خواندنی ها پرسش و پاسخ سخن ما فيلسوفان امروز ايران اساتيد فلسفه
بودا : چه‌ آلايشها كه‌ بر او چيره‌ شده‌، به‌ كردار يكي‌ پيچك‌ بر يكي‌ درختِ انبوه‌. با خود آن‌ كند كه‌ كامِ دشمن‌ است‌.     ::    دكارت‌ : ما قادر هستيم‌ مدعي‌ شويم‌ كه‌ جسم‌ وجود ندارد و همچنين‌ ادعا كنيم‌ كه‌ جهاني‌ نيز وجود ندارد... اما هرگز نمي‌توانيم‌ ادعا كنيم‌ كه‌ من‌ وجود ندارم‌. زيرا من‌ مي‌توانم‌ در حقيقت‌ ساير اشياء، شك‌ كنم‌.     ::    اقبال‌ لاهوري‌ : با تحولات‌ فيزيك‌ نسبيت‌، معلوم‌ شد كه‌ ديگر ماده‌، چيزي‌ كه‌ در زمان‌ وجود دارد و در فضا (مكان‌) حركت‌ مي‌كند نيست‌؛ ذره‌ ديگر چيزي‌ دائمي‌ به‌ شمار نمي‌آيد بلكه‌ مجموعه‌اي‌ است‌ از رويدادهايي‌ كه‌ به‌ يكديگر، مربوط‌ مي‌باشند.     ::    هراكليت‌ : دهر كودكي‌ است‌ كه‌ نرد مي‌بازد؛ پادشاهي‌ يك‌ كودك‌!     ::    بودا : رهرو شاد از هشياري‌، با بيم‌ در تن‌ آساني‌ مي‌نگرد، بالا مي‌رود به‌ كردار آتش‌، و بندها را همه‌، خواه‌ خُرد خواه‌ كلان‌، مي‌سوزاند.     ::    آلكمايون‌ (550 سال‌ قبل‌ از ميلاد) : درباره‌ چيزهاي‌ ناديدني‌، تنها خدايان‌ بينش‌ واقعي‌ دارند، اما انسانها فقط‌ از روي‌ نشانه‌ها مي‌توانند داوري‌ كنند.     ::    علامه‌ طباطبايي‌ : اصل‌ اصيل‌ در هر چيز، وجود و هستي‌ اوست‌ و ماهيت‌ وي‌ پنداري‌ است‌، يعني‌ واقعيت‌ هستي‌ به‌ خودي‌ خود (بالذات‌ و لنفسه‌) واقعيت‌ دار، يعني‌ عين‌ واقعيت‌ بوده‌ و همه‌ي‌ ماهيات‌ با وي‌، واقعيت‌ دار و بي‌ وي‌ (به‌ خودي‌ خود) پنداري‌ و اعتباري‌ مي‌باشند.     ::    بودا : آنان‌ كه‌ به‌ راه‌ قدسي‌ نرفته‌ و در جواني‌ گنجي‌ نياندوخته‌اند، مرغان‌ ماهيخوار پير را مانند كه‌ در درياچه‌اي‌ بي‌ماهي‌ از ميان‌ مي‌روند.     ::    اقبال‌ لاهوري‌ : در تاريخ‌ انديشه‌ معاصر، يك‌ نظر مثبت‌ در مورد بقاي‌ روح‌ وجود دارد و آن‌ هم‌ نظريه‌ي‌ «دور جاودان‌» نيچه‌ است‌. اين‌ نظر نيچه‌، كه‌ او آن‌ را با شور و حالي‌ پيامبرگونه‌ ابراز مي‌دارد، كوشش‌ و كششي‌ در افكار جديد را آشكار مي‌سازد.     ::    بودا : گرودنه‌هاي‌ پُرشكوه‌ خسرواني‌ بفرسايند، تن‌ نيز به‌ پيري‌ گرايد، ليكن‌ آيين‌ نيكان‌ هرگز پير نگردد؛ چون‌ نيكان‌ آن‌ را به‌ نيكان‌ بياموزند.
آرشيو کاريکاتور

كانت‌ و هيولايِ ارسطوييِ اشكال‌ قياس‌

كانت‌ معتقد بود كه‌ در ميان‌ اشكال‌ چهارگانه‌ قياس‌ صوري‌ ارسطويي‌ (Sylogism) تنها شكل‌ اول‌ است‌ كه‌ اهميت‌ دارد و شكلهاي‌ ديگر را مي‌توان‌ به‌ شكل‌ اول‌، برگرداند. كانت‌، دستوري‌ كه‌ براي‌ تنها شكل‌ قياس‌ - كه‌ او آن‌ را قياس‌ محض‌ مي‌خواند - چنين‌ است‌: «يك‌ خصيصه‌ B از يك‌ خصيصه‌ C از يك‌ امر A ، خود يك‌ خصيصه‌ از امر A ». و مي‌گويد از اين‌ دستور، جمله‌ (حكم‌) حاصل‌ مي‌شود: 

C داراي‌ خصيصه‌ B هست‌، مثلاً: هرچه‌ عقلاني‌ باشد روحاني‌ است‌
A داراي‌ خصيصه‌ C هست‌، مثلاً: روان‌ انساني‌ عقلاني‌ است‌
پس‌ A داراي‌ خصيصه‌ B هست‌، مثلاً: پس‌ روان‌ انساني‌ روحاني‌ است‌
كانت‌ مي‌گويد كه‌ فقط‌ اين‌ قياس‌ يك‌ قياس‌ محض‌ است‌ و اشكال‌ ديگر قياس‌ در حقيقت‌ يك‌ موشكافي‌ بي‌مورد است‌ و اضافه‌ مي‌كند كه‌ «علم‌ قياس‌ يعني‌ علمِ اشكالِ قياس‌، هيولايي‌ است‌ كه‌ پاهايش‌ از گل‌ است‌ و تقسيم‌بندي‌ اشكال‌ قياس‌ يك‌ ورزش‌ فكري‌ است‌» و مي‌نويسد «اگرچه‌ از هر چهار شكل‌ قياس‌ امكان‌ رسيدن‌ به‌ نتيجه‌ صحيح‌ وجود دارد. اما به‌ جزء در شكل‌ اول‌ اين‌ امكان‌ فقط‌ با استفاده‌ از اختلاط‌ قياس‌ في‌مابين‌ تحقق‌ مي‌پذيرد.»
كانت‌ به‌ علماي‌ منطق‌ مي‌تازد و مي‌گويد «اگر در جايي‌ تيزهوشي‌ بسيار براي‌ امر بي‌فايده‌اي‌ به‌ كار برده‌ شده‌ در همين‌ علم‌ منطق‌ است‌ كه‌ در آن‌ دانشمند نمايي‌ بيش‌ از حد شده‌ و براي‌ هر شكل‌ قياس‌، وجوه‌ مختلف‌ اختراع‌ گرديده‌ و براي‌ هر ضرب‌، نام‌ شگفت‌ و نامأنوسي‌ برگزيده‌ شده‌ و در آن‌ نامها حروفي‌ تعبيه‌ گشته‌ كه‌ داراي‌ معاني‌ رمزي‌ هستند». كانت‌ مي‌گويد «براي‌ من‌ مايه‌ مسرت‌ است‌ اگر چند ساعتي‌ وقت‌ را صرف‌ اين‌ نمايم‌ تا هيولايي‌ را كه‌ سرش‌ در ابرهاي‌ قرون‌ باستان‌ و پاهايش‌ از گل‌ است‌ سرنگون‌ سازم‌» و به‌ طنز مي‌گويد كه‌ «قياس‌ صوري‌ حداقل‌ يك‌ فايده‌ دارد و آن‌ اين‌ است‌ كه‌ خبرگان‌ آن‌ مي‌توانند افراد ناوارد را مغلوب‌ سازند. اين‌ علم‌ درواقع‌ يك‌ نوع‌ ورزش‌ براي‌ اين‌ حضرات‌ شده‌ و هنري‌ است‌ كه‌ ممكن‌ است‌ در بسياري‌ از موارد مفيد باشد ولي‌ به‌ شناخت‌ حقيقت‌ كمكي‌ نمي‌نمايد و از اين‌ جهت‌ بهتر مي‌بينيم‌ كه‌ در اين‌ مورد سكوت‌ اختيار كنم‌».

کد مطلب: 544

     
 
تايپ فارسی تايپ انگليسی
 
  نمايش آدرس ايميل شما به سايرين