خواندنی ها پرسش و پاسخ سخن ما فيلسوفان امروز ايران اساتيد فلسفه
بودا : چون‌ بداند كه‌ اين‌ تن‌ به‌ كردارِ كف‌ است‌ و بداند كه‌ سرشت‌ آن‌، سراب‌گونه‌ است‌ و بتواند تيرهاي‌ گُلْ مانندِ مارَه‌ را بشكند؛ جايي‌ بخواهد رفت‌ كه‌ شاهِ مرگ‌ نخواهدش‌ ديد.     ::    دكتر شريعتي‌ : آنچه‌ بودا نفي‌ كرده‌ و از پرستش‌ و توسل‌ به‌ آنها برحذر داشته‌ است‌، خدايان‌ است‌؛ و اين‌ نه‌ نفي‌ توحيد كه‌ نفي‌ شرك‌ است‌.     ::    سهل‌ شوشتري‌ (تستري‌) : وقت‌ تو عزيزترين‌ چيزهاست‌، پس‌ آن‌ را به‌ عزيزترين‌ چيزها مشغول‌ساز.     ::    دكارت‌ : از آنجا كه‌ من‌ مي‌توانم‌ به‌ نحو واضح‌ و متمايزي‌، وجود ذهن‌ را مستقل‌ از بدن‌، درك‌ كنم‌، بنابراين‌ ذهن‌ بايد براي‌ خود وجودي‌ مستقل‌ داشته‌ باشد.     ::    كانت‌ : دو چيز جان‌ مرا از اعجاب‌ و احترام‌، سرشار مي‌سازد:آسمان‌ پر ستاره‌ي‌ بالاي‌ سر من‌ و قانون‌ اخلاقي‌ در درون‌ من‌.     ::    ملاصدرا : من‌ در اين‌ زمان‌ در ميان‌ جماعتي‌ گرفتار شده‌ام‌ كه‌ هرگونه‌ تأمل‌ در متون‌ و ژرف‌ انديشي‌ را نوعي‌ بدعت‌ در دين‌ مي‌شناسند. تو گويي‌ آنها حنبليهاي‌ كتب‌ حديث‌ هستند كه‌ حق‌ با خلق‌ و قديم‌ با حادث‌ بر آنها مشتبه‌ شده‌ است‌.     ::    بودا : تنها رفتن‌، بهتر، همراهي‌ با نادان‌ نشايد. باشد كه‌ مردْ تنها برود، باشد كه‌ دست‌ به‌ دنيالايد، با خواستهاي‌ اندك‌، به‌ كردار يكي‌ پيل‌ در جنگل‌.     ::    دكارت‌ : ما بايد اراده‌ خود را محدود كنيم‌ و از حكم‌كردن‌ نا به‌ جا ممانعت‌ به‌ عمل‌ آوريم‌. ما بايد مدعيات‌ شناختي‌ خود را به‌ تصورات‌ واضح‌ و متمايز، محدود سازيم‌.     ::    پارمنيت‌ : مطابق‌ گمان‌ (آدميان‌)، چيزها پديد مي‌آيند و اكنون‌ هستند و از اين‌ پس‌ نيز به‌ همانسان‌ رشد مي‌كنند و سپس‌ به‌ پايان‌ مي‌رسند و آدميان‌ براي‌ هر يك‌، نامي‌ نشان‌دار نهاده‌اند.     ::    بودا : رهرو از دست‌، آگاه‌، از پاي‌ آگاه‌، از رفتار خويش‌ آگاه‌ است‌. تنها و خرسند است‌، او را رهرو مي‌خوانند.
استاد فلسفهآرشيو مطلب

محمد مجتهد شبستری

کد مطلب: 349

     
 
تايپ فارسی تايپ انگليسی
 
  نمايش آدرس ايميل شما به سايرين
 

من بعضی از نقض های قرآن رو که این دوستمون گفتن رو پیگیری کردم؛ راستش حال نداشتم همه رو بررسی کنم اما این رو بررسی کردم :
آیه 1 انفال درباره غنائم جنگ میگه اما 45 انفال درباره پایداری مؤمنان حرف میزنه!
هیچ تناقضی پیدا نکردم.
سه شنبه 6 مهر 1389 ساعت 03:20
www.eshagh2007@.com
درود بسيار فراوان. دوستان با سپاس از ايده هاي روشنگرانه ي شما
خواهش مقاله ي هرمونوتيك و تفسير قران را برايم ايميل كنيد
دوشنبه 5 مهر 1389 ساعت 15:43
خدمت این دوست عزیز حقیقت جو سلام و درود عرض می کنم.که این همه به خودش زحمت داده و ایرادات قرآن را گرفته با هوش سرشار خود تمام کسانی که تا الآن قرآن خونده بودند را احمق خونده و پاکترین انسان های عالم را که دنیا و مافیها برایشان پشیزی نمی ارزید متقلب و حقه باز خونده!من نمی دانم چرا فکر کرده است خودش تنها کسی است که تا به حال قرآن مجید را با فکر خوانده و هیچکس غیر او تا به حال متوجه این به اصطلاح تعارضات قرآن نشده و ایشان اول کسی است که نقاب از تمام مفسرین حقه باز! برداشته و حقیقت را مکشوف کرده است.به راستی جای بحث علمی در این یه خورده جا نیست فقط از این بزرگوار می خواهم سه تفسیر المیزان،مجمع البیان،و نمونه را بگیرد بی شک بسیاری از این تناقضات برایش حل خواهد شد آنقدر مقدار هم که باقی می ماند با تضرع و زاری بر درگاه حضرت حق از او بخواهد که خودش حقیقت این آیات را برای مبیّن فرماید.کمی هم بر نگاه فلسفی اش بیفزاید و انقدر عوامانه به کتاب مقدس مسلمانان ننگرد. «ما نگوییم بد و میل به ناحق نکنیم / جامه ی کس سیه و دلق خود ازرق نکنیم._رقم مغلطه بر دفتر دانش نزنیم/سرّ حق بر ورق شعبده ملحق نکنیم با تشکر
شنبه 13 شهريور 1389 ساعت 23:32
آخرين نظر خيلي مشكل داره.اولا خيلي از مطالب بر اساس حدسيات و نفسانياته و ثانيا مقايسه بين آيات با يك برداشت تحريف شده صورت گرفته مثلا آیه4 سوره معراج و آیه5 سوره سجده در مورد دو چيز كاملا متفاوته كه دو عدد 1000 و 50000هم به همين دليله.يا 134 آل عمران اصلا چيزي در مورد 3000فرشته نگفته و الاآخر.
توصيه من به اين معاند عزيز اينه كه ديگران رو پيرو شيطان ندونه و خدا رو با شيطان اينقدر اشتباه نگيره.
از مديريت سايت هم ميخوام كه اگر حسن نيت دارند از درج اين مطالب بدون تحقيق خودداري كنند و اگر هم مانند اين دوست عزيز معاند تشريف دارند پس لعنت خدا بر قوم فاسق و تحريف كننده.
سه شنبه 5 مرداد 1389 ساعت 09:26
farshadabase@yahoo.com
بزرگترین کلاهبرداری تاریخ درایران وخاورمیانه : خواهش میکنم اگرمی توانیدمراراهنمایی کنید که بدانم آیا در تحقیقاتم اشتباه کرده ام واگرحتی یک دلیل دارید که نشان دهد قرآن کلام خداست شما را به همان خدا آن دلیل رابه من هم بگوییدومرا راهنمایی کنید (البته لطفا فقط دلایل درست ومنطقی ) چند سال پیش بود که متوجه شدم در اصول دین تقلید جایز نیست وباید تحقیق کرد اما در مرحله تحقیق وقتی به دنبال دلیلی بودم که بفهمم قرآن سخن خداست دیدم که هیچ دلیل واقعی (بدون نیرنگ وتقلبی) در دنیا وجود ندارد که اینرا نشان دهد و افرادی که خواسته اند اثبات کنند قرآن کلام خدا است متاسفانه همه دست به دامان تقلب و دروغ وشیادی شده اند وبرعکس خداوندهزاران نشانه وعلامت وفلش واضح قرارداده که به ما نشان دهد قرآن هرگز کلام او نیست و نبوده است اما همان افراد متقلب وشیاد اینبار هم همه تلاش خود را به خرج داده اند که این نشانه وعلامات را پنهان کنند تا هیچ کس متوجه آنها نشود, این افراد دروغگو ومتقلب عده ای از مفسرین بودند که همه عمر تلاش نموده اند حقیقت را زیر خاک مدفون کنند بدون اینکه بدانند تبدیل به سرباز بی جیره ومواجب شیطان وتعصب ودروغ شده اند آیا می توان حقیقت را دید و خود را به ندیدن زد وادعای خداپرستی داشت؟ آیا جز این است که جهل و دروغ ومخصوصا تعصب در تضاد با حق پرستی است؟ بخش اول :حیله ها ,کلکها وتقلب های مفسرین:آنها معتقدند قرآن دارای اعجاز لفظی و معنوی است وغیرممکن است انسان بتوانداینگونه معجزه بیاورد1- اعجازلفظی قرآن: اعجازلفظی مربوط به اعدادی شگفت انگیزاست که مفسرین معتقدند درقرآن کلماتی به تعدادی معنی دارتکرارشده مثلا شهر به معنی ماه 12 بارتکرارشده ویوم بمعنی روز 365 بار ویا کلمه امام 12 بار یا دنیا و آخرت به تعداد مساوی ,موت وحیات به تعداد مساوی...وازاین قبیل رابطه ها,اما با شمارش معلوم می شود همه این اعداد جعلی ودروغند ( مفسرین مطمئنندشماهیچ وقت آنرا شمارش نمی کنید)و وقتی بوسیله کامپیوتر و با ذکر شماره آیه اشتباه آنان را تذکر میدهی طفره می روند و مثلا بهانه مفرد و جمع بودن کلمه را می آورند در حالیکه در هیچ کدام از حالات به به این عدد نمی رسند بها نه می آورند که گاهی اوقات باید مشتقات کلمات را هم به حساب آورد و باز هم به عدد مذکور نمی رسند( ولی در واقع آنها بهره خود را از آمار دروغین برده اند وافرادی را که به فکر شمارش نیافتاده اند را با خود هم عقیده کرده اند )مثلا یکی ازکلماتی که خیلی به مغالطه آماری آن تکیه می کنند کلمه شهر به معنی ماه است که می گویند 12 بار در قرآن آمده و آنرا معجزه ای جا لب ذکر می کنند ولی شمارش مشخص می کند که این کلمه در هیچ شرایطی نه مفرد و نه جمع نه با مشتقات و نه بدون آن عدد 12 نمی شود به عنوان مثال آیاتی که کلمه شهر(ماه)را بکار برده عبارتند از: 1-مائده آیه 97و آیه 2 2- بقره آیات 185 (دوبار)و194 (دوبار)و197 و226 و234 3- توبه آیات 36 (دوبار) و2 و5 4-سباء آیه 12 (دو بار)5-القدرآیه 3 6-نساءآیه 92 7- الطلاق آیه 4 8- مجادله آیه 4 9- الاحقاف آیه 15 (کلیه کلمات مذکوربوسیله نرم افزارهای کامپیوتری قابل شمارش هستند) یعنی در16 آیه و20 بار( با احتساب تکرار) و در هیچ حالتی نه مفرد ونه جمع به عدد 12 نمی رسند ولی همچنان به هدف هم عقیده کردن کسانی که شماره نمی کنند نائل می شوند اماغافلند که هرگز شیادی و دروغ نتیجه مثبت نمی دهند 2-اعجاز معنوی ومعرفتی و هزار و یک دلیل ونشانه خداوند به روشنی روزکه به وضوح به ما می گوید این سخنان هرگزکلام او نیست و نمی تواند باشد: آیه 28 سوره روم:خداوند مثالی از خودتان برای شما زده است, آیا برده های شما در روزی هایی که به شما داده ایم شریک شما می باشند آنچنانکه هردو مساوی بوده باشید.... واضح است که کلام فوق بیانگر تایید اصل برده داری ویا حداقل عدم مخالفت بنیادی با برده داری است که نسبت دادن آن به ذات مطلق هستی شرم آور است واما مفسران وعلمای عزیزدرتفسیرفرموده اند که به به عجب مثال زیبایی , بدیهی است که حقیقت امری الهی است وتعصب(جانبداری امر غیر واقعی)دستورالعملی شیطانی است ☺آیه34 سوره لقمان:هیچ کس بجزخدا نمی داند زمان قیامت کی است و چه چیزی در رحم های آبستن است>: دوربین های سه بعدی امروزه حتی رنگ قرنیه چشم جنین را در رحم مادر مشخص می کند, آیا این گفته شعور مطلق هستی است؟ آنهم در زمانی که حتی کند ذهنترین انسان میداند که این دو مثال از یک جنس نیستند؟ ☺شرح یک از هزار تناقضات این کتاب:تعداد و میزان این تناقضات آنقدر زیاد است که انسان حیرت می کند و من متاجبم که این مفسران عزیز چگونه توانسته اند اینقدر ساده لوحانه با این موضوع برخورد کنند وآیا می توان خدایی را تصور کرد که آلزایمر داشته وجملات قبلی خود را به خاطر نیاورد؟!!! و نیازمند لطف وچشم پوشی واغماض مفسران باشد؟(ناسخ ومنسوخها را هم شما خودبه لیست بیافزایید) ☺آیه 101 سوره مومنون:در قیامت هیچ کس از هیچ کس تقاضای کمک وسوال نمی کند ☻آیه 27 صافات و50 صافات و25 طور:بعضی از آنها از هم سوال می کنند و تقاضای کمک می کنند(بعض یتساالون) ☺آیه92 سوره حجر:به پروردگارت سوگند در قیامت از همه آنها سوال خواهیم کرد ☻آیه39 سوره الرحمن:در آن از هیچ کس نه انسان ونه جن سوال نمی شود! و مجرمان فقط از سیمایشان شناخته می شوند. ☺در قیامت در صور دمیده می شود و همه میمیرند و بار دیگر درصور دمیده می شود و همه زنده می شوند( دو بار) ☻آیه 53 یس:تنها یک صیحه خواهد بودوبه دنبال آن همه در نزد ما حاضرمیشوند. (این علامت ها و نشانه های خداوندآنقدر واضح هستند که فقط یک خفاش ممکن است اینهمه نور و وضوح را نبیند ویا منکر اینهمه روشنی شود چطور می توانید اینهمه اشکالات کودکانه را ببینید وآنها را توجیح کرده وماله بمالید سپس به خدا نسبت دهید) ☺آیه233 سوره بقره:مادران, فرزندان خود را دو سال تمام شیر دهند. ☻سوره احقاف آیه 15:دوره بارداری و از شیر گرفتن 30 ماه تمام است. ☺آیه 78 سوره نساء :اگر به آنها حسنه برسد می گویند از ناحیه خداست و اگر سیئه برسد می گویند از ناحیه توست بگو هر دوی اینها از ناحیه خداست( اطرافیان می گویند ای پیامبراز این به بعد همه میتوانند کارهای بد خود را به خدا نسبت دهند) ☻آیه79 سوره نساء:آنچه از نیکی ها به تو میرسد از طرف خداست و آنچه از بدی میرسد از طرف خود توست. ☺آیه 65 سوره انفال:هر20 نفر شما می تواند بر200 نفرغلبه کند و هر 100 نفر شما بر 1000 نفر ☻آیه 167 انفال :در شما ضعف هست و خدا تخفیف داد هرصد نفرشما با 200 نفر وهر1000 نفرشما بر2000 نفر(عجب خدایی که باید تجربه کند بعد تخفیف دهد وعجب تخفیفی وعجب مفسرین زحمتکشی که مجبورند چه عجایبی راتوجیه کنند) ☺آیه163 سوره انعام:بگو:من نخستین مسلمانم ☻آیه44 سوره نمل:ملکه سباء مسلمان شد و درسوره بقره می خوانیم که ابراهیم و دو فرزندش مسلمان بودندوحضرت نوح درآیه72 یونس می گویدمامورم مسلمان باشم:>مفسر گرامی فرموده حتما در عالم ارواح مورد نظر است گویی این کتاب فقط برای ارواح مفید است چون فقط آنها معنی نخستین مسلمان را در می یابند. ☺آیه 10 س نمل:عصای موسی تبدیل به (جان ) یعنی مارهای کوچک و سریع شد ☻آیه107 سوره اعراف:عصای موسی به صورت اژدهایی بزرگ شد. ☺آیه1انفال:همه غنایم متعلق به خدا ورسول است(ازتعداد جنگجویان کاسته میشود) ☻آیه 45 انفال:تنها یک پنجم غنایم متعلق به خدا و رسول است و مابغی متعلق به جنگجویان است. ☺آیه4 سوره معراج: روح در قیامت به سوی او عروج می کند در روزی که 50000 هزار سال است. ☻آیه5 سوره سجده:روح در قیامت به سوی او عروج میکند در روزی که 1000 سال است.:>(طبعا حالا باید در انتظارلطف مفسرین بنشیند که این 49000 سال اختلاف را طوری حل فصل کنند تا کمی باور پذیر شود) ☺آیه 87 سوره نمل :پس از نفخه صور همه بندگان چه گنهکاروچه نیکوکاردر پیشگاه خدا حاضر میشوند. ☻آیه127 و128 صافات:پس از نفخه صورهمه درپیشگاه خدا ظا هرمی شوند مگر بنده گان مخلص.(آیا خدا چنین سخن می گوید سپس منتظر مفسرین مینشیند تا این تناقضات رارفع رجوع کنند؟ خدا ناشناسی تا کجا؟) ☺آیه84 آل عمران:بگو ما در آنچه بر موسی و عیسی وسایرپیامبران آمده فرقی نمی گذاریم. ☻آیه67 آل عمران:ابراهیم نه یهودی بود و نه نصرانی و نه مشرک بلکه مسلمان بود...سوره برائه آیه 29 :با اهل کتاب بجنگید تا با خفت خواری مجبورشوندجزیه دهند(البته در دربار نجاشی هرگز چنین چیزی را نگفتند!!) ☺در سوره شمس گروهی از قوم ثمود ناقه را پی کردند ☻در سوره قمریکنفراز قوم ثمود ناقه را پی کرد(شقی ترین آنها) ☺درآیه 146 تا 148 شعراء قوم ثمود در سرزمینی پر از باغ وچشمه هستند ☻درآیه 28 سوره قمرقوم ثمودفقط یک چشمه داشته اند به نحویکه که آب آن یکروز برای شتربوده ویکروز برای بقیه مردم. ☺درآیه49 نمل علت هلاکت قوم ثمود نقشه کشیدن برای قتل صالح ذکرشده و همه آن قوم پس از طرح نقشه نابود می شوند. ☻درسوره هود آیه65 تا 67 علت هلاکت قوم ثمود پی کردن شتر صالح ذکرمیشود. ☺آیه2سوره مجادله:و شوهرانی که بر زنان خود ظهار کنند آنان مادران حقیقی نخواهند شد مادر فقط کسی است که انسان را میزاید.(به کلمه فقط دقت کنید) ☻سوره احزاب آیه6و52 :همسران پیامبر مادران شما هستند و بعد از پیامبر ازدواج با آنان حرام است.(مفسران کجایید چون تناقض خیلی آشکار است فورا به داد خدای ذهنی وموهوم خود برسید وسخنش را به نحوی توجیه وباورپذیر کنید) ☺آیه9 سوره انفال:خدا 1000 فرشته را به یاری پیامبر درجنگ بدر فرستاد ☻134 آل عمران:خدا3000 فرشته را به یاری پیامبر در جنگ بدر فرستاد ☺آیه 95 سوره انبیاء:حرام است به شهرهایی که بر اثر گناه نابودشان کردیم باز گردند آنها هرگز باز نمی گردند. ☻در آیه 55 و56 بقره قوم بنی اسرائیل بعد از صاعقه مرگبار دوباره زنده میشوند وبه شهرشان باز میگردند ☺ آیه 29 سوره بقره: و من در زمین خلیفه و جانشینی قرار خواهم داد ... فرشتگان گفتند آیا کسانی رامی خواهی خلق کنی که در زمین فساد کنند؟ ☻این آیه با کلیه آیات بعدی تناقض دارد یعنی انسان از ابتدا برای زندگی بر روی زمین خلق شده بود وقضیه درخت و سیب وگول زدن شیطان معنای خود را از دست میدهد وشیطان در واقع فرمان خدا را اطا عت کرده چون قرار بوده از طریق گول زدن انسان او را به زمین بفرستد جایی که از ابتدا برای زندگی در آن خلق شده بود. ☺ اما بازهم داستان قوم ثمود:در داستان قوم ثمود وشعیب تناقضات بسیاری در وسیله هلاکت آنها موجود است:آیه 78 سوره اعراف زمین لرزه را معرفی می کند و 13 و17 فصلت صاعقه را و67 و94 هود فریاد و صیحه آسمانی و 5 حاقه طاغیه را عامل هلاکت می داندو189 شعراء سایبانی از ابرهای کشنده و44 ذاریات صاعقه آتشین ,در16 فصلت عامل هلاکت قوم عاد باد صرصر معرفی شده است ولی در13 فصلت قوم ثمود و عاد هر دو با صاعقه نابود شدند..... مفسرین عزیز فرموده اند شاید همه اینها با هم اتفاق افتاده درست مثل اینکه از تنها شاهد قتلی که در50 سال پیش رخ داده بخواهی ماجرا را توصیف کند واو بگوید قاتل 10 ضربه چاقو زد و دفعه بعد بگوید او بوسیله طناب دار کشته شد ودفعه دیگر بگوید با شلیک یک تیر به قتل رسید و بار دیگرآمپول هوا...وما نتیجه بگیریم شاید همه با هم رخ داده وهرگز از خود نپرسیم پس چرا هیچ وقت همه عوامل را با هم در یکجا ذکر نکرد.نمی دانم خداوند برای حقیقت چند نشانه باید بگذاردتا متوجه شویم؟ فقط یکی از این تناقضات کافی است تا یک انسان خدا پرست را متوجه حقیقت کند اما شیوه تحقیقی وبرسی مفسرین اینگونه بوده که این کتاب سخن خدا وصحیح است حال باید فقط دنبال دلایلی باشیم که صحت آنرا تایید کند(فرض کنید هیات تحقیقی دادگاهی بااین روش صحت ادعای شهود رابرسی کند آیا این روش شرافتمندانه است) مگر میتوان این همه را دید و بر روی این حقایق چشم گذارد وباز هم داعیه خداپرستی داشت.اگر در این کتاب آمده باشد ماست سیاه است مفسر عزیزفرموده ماست های آنزمان سیاه بوده و اگر بگوید زهرمار شیرین است میگویند با توجه به خواص دارویی زهرمار می توان آنرا برای بشریت شیرین فرض کرد واگر بگوید قندتلخ است میفرمایندبا توجه به مضرات قند....(البته بااین روش می توان چنگیزخان راهم توجیه کرد)ومرتبا بر بدن خود صابون میزنند تا مبادا در تله حقایق گیر بیافتند. ♫درپاسخ به اتهامی که به خدای محمد زدند مبنی بر اینکه خدای او نیز مثل خودش فرزند دختر دارد:سوره نجم آیات21 و22 :آیا برای شما فرزند پسر است وبرای خدا فرزند دختر؟ اگر چنین بود این تقسیم ناعادلانه است... سوره صافات آیه 153 :آیا خدا دختران رابر پسران ترجیح داده؟ زمرآیه4 اگرخدامیخواست برای خودفرزندی انتخاب کندهرچه میخواست برمی گزید ♫آیه43 سوره نور:و از آسمان وکوه هایی که در آن است تگرگ نازل میکند... بشر اولیه خیلی زودتر توانست عوامل تشکیل دهنده باران را بشناسد اما تگرگ به خاطر فرایند پیچیده تشکیل آن تا صدها سال بعد ناشناخته ماند و ایرانیان باستان بر اساس تعالیم زرتشت معتقد بودند بارش بوسیله ستاره ناهید از فراز کوه هکر(پامیر) صورت می پذیرد(اوستا بخش آبان یشت) وگرنه واضح است در آسمان کوهی وجودندارد که از آن تگرگ ببارد اما عده ای از مفسران معتقدند هنوز تشکیل تگرگ برای بشر کاملاشناخته شده نیست در حالی که بوسیله دوربین های مخصوص نحوه تشکیل آن بارها از تلوزیون پخش شده اما گویی آنان زیاد فرصت تماشای تلوزیون ندارند همچنانکه از وجود دوربینهای تشخیص خصوصیات ژنتیکی سلولهای جنین بی خبر بودندو خوشبختانه وضوح آیه وذره ای آشنایی با صناعات ادبی مشخص میکند که جایی برای انگ تشبیه یا استعاره نیز وجود ندارد. ♫ صافات آیات 7 تا 10 :ما آسمان را با ستارگان زینت کردیم و آنرا از شر شیطان حفظ کردیم تا شیاطین هیچ از وحی و سخنان بالا نشنوند و از هر طرف به قهر رانده شوند هم به قهر رانده می شوند هم به عذاب قیامت گرفتار شوند جز آنکه کسی از شیاطین چون خواهد خبر از عالم بالا برباید هم او را شهاب فروزان تعقیب کند.>پس با این حساب این شهاب سنگ هایی که ما می بینیم تیرهایی است که خدا پرتاب می کند برای شیطان که یک وقت استراق سمع نکنند ..آیا می توان خدایی را تصور کرد که نحوه تشکیل شهاب سنگ را نداند ویا با سنگ شیاطین را دنبال کند که مبادا به حرفش گوش کند. ♫آیه14 آل عمران:محبت امور مادی از زنان و فرزندان واموال هنگفت ازطلا و نقره واسب های ممتاز وچهارپایان وزراعت در نظر مردم جلوه داده شده اینها سرمایه زندگی پست (مادی) است.>آیا زنان جزئی ازامور مادی و پست برای مردان هستند و با چهارپایان و اسبها در یک ردیف ذکر می شوند ایا چنین سخنی شایستگی شعور مطلق حاکم بر هستی را دارد . ♫سوره نباء آیه33 :وکواکب اترابا(نارپستان) بمعنی دختران نورس ونارس(که تازه سینه آنها.....)در بهشت وعده داده شده یعنی اینکه پیامبرکه خود در سن 55 سالگی با دختری 8 ساله ازدواج کرده اشکال که نداردهیچ, خود خداوند هم نیم نگاهی به دختربچه ها دارد ♫احزاب آیه 37 :وبرپیامبردر حکمی که خدا مقرر کرد(ازدواج با زنان پسرخوانده) گناهی نیست . آیه36 :وآنچه در دل پنهان می داشتی (علاقه به زن پسر خوانده ات) وتو از مخالفت و سرزنش خلق ترسیدی و از خدا سزاوارتر بود بترسی وما چون زید(پسر خوانده پیامبر) از آن زن کام دل گرفت او را به نکاح تو درآوردیم تا بعد از این مومنان در نکاح زنان پسر خوانده خود که از آن کامیاب شدند بر خویش حرج و گناهی نپندارند. اینکه پیامبر عاشق زن پسر خوانده اش شده وخداوند کامیابی پیامبر را دربهره گیری از آن زن معرفی میکند از آن حرفهاست که چغندر... ضمنا از سرزنش خلق ترسیدی با آیه 39 احزاب که میگوید پیامبران تنها از خدا می ترسند تناقض دارد که مفسران فرموده اند ترس پیامبر به خاطر خشیت از خدا بوده ولی آیا خدا پیامبر را از خشیت خدا منع می کند !!! ♫سوره احزاب آیه 49 :ای پیامبر زنانی که مهرشان را ادا کردی بر تو حلال کردیم و کنیزانی که خدا به غنیمت نصیب تو کرد و ملک تو شد ودختران عمه توودختران دایی ,خاله وعموی تو و هرکه با تو هجرت کرده بر تو حلال است وهر زنی که به مجانی ورایگان خود را به تو ببخشد این حکم فقط مخصوص تو است و نه دیگران. .>اینکه همه زنها فقط بر پیامبر حلال هستند و زنان پیامبر حتی پس از مرگش بر همه حرام هستند وفقط پیامبر حق استفاده رایگان از زنان را دارد نکات جالبی است اگر این سخنان را به خداوند نسبت بدهم و او را مدیر امور جنسی پیامبر بدانم حس حماقت عجیبی به من دست میدهداین حس از بدترین احساسهااست اما مفسرین گرامی این جملات را با توجیهاتی جک مانند تفسیرمی کنندواصلا ازاین حس بدشان نمی آید ومعمولا دو جمله کلیشه ای ولی خنده آور بکار میبرند گاهی می گویند عقل انسان نمی تواند اینها را درک کند انگار فراموش می کنند انسان برای شناسایی صحت و سقم سخن مجبور است آن را در ذهن تجزیه تحلیل کند کما اینکه دیوانگان چون ضعف عقل دارند هرگز نمی توانند چنین مسائلی را ازهیچ راه دیگری تجربه کنند و گاهی می گویند اینها سخنانی هستند که معانی دیگری درباطنش نهفته است یعنی ما نمی توانیم آن معانی را درک کنیم( گویی برای مریخی ها ومفسرین نازل شده) ♫سوره احزاب آیه51 :ای پیامبر هر یک از همسرانت را که بخواهی می توانی نوبتش را به عقب بیاندازی> پیامبر در سوره نساءآیه 3 گفته بود حداکثرازدواج 4 همسر است مشروط به اینکه عدالت در بین آنها رعایت شود ♫52 احزاب:ای پیامبربعد از این دیگر زنی بر تو حلال نیست هر چند از زیبایی او شگفت زده شوی!مگرکنیزی که مالک شوی. اینکه پیامبر قبل از ازدواج با زنی از زیبایی نا محرم شگفت زده شود به کنار,این زندگی چیزهای دیگر و بهتری برای شگفت زده شدن داردو مالکیت برکنیز.... پیامبر در این مرحله نزد همسرانش سوگند یاد میکند که دیگر ازدواج نکند اما آیه( انا احلنا لک ازواجک) دوباره دست او باز گذاشت. آیه1و2 تحریم:ای پیامبر برای چه حلال خدا را بر خود حرام کرده ای تا زنانت را از خود خشنود سازی , خدا حکم کرد سوگندهای خود را با کفاره بگشایید. در پیامد این احکام و ازدواج محمد با دختر بچه ای 9 ساله فقها استنباط کرده اند یک مرد برای می تواند برای ایجاد محرمیت یک دخترنوزاد را به عقد موقت خود درآورد مشروط به اینکه زن بزرگتر او به زن کوچکتر شیر ندهد زیرا دراین صورت هردو بر او حرام میشوند چون زن بزگترمادرزن رضاعی می شود و زن کوچکتر ربیبه (البته قطعا هدف فتوی محرمیت است که همه فقها آنرا در قسمت احکام شیر دادن آورده اند ولی امان از لحظه ای که آن مرد بخواهد از فرصتی که به گمانش خدا بر او حلال کرده استفاده کند درآن صورت اگر کودک زنده بماند تبدیل به یک بیمار روانی می شود وتعجب می کنم چگونه این فقها شیطان را که به این بزرگی دراین گوشه کمین کرده بود ندیدند) و اما معجزاتی از جنس لباسی که خیاط برای پادشاه دوخت وفقط حلال زاده ها آنرا می دیدند:♪ خدای مشرق ها ومغربها ♪ مفسرین:به به معجزه اشاره به کرویت زمین دارد.♪وچون از آنان بپرسی مگر واژه کروی یا گرد آنزمان اختراع شده بود و اگر می دانست چرا نگفت زمین گرد است♪مفسرین می فرماینداعراب جاهلی معنی آنرا نمی فهمیدند ولی آیا معنی مشرقها ومغرب ها را میفهمیدند؟ کروی هم مثل آن ضمن اینکه مشرقها ومغربها نه آنزمان واژه ای صحیح ومعناداربود نه این زمان . ♪زمین مثل شتراست(ذلول)♪مفسرین:به به معجزه میدانست زمین متحرک است زیرا شترحرکت میکند وسوار خود را آزارنمی دهد (ولی شانس آوردیم که نگفت زمین مثل پیاز است وگرنه چه تفسیرها که راجع به گردی پیاز ولایه ای بودن نمی نوشتند همچنین هندوانه و گوسفند و .....) ♪یکی ازمعجزاتی که مفسران خیلی به آن تکیه دارند این است که این مطالب توسط فردی امی وبی سواد ابراز شده و درست است که الان می توان بر آن ایراد گرفت ولی در زمان خودش آنرا معجزه می دانستند اما چندین آیه این فریبکاری را هم نقش برآب می کند / آیه5 سوره فرقان :آنها می گویند این همان اساطیرپیشینیان است که وی آنرا رونویسی کرده وهرصبح شام براو املا می شود//15 قلم:این همان اسطوره پیشینیان (تورات وانجیل) است///14 دخان:اوتعلیم یافته ای دیوانه است////سوره عنکبوت آیه 50و51 :گفتند چرا معجزاتی بر او نازل نشده است بگو من تنها بیم دهنده ام و همه معجزات نزد خداست وآیا این کتاب برای آنان کافی نیست. ♪سوره قمر آیه 1: ماه شکافته شد وقیامت نزدیک شد ♪مفسرین: شاید محمد اینکار را انجام داده♪اولا اوکه صدها بار در قرآن عصای موسی وشتر صالح رامثال زده چرادر برابر التماس های کافرین که از او معجزه می خواستند در هیچ جای قرآن نگفته که ای کافران این معجزه من بود وچرا مردم را جمع نکرده وچرا در هیچ جای دنیا چنین چیزی گزارش نشده وچرا بعد از1400 سال قیامت نشده و چراگفته نزدیک است که البته مفسرین می گویند هوا ابر بوده وبیشتر مردم در خواب بوده اندو ضمنا 1400 سال زیاد نیست. ♪می فرماید آسمان را به ستون های نامریی برافراشت وباز هم مفسرین می گویند این به نیروی جاذبه اشاره دارد و منظور از آسمان همان ستارگان است و اصلا منظورش این نیست که آسمان را ستون های نامرئی نگه داشته است. این مفسرین می توانند از چنین جمله ای هزاران نتیجه دیگر مثل نظریه نسبیت وسرعت نورو راهکاراختراع برق و تلفن را هم نتیجه بگیرندآنهم با توجیه دروغ مصلحتی درحالی که شعور حاکم بر هستی این را بر فطرت انسان قرار داده بود که هرگز هیچ مصلحتی در دروغ نیست ولی آنها توجیه راه حلی ساده تریافتند چون به افکارنیاکان وپدران خود خوگرفته بودندوجدا شدن ازافکاردرونی شده اجدادی راهی بسیارسختتر است(افکار درونی شده را فرصت طلبان به راه دل تعبیر میکنند در واقع تمایلات قلبی به اندیشه های درونی شده که باعث میشود ما بدون تعقل خود را درمسیرصحیح بپنداریم و یک بودائی و یک سرخپوست نیزهمین احساس را داشته باشند) ♦ سوره رعد آیه 17 :از آسمان آبی فرستاد, واز هر دره و رودخانه ای به اندازه آنها سیلابی جاری شد,سپس سیل بر روی خود کفی حمل می کرد وازآنچه برای بدست آوردن زینت آلات یا وسایل زندگی, آتش روشن می کنند نیز کف هایی مثل آن به وجود می آید-و خدا حق وباطل راچنین مثال میزند-اما کفها به بیرون پرتاب میشوند ,ولی آنچه به مردم سود می رساند در زمین می ماند, خدا این چنین مثال می زند.>این تنها آیه ای است که دو بار تکرار کرده خدا چنین مثال می زند ظاهرا پیامبر خیلی از این مثال خوشش آمده ومفسرین هم گفته اند عجب مثال زیبایی آیا حقیقت جویان و خدا پرستان حقیقی نیز چنین فکر می کنند؟ ♦و اما با چشم بسته غیب گفتن : آیه 61 سوره نور: بر افراد بیمار ونابینا ولنگ وبرشما گناهی نیست,که از خانه های خودتان غذا بخورید وهمچنین ازخانه های پدرانتان یا خانه های مادرانتان یا خانه های برادرانتان یا خانه های خواهرانتان یاخانه های عموهایتان یا خانه های عمه هایتان یاخانه های دائی ها یتان یا خانه های خاله هایتان یا خا نه ای که کلیدش دست شماست یا خانه های دوستانتان... مفسران بعد از شنیدن میگویند به به معجزه این سخنان معجزه است ومحال است انسان بتواتد حتی یک جمله مثل این بگوید(تحدی گاهی به سوره و گاهی به یک آیه است) صاحب این اعجاز حق دارد با این نشانه ها در سنین پیری با دختر بچه ها ازدواج کند و همزمان دهها همسرداشته باشد وهر کار دیگری که بخواهد وهر کس غیر از این فکر کند گناه کار است واین سخنان معجزه است ونشان میدهذ از طرف خداست ♦آیه 23 نساء:و زنان شوهر دار (بر شما حرام است) مگر آنهایی که مالک شده اید(خریده اید یا به اسارت گرفته اید) اگر این آیه فرمان مطلق خداونداست قاعدتا نقیض این حکم که خرید و فروش انسان وتصرف همسران اسرا را جنایت جنگی می داندفرمان شیطان است اماگمان میکنم جای خداوشیطان رااشتباه گرفته اند آیه34سوره نساء می فرماید مردان سر پرست( قوامون) زنانند به خا طر برتریهایی که خدا در وجود مردان نهاده و فقط در شرایط خا ص می توان آنها را کتک زد (واضربوهن) فقط مواقعی که نا فرمانی کردند .ظاهرا فراموش شده است که معمولا غالب کتک زدن ها به خاطر نافرمانی است پس می توان همیشه آنها را کتک زد(گویی آنها اسب هستند که باید فرمانبر باشند) چگونه من رودرروی خدا بایستم واین سخنان سخیف را به او نسبت بدهم واین ایرادات را ببینم ولی خود را به آن راه بزنم وبگویم اینها ایراد که نیستند هیچ بلکه اصلا معجزه هم هستند. ♦ کتب علیکم القتال:بر شما نوشته شد که قتال کنید .>همچنین در آیه 33 سوره مائده فرمان قطع کردن دست و پای مخالف (دست راست با پای چپ وبالعکس) مفسدین صادر شده است. ♦ در حالی حتی انسانهای عادی در کلام خود مراعات نابینایان ونا شنوایان را می کنند آیا می توان خدایی را تصور کرد که نابینایی و نا شنوایی را به عنوان دشنام به مشر کین به کار ببرد(صم بکم)و در جای دیگربه مشرکین بگوید اولائک کالانعام بل هم اضل. گذری بر نهج البلاغه:اینکه انسان به علی احترام بگذاردو قدردان تلاش های او و سایر پیشینیان باشد کار پسندیده ای است ولی مطلق فرض کردن او... حکمت 124می گویداگر زنی راضی نباشد به ازدواج های بعدی همسرش کفر است (در واقع همه زنها با این فرض کافر محسوب می شوند ونجس) حکمت80:ای مردم زنها از ایمان و خرد و ارث کم بهره اند از زنان بد بپرهیزید و از خوبانشان هم بر حذر باشید وحتی در کردارهای پسندیده هم از آنان پیروی نکنید(کاش لا اقل می گفت بجز همسرم فاطمه) نامه 31 نهج البلاغه:از مشورت با زنان بپرهیز و با خانه نشین کردن آنها راه نگاه آلوده آنها را ببند زیرا خارج شدن زن از خانه مثل این است که یک فرد نامطمئن را به خانه بیاورید شعور مطلق حاکم بر هستی برای حقیقت چند نشانه باید بگذارد تا به اصطلاح 2 زاری کج ما انسانها جا بیافتد؟ چند نشانه؟! به نام مهربانترین مهربانان وداناترین دانایان تنها خدا خدای مهربان من است ورهبران عزیز من اوراباور دارند وهرگز فریب تهدید و ارعاب را نخواهند خورد او خدایی است که هرگزکسی راتا ابد درآتش برشته نمی کند و دیگ سرب مذاب برای کسی تدارک ندیده است و آیین برده داری را لحظه ای برنمی تابد و می داند که تگرگ چگونه ساخته میشود چون تگرگ و شهاب سنگ را خود او خلق کرده است, مرا نادان نمی داندو نادان نمی خواند با من به زبان خود من سخن می گوید و سپاسگذاری مرا به زبان خودم می پذیرد و زبان دیگری را به آن ترجیح نمی دهد هرگز به ازدواج پیرمردی 55 ساله با دختر بچه ای 8 ساله رضایت نمی دهد ومرا به تناسب سنی وعقلی تشویق می کند و چنان پیرمردی را هرگز الگو (اسوه الحسنه)من قرار نمی دهد وکسی را الگوی من میداند که در هنگام مشکلات دهها زن را حمایت مالی ومعنوی می کند ولی با آنها ازدواج نمی کند زیرا که او اسوه است وفقط یک همسر را برمی گزیند و هرگز عاشق زن پسرخوانده اش نمی شود,مادرم,خواهرم و همسرم را هرگز با چهارپایان مقایسه نمی کند وآنها را امور مادی و سرمایه زندگی پست نمی نامد ,سخنانش هرگزپر از تناقض نیست وحرفش را مرتبا عوض نمی کند چون او هیچ وقت آلزایمر نمی گیرد و به لطف وتوجیه جانب دارانه مفسران فریب خورده نیازمند نیست واعداد و ارقام را کاملا می شناسد و آنها را فراموش نمی کند ,هرگز حکم قطع دست پای مخالف را نمی دهد و اجازه ازدواج با زنان شوهردار اسرا را صادر نمی کند وما را به مدارا با اسیران دعوت می کند راجع به نابینایان و ناشنوایان مرا دعوت به سخن محترمانه میکند ,مردان را به زنان برتری نداده ودر برابر کاری خوب به من وعده ازدواج با دختربچه در آخرت نمی دهد و ما را به قتال کسانی که متفاوت از من فکر میکنند هرگز دعوت نمی کند چون او مهربان همه عالم است و خود خالق همه اندیشه ها است. و اما درپایان من گمان میکنم خدا با ما انسانها فقط با زبان فطرت سخن گفته است واین نقطه مشترک کل دنیا را بهم پیوند می دهد یعنی اگر دروغ بد است قتل ودزدی وآزاردیگران و....ناشایست است کل هستی صحت آن را تایید میکند ویا اینکه احترام به پدر و مادر پسندیده است ورعایت همسایه وبخشش وعدم کینه- ورزی و.....اموری شایسته اند مورد تایید همه جای جهان وهمه افراد وملتها است (حتی کمونیست ها وحتی جوامع بدوی در آفریقا) زیرا اینها اموری فطری هستند اما جهالت ونکبت (═ شیطان) زمانی ظاهر می شود که جوامعی خود را خاص و برگزیده خداوند(═ شعورکیهانی)می دانند ودین خود را برترین دینها می خوانند و عجیب اینکه این بیماری در کل دنیا اپیدمی(همه گیر)است جامعه ای پیدا نمی شود که دین خود برترین نداند وهیچ کس نیست که این قضیه رااز یک وجب بالاتربنگرد ولی به نظرمیرسد آیینهای منطقه ای غیرمشترک درهستی یا سنتی بی معناست ویا جهالت ونکبت (═ شیطانی)است مگرممکن است شستشوی بدن در رود گنگ فرمان الهی باشد وفقط بخشی از مردم دنیا اینرا بدانند وهمچنین غسل تعمید مسیحیان ویا مراسم حج وبریدن سر حیوانات برای رضای خدا ویا......... اینها نتیجه تحقیقات من بود لطفا با همین آدرس ایمیل به من بگوییدکه آیا اشتباه کرده ام وآیا باید درتحقیقات خود تقلید کنم ودر نتیجه گیری هم مقلد باشم و اگر فکر میکنید من اشتباه کرده ام لطفا یک دلیل برای من بنویسید که نشان دهد قرآن کلام خداست فقط وفقط یک دلیل(فقط لطفا از نوع دلایل گمراه کننده ذکرشده درمتن نباشد) بخدا حاضرم که تمامی این هزاران دلیلی که به من می گوید این کتاب کلام خدا نیست را نادیده بگیرم اگریک دلیل داشته باشم که بدون کلک نشان دهد این کتاب از جانب خداوند است ولطفا کلی جواب ندهید( که مثلا همش دلیل است وغیره) فقط کافی است یک دلیل روشن و واضح برای من بیان بفرمایید (لطفا به من دشمن نگویید حتی اگر از طرف دشمن است باید جواب داد اما اگربرای همه مطالب پاراگراف به پاراگراف دنبال حقیقت وجواب باشید خالق هستی همه را به شما نشان میدهد فقط اگر هنوز ذره ای حقیقت جویی وحق گرایی باقی مانده باشد برای گرفتن جواب اگرنزد هر روحانی و مرجع تقلیدی بروید محال است به شما پاسخ پاراگراف به پاراگراف و مطلب به مطلب بدهد بلکه یا می گوید دشمنان ویا با اظهار نظر کلی ا ز جواب فرار میکند/ با تشکر دهخدا
جمعه 26 تير 1388 ساعت 13:43

12