خواندنی ها پرسش و پاسخ سخن ما فيلسوفان امروز ايران اساتيد فلسفه
عبدالكريم‌ سروش‌ : در جامعه‌ ما كساني‌ كه‌ دم‌ از ضديت‌ با غرب‌ مي‌زنند، خودشان‌ از مرغوب‌ترين‌ افراد در برابر غرب‌اند. دليل‌ آن‌ هم‌ اين‌ است‌ كه‌ غرب‌ را يك‌ هيولاي‌ پرهيبتي‌ مي‌انگارند كه‌ به‌ هيچ‌رو با هيچ‌ نيرو، با آن‌ مواجهه‌ نمي‌توان‌ كرد.     ::    آلفرد آير : قضيه‌ي‌ «در كره‌ مريخ‌ موجودات‌ زنده‌ وجود دارد»، در شرايط‌ كنوني‌ قابل‌ بررسي‌ نيست‌، ولي‌ اصل‌ بررسي‌ آن‌، ممكن‌ است‌. اما قضاياي‌ متافيزيكي‌، اصلاً قابل‌ بررسي‌ نيستند، بنابراين‌ نمي‌توان‌ آنها را قضاياي‌ حقيقي‌ دانست‌.     ::    راسل‌ : از نظر من‌ بهترين‌ كاري‌ كه‌ در فلسفه‌ و روان‌شناسي‌ در قرن‌ حاضر انجام‌ شده‌، در آمريكا صورت‌ گرفته‌ است‌... و اين‌ امر به‌ طور كلي‌ نتيجه‌ كار جيمز و ديويي‌ مي‌باشد.     ::    بودا : خود را با خويش‌ برانگيزان‌؛ با خود در خويش‌ پژوهش‌ كند. اي‌ رهرو، تو بدين‌سان‌ با خودي‌ خويشتن‌دار و آگاه‌، نيكبخت‌ خواهي‌ زيست‌.     ::    داوري‌ اردكاني‌ : فلسفه‌ها را به‌ يك‌ اعتبار به‌ دو نحو مي‌توان‌ خواند:يكي‌ خواندن‌ رايج‌ و متداول‌ است‌ كه‌ آنچه‌ را يك‌ فيلسوف‌ گفته‌ است‌، فرامي‌گيرند. دوم‌ به‌ شرح‌ يا تلخيص‌ و درست‌ بودن‌ و نادرست‌ بودن‌ فلسفه‌ها كاري‌ ندارد، بلكه‌ ناظر به‌ اين‌ است‌ كه‌ فلسفه‌ با تاريخ‌ و زمان‌ چه‌ مناسبت‌ دارد.     ::    دكارت‌ : ما قادر هستيم‌ مدعي‌ شويم‌ كه‌ جسم‌ وجود ندارد و همچنين‌ ادعا كنيم‌ كه‌ جهاني‌ نيز وجود ندارد... اما هرگز نمي‌توانيم‌ ادعا كنيم‌ كه‌ من‌ وجود ندارم‌. زيرا من‌ مي‌توانم‌ در حقيقت‌ ساير اشياء، شك‌ كنم‌.     ::    پارمنيت‌ : لازم‌ است‌ گفتن‌ و انديشيدن‌ كه‌:هست‌، هست‌ زيرا هستي‌ (Einai) هست‌ و هيچي‌ (Mesen) نيست‌. اين‌ را به‌ فرمان‌ تو مي‌دهم‌ كه‌ دريابي‌.     ::    بودا : درشت‌ مگو تا نشنوي‌. راستي‌ را كه‌ سخن‌ خشم‌ آلوده‌، رنج‌ آورد، و بر تو نيز همان‌ رسد.     ::    هراكليت‌ : افتخارها، خدايان‌ و آدميان‌ را برده‌ مي‌سازد.     ::    عبدالكريم‌ سروش‌ : انقلاب‌ اسلامي‌ در كشورما، انقلاب‌ بسيار پرشوري‌ بود، پرهيجان‌ بود، پر از عشق‌ بود، اما فقر تئوريك‌ داشت‌، و اين‌ فقر تئوريك‌ يعني‌ كمبود همان‌ سهمي‌ كه‌ عقل‌، بايد نسبت‌ به‌ آن‌ اداء كند و همچنان‌، اين‌ فقر، باقي‌ مانده‌ است‌.
آرشيو کتاب

حرف هاي شيخ تحليلي ما

استاد مهدي حائري يزدي ، فرزند پايه گذار حوزه علميه قم ( حاج شيخ عبدالكريم حائري يزدي ) است . او در عنفوان جواني ، راهي آمريكا شد و در آنجا فلسفه را در سنت تحليلي آموخت . و بسيار هم خوب آموخت . همان روزگاران كه حرف هاي برتراند راسل ، سكه رايج جهان تفكر و سياست شده بود ، از آن طرف شيخ محمد تقي جعفري ،(شيخ ناراضي از فلسفه ) بر عليه راسل ، نقد مي نوشت و از اين طرف شيخ مهدي حائري يزدي ، بر آن تاييديه مي نگاشت .
حائري يزدي ، در سالهاي پس از پيروزي انقلاب ، چندان آشكار و ظاهر نبود ، كلاس هايش را نا تمام مي گذاشت و فرصتي هم اگر مي يافت ، آموختني هايي را ياد عبدالكريم سروش ميداد . و براستي عبدالكريم سروش در پايمردي هايش در سنت تحليلي ، بسيار وامدار شيخ فرزند حاج شيخ عبدالكريم است .
دكتر عبدالله نصري ، همتي بلند بخرج داده و درس هاي پراكنده استاد حائري يزدي در سالهاي پس از پيروزي انقلاب تا پيش از رحلت شان را گرد آوري نموده و چاپ كرده است . نصري در مقدمه كتاب:« فلسفه تحليلي و نظريه شناخت در فلسفه ي اسلامي »، مي نويسد :«استاد بزرگوار كه هم مطالعات عميقي در فلسفه ي اسلامي داشتند و هم ساليان بسياري از عمر خود را در غرب ، صرف مطالعه و تحقيق در فلسفه هاي غربي كرده بودند، به فلسفه ي تحليلي تسلط و علاقه ي خاصي داشتند . در اين زمينه نيز صاحب راي بودند ، نه آن كه آن چه را كه فيلسوفان تحليلي گفته اند در بست پذيرفته باشند . ايشان از روش فيلسوفان تحليلي رضايت داشتند . به ابن سينا هم كه توجه خاصي داشتند به جهت روش تحليلي شيخ الرئيس بود ، نه آن كه مشايي بوده باشند . مطالعات عميق استاد از يكسو و ذهن و قاد و نقاد ايشان از سوي ديگر موجب شده بود تا در درس و بحث هاي خود گاه به نقد و بررسي آراي بسياري از فيلسوفان بپردازند و در صورت لزوم انديشه هاي فيلسوفان مختلف را با يكديگر مقايسه كنند . همين روش استاد در اين اثر نيز مشاهده مي شود .البته ايشان بنا نداشتند كه در درس هاي فلسفه ي تحليلي خود به بحث هاي تطبيقي بپردازند ، بلكه استطرادا گاه برخي نكته هاي تطبيقي را بر زبان جاري ساختند كه بر فوايددرس ها دو چندان افزوده است .
اما بخش دوم مجموعه درس هاي شناخت استاد حائري است كه در سال هاي اوليه پيروزي انقلاب اسلامي تدريس كردند.ايشان به جاي آن كه به صورت انفعالي به مسادل روز بپردازند مساله شناخت را از ديدگاه فليفه ، آن هم به صورت مبنايي مطرح كردند .
در اين درس ها برخي از ابعاد و مسائل علم شناسي فلسفي از ديدگاه فلسفه اسلامي مورد پژوهش قرار گرفته است . در اين مجموعه درس ها ، استاد از برخي مقايسه ها غافل نماندند ، هر چه بنا نداشتند كه اين بحث ها را به صورت فلسفه ي تطبيقي مطرح كنند . نكته يابي هاي خاص استاد نيز كه در اين درس ها به خوبي آشكار است .
پس از رحلت استاد حائري ، برآن شدم تا برخي از درس و بحث هاي ايشان را تنظيم و منتشر سازم كه اين مجموعه ، نخستين كتاب از آن سلسله درس هاست . در تحرير اين اثر تلاش بسيار شده است تا تقريرات استاد به صورتي تدوين شود كه جنبه ي آموزشي آن هم حفظ شود . تقسيم بندي فصل ها و عناوين فرعي داخل در هر فصل ، جهت ارائه كتاب به صورت منقح بوده است .
صاحب اين قلم قصد دارد تا جهت اداي دين به استاد بزرگواري كه ساليان دراز از محضر پرفيضش بهره ها برده است اثري را با عنوان در جستجوس حكمت در باب زندگي و آثار و انديشه هاي استاد حائري به نگارش در آورد واگر توفيق رفيق گردد در باب اهميت اين مجموعه بحث ها ، در آن جا سخن خواهم گفت .» 

کد مطلب: 1400

     
 
تايپ فارسی تايپ انگليسی
 
  نمايش آدرس ايميل شما به سايرين