خواندنی ها پرسش و پاسخ سخن ما فيلسوفان امروز ايران اساتيد فلسفه
نيچه‌ : اي‌ فرزانه‌ در مقام‌ اخترشناس‌ - تا ستارگان‌ را چيزي‌ «بر فراز خويش‌» مي‌بيني‌، چشم‌ اهل‌ معرفت‌ در تو نيست‌.     ::    عبدالكريم‌ سروش‌ : در جامعه‌ ما كساني‌ كه‌ دم‌ از ضديت‌ با غرب‌ مي‌زنند، خودشان‌ از مرغوب‌ترين‌ افراد در برابر غرب‌اند. دليل‌ آن‌ هم‌ اين‌ است‌ كه‌ غرب‌ را يك‌ هيولاي‌ پرهيبتي‌ مي‌انگارند كه‌ به‌ هيچ‌رو با هيچ‌ نيرو، با آن‌ مواجهه‌ نمي‌توان‌ كرد.     ::    بودا : رهروي‌ كه‌ به‌ زبان‌ خويش‌ آگاه‌ است‌، فرزانه‌وار سخن‌ مي‌گويد، خودستا نيست‌، معنا و متن‌ را روشنگري‌ مي‌كند، سخن‌اش‌ به‌ راستي‌ شيرين‌ است‌.     ::    كانت‌ : جان‌ من‌ در برابر يك‌ انسان‌ ساده‌ عادي‌ (كه‌ از شايستگي‌ اخلاقي‌ برخوردار است‌)، به‌ حالت‌ كرنش‌ درمي‌آيد.     ::    هراكليت‌ : اگر خوشبختي‌ در لذتهاي‌ جسماني‌ مي‌بود، بايد گاوان‌ نر را، هنگامي‌ كه‌ ماش‌ سبز براي‌ خوردن‌ مي‌يابند، خوشبخت‌ بخوانند.     ::    هراكليت‌ : مردمان‌ نمي‌دانند كه‌ چگونه‌ از هم‌ جداشدگي‌ عين‌ به‌ هم‌ پيوستگي‌ است‌:هماهنگي‌ كششهاي‌ متضاد چون‌ در كمان‌ و چنگ‌.     ::    اقبال‌ لاهوري‌ : نظام‌ جمهوري‌ مغرب‌، همان‌ ساز كهن‌ است‌ كه‌ در پرده‌هاي‌ آن‌ غير از نواي‌ قيصري‌ نيست‌.     ::    علي‌ شريعتي‌ : توحيد فقط‌ يك‌ ايده‌ي‌ كلامي‌ - اعتقادي‌ نيست‌، يعني‌ صرفاً به‌ اين‌ معنا نيست‌ كه‌ خدا يكي‌ است‌ و دوتا نيست‌. توحيد، تجلّيات‌ اجتماعي‌، تاريخي‌ و رواني‌ دارد.     ::    ويتگنشتاين‌ : بدون‌ فلسفه‌، گويي‌، انديشه‌ها تار و نامتمايزند:وظيفه‌ فلسفه‌ اين‌ است‌ كه‌ آنها را روشن‌ سازد و به‌ آنها، مرزهايي‌ دقيق‌ ببخشد.     ::    كانت‌ : اي‌ وظيفه‌! اي‌ نام‌ بزرگ‌ و با شكوه‌ كه‌ بي‌ آنكه‌ با چيزهاي‌ خوشايند و فريبنده‌ همراه‌ شوي‌، توقع‌ اطاعت‌ داري‌.
آرشيو کاريکاتور

كانت‌ و هيولايِ ارسطوييِ اشكال‌ قياس‌

كانت‌ معتقد بود كه‌ در ميان‌ اشكال‌ چهارگانه‌ قياس‌ صوري‌ ارسطويي‌ (Sylogism) تنها شكل‌ اول‌ است‌ كه‌ اهميت‌ دارد و شكلهاي‌ ديگر را مي‌توان‌ به‌ شكل‌ اول‌، برگرداند. كانت‌، دستوري‌ كه‌ براي‌ تنها شكل‌ قياس‌ - كه‌ او آن‌ را قياس‌ محض‌ مي‌خواند - چنين‌ است‌: «يك‌ خصيصه‌ B از يك‌ خصيصه‌ C از يك‌ امر A ، خود يك‌ خصيصه‌ از امر A ». و مي‌گويد از اين‌ دستور، جمله‌ (حكم‌) حاصل‌ مي‌شود: 

C داراي‌ خصيصه‌ B هست‌، مثلاً: هرچه‌ عقلاني‌ باشد روحاني‌ است‌
A داراي‌ خصيصه‌ C هست‌، مثلاً: روان‌ انساني‌ عقلاني‌ است‌
پس‌ A داراي‌ خصيصه‌ B هست‌، مثلاً: پس‌ روان‌ انساني‌ روحاني‌ است‌
كانت‌ مي‌گويد كه‌ فقط‌ اين‌ قياس‌ يك‌ قياس‌ محض‌ است‌ و اشكال‌ ديگر قياس‌ در حقيقت‌ يك‌ موشكافي‌ بي‌مورد است‌ و اضافه‌ مي‌كند كه‌ «علم‌ قياس‌ يعني‌ علمِ اشكالِ قياس‌، هيولايي‌ است‌ كه‌ پاهايش‌ از گل‌ است‌ و تقسيم‌بندي‌ اشكال‌ قياس‌ يك‌ ورزش‌ فكري‌ است‌» و مي‌نويسد «اگرچه‌ از هر چهار شكل‌ قياس‌ امكان‌ رسيدن‌ به‌ نتيجه‌ صحيح‌ وجود دارد. اما به‌ جزء در شكل‌ اول‌ اين‌ امكان‌ فقط‌ با استفاده‌ از اختلاط‌ قياس‌ في‌مابين‌ تحقق‌ مي‌پذيرد.»
كانت‌ به‌ علماي‌ منطق‌ مي‌تازد و مي‌گويد «اگر در جايي‌ تيزهوشي‌ بسيار براي‌ امر بي‌فايده‌اي‌ به‌ كار برده‌ شده‌ در همين‌ علم‌ منطق‌ است‌ كه‌ در آن‌ دانشمند نمايي‌ بيش‌ از حد شده‌ و براي‌ هر شكل‌ قياس‌، وجوه‌ مختلف‌ اختراع‌ گرديده‌ و براي‌ هر ضرب‌، نام‌ شگفت‌ و نامأنوسي‌ برگزيده‌ شده‌ و در آن‌ نامها حروفي‌ تعبيه‌ گشته‌ كه‌ داراي‌ معاني‌ رمزي‌ هستند». كانت‌ مي‌گويد «براي‌ من‌ مايه‌ مسرت‌ است‌ اگر چند ساعتي‌ وقت‌ را صرف‌ اين‌ نمايم‌ تا هيولايي‌ را كه‌ سرش‌ در ابرهاي‌ قرون‌ باستان‌ و پاهايش‌ از گل‌ است‌ سرنگون‌ سازم‌» و به‌ طنز مي‌گويد كه‌ «قياس‌ صوري‌ حداقل‌ يك‌ فايده‌ دارد و آن‌ اين‌ است‌ كه‌ خبرگان‌ آن‌ مي‌توانند افراد ناوارد را مغلوب‌ سازند. اين‌ علم‌ درواقع‌ يك‌ نوع‌ ورزش‌ براي‌ اين‌ حضرات‌ شده‌ و هنري‌ است‌ كه‌ ممكن‌ است‌ در بسياري‌ از موارد مفيد باشد ولي‌ به‌ شناخت‌ حقيقت‌ كمكي‌ نمي‌نمايد و از اين‌ جهت‌ بهتر مي‌بينيم‌ كه‌ در اين‌ مورد سكوت‌ اختيار كنم‌».

کد مطلب: 544

     
 
تايپ فارسی تايپ انگليسی
 
  نمايش آدرس ايميل شما به سايرين