خواندنی ها پرسش و پاسخ سخن ما فيلسوفان امروز ايران اساتيد فلسفه
بودا : رهرو آرامْ دل‌ به‌ خانه‌ي‌ تهي‌ رفته‌ است‌؛ او از فهم‌ درست‌ آيين‌، شادي‌ برتر از انسان‌ دارد.     ::    مولانا : هر نفس‌ نو مي‌شود دنيا و ما / بي‌ خبر از نوشدن‌ اندر بقا/ پس‌ ترا هر لحظه‌، مرگ‌ و رجعتي‌ است‌/ مصطفي‌ فرمود، دنيا ساعتي‌ است‌     ::    برديايف‌ : تجربه‌گرايي‌ يعني‌ تسليم‌شدن‌ به‌ سلطه‌ي‌ جهان‌ و تاريخ‌ و انطباق‌ با انسان‌ ميان‌ مايه‌؛ و به‌ انسان‌ و آراء او، رنگ‌ اجتماعي‌ بخشيدن‌ و نابود كردن‌ شخصيّت‌ متمايز خرد.     ::    مولانا : هر نفس‌ نو مي‌شود دنيا و ما / بي‌ خبر از نوشدن‌ اندر بقا/ پس‌ ترا هر لحظه‌، مرگ‌ و رجعتي‌ است‌/ مصطفي‌ فرمود، دنيا ساعتي‌ است‌     ::    نيچه‌ : همسايه‌ي‌ ما، همسايه‌ي‌ ما نيست‌، همسايه‌ي‌ همسايه‌ي‌ ماست‌. هر ملت‌ چنين‌ مي‌انديشد.     ::    هراكليت‌ : خداوندگاري‌ كه‌ هاتف‌ پيش‌گويي‌ او در پرستشگاه‌ دلفي‌ است‌، نه‌ سخن‌ مي‌گويد، نه‌ پنهان‌ مي‌كند. بلكه‌ اشاره‌ مي‌كند.     ::    علامه‌ طباطبايي‌ : اصل‌ اصيل‌ در هر چيز، وجود و هستي‌ اوست‌ و ماهيت‌ وي‌ پنداري‌ است‌، يعني‌ واقعيت‌ هستي‌ به‌ خودي‌ خود (بالذات‌ و لنفسه‌) واقعيت‌ دار، يعني‌ عين‌ واقعيت‌ بوده‌ و همه‌ي‌ ماهيات‌ با وي‌، واقعيت‌ دار و بي‌ وي‌ (به‌ خودي‌ خود) پنداري‌ و اعتباري‌ مي‌باشند.     ::    مولانا : دانه‌ باشي‌ مرغكانت‌ برچنند/ غنچه‌ باشي‌ كودكانت‌ بركنند/ دانه‌ پنهان‌ كن‌، سرا پادام‌ شو/ غنچه‌ پنهان‌ كن‌، گياه‌ بام‌ شو     ::    هراكليت‌ : تناقض‌، توافق‌ است‌ و از چيزهاي‌ ناموافق‌، زيباترين‌ هماهنگي‌ پديد مي‌آيد.     ::    هراكليت‌ : مرگ‌ است‌ آنچه‌ كه‌ در بيداري‌ مي‌بينيم‌. اما آنچه‌ را خوابيده‌ مي‌بينيم‌ رؤياست‌.
آرشيو کاريکاتور

ديوانگي يا انديشمندي ؟

لطفا در صورت تمايل در پيوند با اين كاريكاتور به پرسش زير پاسخ دهيد :

كدام فيلسوف ، براي نخستين بار از نسبت زبان و انديشه سخن گفت ؟

کد مطلب: 1401

     
 
تايپ فارسی تايپ انگليسی
 
  نمايش آدرس ايميل شما به سايرين
 

I cnanot tell a lie, that really helped.
دوشنبه 1 خرداد 1391 ساعت 02:26
ارسطو
پنجشنبه 1 مرداد 1388 ساعت 06:51
فكر كنم افلاطون بود اولين بار و در عصر جديد ويتكنشتاين خيلي معروفه......
سه شنبه 30 تير 1388 ساعت 13:12
هراکلیوس !.......
شنبه 27 تير 1388 ساعت 23:13
hsn110@yahoo.com
سلام خدمت دوستان و عزير و مسپولين سايت:
با نگاه اول به ياد كتاب مزرعه حيوانات نوشته جرج ارول افتادم
اما نظر حقير : گاهي سخن گفتن و شنيدن به منظر نگاه شنوده و گوينده ارتباط پيدا مي كند
گاه در جاپي هستي كه منظر سخن خود را كوچك مي پنداري و خود را پين مي بيني و كار و سخن خود را بي ارزش مي پنداري جون فكر مي كني پاپين ايستاده اپي (همچون خوك) گاهي هم خود را انقدر بالا مي بيني كه سخني واقعي نخواهي شنيد و گاه فقط به اندازه نوك خود از سخنان و محيط برداشت خواهيم كرد ::
ببخشيد اگر به نظر صاحب نظران بيهوده نوشته ام
چهارشنبه 24 تير 1388 ساعت 07:31

123