خواندنی ها پرسش و پاسخ سخن ما فيلسوفان امروز ايران اساتيد فلسفه
ويتگنشتاين‌ : بدون‌ فلسفه‌، گويي‌، انديشه‌ها تار و نامتمايزند:وظيفه‌ فلسفه‌ اين‌ است‌ كه‌ آنها را روشن‌ سازد و به‌ آنها، مرزهايي‌ دقيق‌ ببخشد.     ::    بودا : تو خود آن‌ كن‌ كه‌ به‌ ديگران‌ آموزي‌؛ نخست‌ خود را خوب‌ به‌ فرمان‌ آر و پس‌ آن‌گاه‌ ديگران‌ را. راستي‌ را دشوار است‌ به‌ فرمان‌ آوردنِ خود.     ::    فيلولائوس‌ (400 سال‌ قبل‌ از ميلاد) : از آغاز اگر هستنده‌ها همه‌ نامحدود مي‌بودند، موضوعي‌ براي‌ شناسايي‌ وجود نداشت‌ و واحد، اصل‌ نخستين‌ همه‌ چيز است‌.     ::    بودا : تمامي‌ رنجهاي‌ آدمي‌ از خواستن‌ است‌. تمامي‌ رنجهاي‌ آدمي‌ از دل‌ نهادن‌ بر اين‌ عالم‌ است‌.     ::    افلاطون‌ : (خطاب‌ به‌ بيگانه‌) پس‌ پيداست‌ كه‌ شما ديري‌ است‌ كه‌ هرگاه‌ لفظ‌ «وجود» را به‌ كار مي‌بريد؛ با آنچه‌ مرادتان‌ هست‌، آشناييد. ما نيز پيش‌ از اين‌ مي‌پنداشتيم‌ كه‌ آن‌ را ] وجود را [ در مي‌يابيم‌، اما اكنون‌ متحير و دروا شده‌ايم‌.     ::    مولانا : دانه‌ باشي‌ مرغكانت‌ برچنند/ غنچه‌ باشي‌ كودكانت‌ بركنند/ دانه‌ پنهان‌ كن‌، سرا پادام‌ شو/ غنچه‌ پنهان‌ كن‌، گياه‌ بام‌ شو     ::    اتين‌ ژيلسون‌ : وقتي‌ كه‌ بهترين‌ اذهان‌ از هماهنگ‌ ساختن‌ تعاليم‌ ديانت‌ مسيحي‌ با تعاليم‌ فلسفه‌ نااميد شدند، پايان‌ قرون‌ وسطي‌ فرا رسيد.     ::    كانت‌ : ميان‌ همه‌ي‌ ايده‌هاي‌ خردنظري‌، آزادي‌ تنها ايده‌اي‌ است‌ كه‌ امكان‌ آن‌ را به‌ طور آزاد از تجربه‌، مي‌شناسيم‌.     ::    بودا : در پي‌ پستيها مرو. در بي‌دردي‌ زندگي‌ مكن‌. نظرِ نادرست‌ را دنبال‌ مكن‌. دوستِ دنيا مباش‌.     ::    آناكسيمندر (600 سال‌ قبل‌ از ميلاد) : نخستين‌ جانداران‌ در رطوبت‌ پديد آمدند، پيچيده‌ در پوسته‌هايي‌ خاردار و همچنان‌ كه‌ عمرشان‌ فزوني‌ گرفت‌ به‌ قسمت‌ خشك‌تر بيرون‌ آمدند و هنگامي‌ كه‌ آن‌ پوسته‌ شكسته‌ شد، در زماني‌ كوتاه‌ تغيير زندگي‌ دارند.
آرشيو کاريکاتور

در ارزوی لذت علم !

لطفا در پیوند با این کاریکاتور ؛ به این سوال پاسخ دهید ؟
چگونه می توانیم به بصیرت علمی و فلسفی دست پیدا کنیم ؟

کد مطلب: 1600

     
 
تايپ فارسی تايپ انگليسی
 
  نمايش آدرس ايميل شما به سايرين
 

solaleye_khordad@yahoo.com
بصيرت علمي و فلسفي، سواي شگرد ها و شيوه هاي مطالعاتي باب روز است. چرا كه در اين شيوه ها، جاي خالي تفكر عميق به شدت احساس مي شود. و يك فرد صرفاً به جويدن كاغذ مي پردازد! به خصوص كه متأسفانه در آموزش ما، بحث و گفتمان "واقعي" وجود ندارد.
براي دست پيدا كردن به بصيرت علمي و فلسفي، نيازمند مطالعات عميق با اهداف بالا ( نه براي نمره، كلاس و عبور ) هستيم. و نيازمند به اساتيدي كه به تفكر بدون شكل و در هم بر هم ما، با آغوشي گشاده توجه داشته باشند.
جمعه 29 بهمن 1389 ساعت 11:43
به نظر من براي رسيدن به بصيرت فلسفي در مورد يك موضوع بايد نظرات موافق و مخالف را از منابع اصلي خواند (مثلا نظرات چندين فيلسوف بزرگ) و به نظراتي كه از جنبه هاي متعدد بر آن موضوع داده مي شود (مثلا نظرات از ديدگاه دين و عرفان و ... ) نيز مشرف شد و سپس با رويكردي بي طرفانه و بدون تعصب شروع به فكر كردن و داوري كردن كرد.
جمعه 15 بهمن 1389 ساعت 20:45
ar_cutter@yahoo.com
به نظر مي رسد اگر بخواهيم بر مركب عمل و تجربه سوار شويم آنگاه كه غم نان نداشته باشيم و حالي برايمان باقي مانده باشد شيرين تر از فلسفه براي شناختن پيدا نمي شود.
جمعه 8 بهمن 1389 ساعت 01:33
mtdastani@yahoo.com
به نظرم ُبصيرتُ از جمله واژه هاي دچار ابهام است كه هيچ معناي محصل و روشني ندارد. نوعي توهم در اوج دانايي بودن در آن هست كه هرگز واقعيت نمي يابد.
اما در پاسخ به سوال با مسامحه مي توان گفت عشق ورزيدن به دانايي و باز نگه داشتن ورودي هاي ذهن بر دانش و تفكر و گفتگو انسان را در مسير بصيرت قرار مي دهد.
به هر حال بصيرت حكايت از يك وضعيت دارد در حالي عشق به تفكر داشتن نشان از در راه بودن هميشگي دارد. شايد بصيرت فقط در پايان راهي طولاني و آميخته با تامل همراه با فروتني به طور نسبي حاصل شود.
چهارشنبه 8 دي 1389 ساعت 09:43
ghiasimm@yahoo.com
پاسخ این سوال بسیار ساده است: «آنگاهی که به دلایل عقلی مراجعه می کنیم، قبل از همه باید معتقد باشیم که این عقل را خدایی هست». پس در نتیجه نه تنها که در فلسفه و علوم عقلی، در هر علم تا اینکه انسان معتقد به مرجع مطلق اصلی پیدایش نباشد، به بصیرت کامل نمی رسد. انیشتین می گفت: در بالای دروازهء علم نگاشته اند: هر کس به داخل پای می گذارد باید مومن باشد.
سه شنبه 30 آذر 1389 ساعت 15:20

12345