شهريور 1389 ساعت 20:42

123