خواندنی ها پرسش و پاسخ سخن ما فيلسوفان امروز ايران اساتيد فلسفه
غزالي‌ : مرگ‌ تجربه‌اي‌ مألوف‌ نيست‌ و فرصت‌ آزمودن‌ مرگ‌ از انسان‌ دريغ‌ شده‌ است‌.     ::    آلكمايون‌ (550 سال‌ قبل‌ از ميلاد) : فرق‌ انسان‌ با ديگر جانداران‌ آن‌ است‌ كه‌ تنها انسان‌ مي‌انديشد، در حالي‌ كه‌ ديگران‌ احساس‌ مي‌كنند ولي‌ نمي‌انديشند.     ::    فيلولائوس‌ (400 سال‌ قبل‌ از ميلاد) : طبيعت‌ در نظام‌ جهاني‌ از نامحدود و محدود كننده‌ به‌ هم‌ پيوسته‌ شد، هم‌ نظام‌ كل‌ جهاني‌ و نيز همه‌ چيزهاي‌ در آن‌.     ::    بودا : آن‌ كس‌ كه‌ داراي‌ روحيه‌اي‌ متزلزل‌ است‌، آيين‌ حقيقي‌ را نشناسد.     ::    آلكمايون‌ (550 سال‌ قبل‌ از ميلاد) : درباره‌ چيزهاي‌ ناديدني‌، تنها خدايان‌ بينش‌ واقعي‌ دارند، اما انسانها فقط‌ از روي‌ نشانه‌ها مي‌توانند داوري‌ كنند.     ::    دكتر شريعتي‌ : ماترياليسم‌، جنس‌ و ذات‌ انسان‌ را ماده‌ مي‌داند. در همين‌ تعريف‌، او را در چارچوب‌ تكاملي‌ كه‌ در ماده‌ بودن‌ محدود است‌، حبس‌ مي‌كند.     ::    نيچه‌ : مسيحيّت‌ اروس‌ (خداي‌ عشق‌ يونان‌) را زهر نوشاند- اما او نمرد، بلكه‌ به‌ مرتبه‌ رذيلت‌ فروافتاد.     ::    هراكليت‌ : به‌ اين‌ لوگوس‌، كه‌ موجودي‌ جاودان‌ است‌، آدميان‌، نانيوشندگانند، چه‌ پيش‌ از آنكه‌ بشنوندش‌، و چه‌ پس‌ از آن‌.     ::    مولانا : دانه‌ باشي‌ مرغكانت‌ برچنند/ غنچه‌ باشي‌ كودكانت‌ بركنند/ دانه‌ پنهان‌ كن‌، سرا پادام‌ شو/ غنچه‌ پنهان‌ كن‌، گياه‌ بام‌ شو     ::    ويتگنشتاين‌ : اثر من‌ شامل‌ دو بخش‌ است‌:بخشي‌ كه‌ عرضه‌ كرده‌ام‌ و بخشي‌ كه‌ ننوشته‌ام‌؛ و دقيقاً اين‌ دو بخش‌ است‌ كه‌ مهم‌ است‌.
آرشيو کاريکاتور

در ارزوی لذت علم !

لطفا در پیوند با این کاریکاتور ؛ به این سوال پاسخ دهید ؟
چگونه می توانیم به بصیرت علمی و فلسفی دست پیدا کنیم ؟

کد مطلب: 1600

     
 
تايپ فارسی تايپ انگليسی
 
  نمايش آدرس ايميل شما به سايرين
 

solaleye_khordad@yahoo.com
بصيرت علمي و فلسفي، سواي شگرد ها و شيوه هاي مطالعاتي باب روز است. چرا كه در اين شيوه ها، جاي خالي تفكر عميق به شدت احساس مي شود. و يك فرد صرفاً به جويدن كاغذ مي پردازد! به خصوص كه متأسفانه در آموزش ما، بحث و گفتمان "واقعي" وجود ندارد.
براي دست پيدا كردن به بصيرت علمي و فلسفي، نيازمند مطالعات عميق با اهداف بالا ( نه براي نمره، كلاس و عبور ) هستيم. و نيازمند به اساتيدي كه به تفكر بدون شكل و در هم بر هم ما، با آغوشي گشاده توجه داشته باشند.
جمعه 29 بهمن 1389 ساعت 11:43
به نظر من براي رسيدن به بصيرت فلسفي در مورد يك موضوع بايد نظرات موافق و مخالف را از منابع اصلي خواند (مثلا نظرات چندين فيلسوف بزرگ) و به نظراتي كه از جنبه هاي متعدد بر آن موضوع داده مي شود (مثلا نظرات از ديدگاه دين و عرفان و ... ) نيز مشرف شد و سپس با رويكردي بي طرفانه و بدون تعصب شروع به فكر كردن و داوري كردن كرد.
جمعه 15 بهمن 1389 ساعت 20:45
ar_cutter@yahoo.com
به نظر مي رسد اگر بخواهيم بر مركب عمل و تجربه سوار شويم آنگاه كه غم نان نداشته باشيم و حالي برايمان باقي مانده باشد شيرين تر از فلسفه براي شناختن پيدا نمي شود.
جمعه 8 بهمن 1389 ساعت 01:33
mtdastani@yahoo.com
به نظرم ُبصيرتُ از جمله واژه هاي دچار ابهام است كه هيچ معناي محصل و روشني ندارد. نوعي توهم در اوج دانايي بودن در آن هست كه هرگز واقعيت نمي يابد.
اما در پاسخ به سوال با مسامحه مي توان گفت عشق ورزيدن به دانايي و باز نگه داشتن ورودي هاي ذهن بر دانش و تفكر و گفتگو انسان را در مسير بصيرت قرار مي دهد.
به هر حال بصيرت حكايت از يك وضعيت دارد در حالي عشق به تفكر داشتن نشان از در راه بودن هميشگي دارد. شايد بصيرت فقط در پايان راهي طولاني و آميخته با تامل همراه با فروتني به طور نسبي حاصل شود.
چهارشنبه 8 دي 1389 ساعت 09:43
ghiasimm@yahoo.com
پاسخ این سوال بسیار ساده است: «آنگاهی که به دلایل عقلی مراجعه می کنیم، قبل از همه باید معتقد باشیم که این عقل را خدایی هست». پس در نتیجه نه تنها که در فلسفه و علوم عقلی، در هر علم تا اینکه انسان معتقد به مرجع مطلق اصلی پیدایش نباشد، به بصیرت کامل نمی رسد. انیشتین می گفت: در بالای دروازهء علم نگاشته اند: هر کس به داخل پای می گذارد باید مومن باشد.
سه شنبه 30 آذر 1389 ساعت 15:20

12345