خواندنی ها پرسش و پاسخ سخن ما فيلسوفان امروز ايران اساتيد فلسفه
سهل‌ شوشتري‌ : هر وجدي‌ كه‌ صوفي‌ دارد، اگر كتاب‌ و سنت‌ به‌ راستي‌ آن‌ گواهي‌ ندهد، باطل‌ است‌.     ::    آلكمايون‌ (550 سال‌ قبل‌ از ميلاد) : فرق‌ انسان‌ با ديگر جانداران‌ آن‌ است‌ كه‌ تنها انسان‌ مي‌انديشد، در حالي‌ كه‌ ديگران‌ احساس‌ مي‌كنند ولي‌ نمي‌انديشند.     ::    ويتگنشتاين‌ : اثر من‌ شامل‌ دو بخش‌ است‌:بخشي‌ كه‌ عرضه‌ كرده‌ام‌ و بخشي‌ كه‌ ننوشته‌ام‌؛ و دقيقاً اين‌ دو بخش‌ است‌ كه‌ مهم‌ است‌.     ::    نيچه‌ : مردم‌ دنياي‌ امروز به‌ واسطه‌ي‌ مهجوريتي‌ كه‌ نسبت‌ به‌ مصطلحات‌ ديني‌ مسيح‌ پيدا كرده‌اند، ديگر قادر نيستند علو و عظمت‌ وحشت‌آور مفهومي‌ را كه‌ كلمه‌ رمز و معماي‌ «خداي‌ روي‌ صليب‌» در ذهن‌ و ذوق‌ مردمان‌ عهد عتيق‌ داشت‌، احساس‌ كنند.     ::    نيچه‌ : اي‌ فرزانه‌ در مقام‌ اخترشناس‌ - تا ستارگان‌ را چيزي‌ «بر فراز خويش‌» مي‌بيني‌، چشم‌ اهل‌ معرفت‌ در تو نيست‌.     ::    بودا : ذهني‌ كه‌ انباشته‌ از انديشه‌هاي‌ آزمندي‌، خشم‌، و شيفتگي‌ است‌ اعتماد را نشايد. چنين‌ ذهني‌ را نبايد به‌ حال‌ خود رها ساخت‌؛ آن‌ را بايد سخت‌ مهار كرد. نه‌ مادر، نه‌ پدر و نه‌ هيچ‌ يك‌ از نزديكان‌ نمي‌توانند به‌ اندازه‌ يك‌ ذهن‌ تربيت‌ شده‌ در حق‌ ما نيكي‌ كنند.     ::    نيچه‌ : مسيحيّت‌ اروس‌ (خداي‌ عشق‌ يونان‌) را زهر نوشاند- اما او نمرد، بلكه‌ به‌ مرتبه‌ رذيلت‌ فروافتاد.     ::    دكارت‌ : ما قادر هستيم‌ مدعي‌ شويم‌ كه‌ جسم‌ وجود ندارد و همچنين‌ ادعا كنيم‌ كه‌ جهاني‌ نيز وجود ندارد... اما هرگز نمي‌توانيم‌ ادعا كنيم‌ كه‌ من‌ وجود ندارم‌. زيرا من‌ مي‌توانم‌ در حقيقت‌ ساير اشياء، شك‌ كنم‌.     ::    هگل‌ : فلسفه‌ من‌، شبيه‌ دايره‌ است‌:در آن‌، آغاز همان‌ انجام‌ و انجام‌، همان‌ آغاز است‌.     ::    هراكليت‌ : شما هرگز نمي‌توانيد در يك‌ رودخانه‌، دوبار شنا كنيد. امّا كراتيلوس‌ در برابر او مي‌گفت‌:اما شما قادر نيستيد حتي‌ براي‌ يك‌ بار هم‌ در رودخانه‌ شنا كنيد؛ زيرا هم‌ همان‌ رودخانه‌ و هم‌ شما چنان‌ تغييرپذير هستيد كه‌ لغات‌ «همان‌» و «شما» داراي‌ معناي‌ واقعي‌ نيستند.
آرشيو سخن ما

همتی بدرقه راه کن

فلسفه تنها برازنده یونانیان و ایرانیان است. «ابن خلدون»
برجسته ترین امتیاز معنوی مردم ایران گرایش آنان به تعقل فلسفی است. «محمد اقبال لاهوری»
ایرانیان نخستین "قوم تاریخی" هستند. آغاز تاریخ جهانی به معنای درست، از همان جاست. «هگل»

ایران
از دیدگاه جغرافیای انسانی، محدود به منطقه وسیعی است که زبانهای ایرانی، یعنی: فارسی، کردی، بلوچی، آذری، اسی یا استی و پشتو یا افغان در آن نقاط زبانهای رایج و مسلط بوده و هست. این منطقه نه تنها ایران کنونی، بلکه بخشهای وسیعی از آسیای صغیر و آسیای مرکزی و افغانستان و پاکستان و هندوستان را در بر می گیرد. هم اکنون زبان رسمی تاجیکستان، فارسی است و نیز در قفقاز به لهجه های گوناگون استی، تکلم می کنند.

زبان فارسی و زبان پشتو زبان رسمی افغانستان است و در نواحی وسیعی از پاکستان نیز به همین زبان تکلم می کنند. آیا لزومی دارد که از حضور زنده و فعال زبان و فرهنگ فارسی در کشورهای ترکیه و عراق صحبت شود؟ یا اینکه گفته شود زبان فارسی به مدت چند قرن، زبان رسمی شاعران دربار مغول هند بوده است و آخرین فیلسوف و شاعر بزرگ هند محمد اقبال لاهوری، زیباترین اشعار فلسفی و عرفانی اش را به زبان فارسی سروده است؟ زبان آذری در نواحی وسيعی از ايران و آسيای ميانه و آسيای غربی گسترده است و فيلسوفان و شاعران بزرگی از مولانا و رجبعلی تبريزی گرفته تا شهريار به اين زبان، کتاب نوشته و شعر سروده اند.

اندیشه ایرانی به این بسنده نکرد
از قرن هفتم میلادی یا اول هجری به بعد ایرانی مُهر و نشان خود را نیز بر تمامی آنچه که فلسفه و تفکر اسلامی نام دارد، نهاده است. نه تنها فارابی و ابن سینا و سهروردی، بزرگترین فیلسوفان جهان اسلام، ایرانی بوده اند بلکه بزرگترین مفسر قرآن مجید در تاریخ جهان اسلام یعنی محمدبن جریر طبری و یا برجسته ترین متفکر اهل سنت یعنی امام محمد غزالی نیز از همین کشور برجسته اند. بی آنکه احتیاجی باشد از دیگر متفکران مکاتب فلسفی ایران، سخن برانیم، حضور زنده و فعال همین پنج تن، در تمامی زمینه های تفکر اسلامی، خود گویای دریایی از مطلب است. 

ما در کانون ایرانی پژوهشگران فلسفه و حکمت 
برای خویش رسالتی تاریخی یافته ایم و سودای آن داریم تا به قدر توان و توش، پلی میان گذشته و اکنون، رشته ی پیوندی میان شرق و غرب و جایگاهی برای اندیشه ورزی فلسفی جوانان میهن باشیم.

گامهایتان را به این پهنه آزادگی و بالندگی، خوش آمد می گوییم.
در این پویه ی گرانمایه با ما همراه شوید. 

خواننده گرامی
در بازنمون دیدگاههای فیلسوفان، ما روش همدلانه را پیش گرفته ایم، بنا بر این در هنگام تبیین آراء فیلسوف، از نگاه یک همدل و همسو به افکارش و زندگانی اش نظر انداخته ایم. شیوه ما همان است که برتراند راسل بعنوان سخنی روشنگرانه در این باب - به زبان رانده است:
" هنگام بررسی آراء و افکار یک فیلسوف نگرش درست این است که نه تکریمش کنیم، نه تحقیرش، بلکه در ابتدا همدلی مفروضی با داشته باشیم تا رفته رفته دستگیرمان شود که پذیرفتن نظریات او یعنی چه، و چون به اینجا رسیدیم می توانیم نگرش انتقادی در پیش گیریم."

کد مطلب: 440

     
 
تايپ فارسی تايپ انگليسی
 
  نمايش آدرس ايميل شما به سايرين
 

aby3051@yahoo.com
فقط مي توان گفت :
بر سر گنج از گدايي مرده ايم !!
شنبه 5 بهمن 1387 ساعت 23:33
tavassoli60@ymail.com
شما ايرانيان فقط دلخوش به تذكار گذشته باستاني تان هستيد وخود بهتر مي دانيد كه اكنون و حالا از ان فرهنگ وانديشه چيزي برايتان نمانده است .هر گوشه كلان شهرهايتان وحتي روستاهايتان بوي بي گانگي مي دهد .برخی فرهنگيانتان خود راشبيه غربيان مي كنند.تعدادی از زنانتان از مانكنها الگو مي گيرند ..اگر باور نداريد همانطور كه دوست عزيز گفته چشم هايتان رابشوپيد اما بادل نه بلكه با فكر به جامعه خودتان نگاه كنيد .ازواقعيت نبايد اباداشت
شما اكنون هيچ چيزي نداريد.
يكشنبه 29 دي 1387 ساعت 15:35
من باور دارم که :اگر بايد فيلسوفي كرد بايد فيلسوفي كرد و اگر نبايد فيلسوفي هم كرد باز بايد فيلسوفي كرد.
چهارشنبه 11 دي 1387 ساعت 16:17
bami_hall@yahoo.com
دست همه ي شما عزيزان درد نكنه. درود بر انسانهايى كه از دو چيز نمي ترسند؛ تفكر و مرگ
يكشنبه 24 آذر 1387 ساعت 22:41
o.zanjani@flugparadies-hamburg.de
کاملا درسته.هممون همه چی داریم .. فقط چشم نداریم...
چشم هارا باید شست ... میتوان با قلب دید..
جمعه 8 آذر 1387 ساعت 16:58

12345678910