خواندنی ها پرسش و پاسخ سخن ما فيلسوفان امروز ايران اساتيد فلسفه
ويتگنشتاين‌ : گزاره‌ها نمي‌توانند راجع‌ به‌ امر برتر، چيزي‌ را بيان‌ كنند.     ::    بودا : آن‌ كسي‌ كه‌ دور از من‌ مي‌زيد اما در طريق‌ راستي‌ گام‌ مي‌زند هميشه‌ به‌ من‌ نزديك‌ است‌.     ::    كانت‌ : جان‌ من‌ در برابر يك‌ انسان‌ ساده‌ عادي‌ (كه‌ از شايستگي‌ اخلاقي‌ برخوردار است‌)، به‌ حالت‌ كرنش‌ درمي‌آيد.     ::    پارمنيت‌ : لازم‌ است‌ گفتن‌ و انديشيدن‌ كه‌:هست‌، هست‌ زيرا هستي‌ (Einai) هست‌ و هيچي‌ (Mesen) نيست‌. اين‌ را به‌ فرمان‌ تو مي‌دهم‌ كه‌ دريابي‌.     ::    هگل‌ : مسيحيّت‌، دشمن‌ شادكامي‌ و آزادي‌ بشر و بي‌اعتنا به‌ زيبايي‌ است‌.     ::    دكتر شريعتي‌ : در قرون‌ وسطي‌ معتقد بودند كه‌ يك‌ قدري‌ از ذات‌ روح‌ القدس‌ (Saint Esprit) در برخي‌ آدمها حلول‌ كرده‌ و آنها را جزو طبقه‌ روحانيون‌ نموده‌ است‌ و حق‌ حاكميت‌ بر بشر را به‌ اين‌ طبقه‌ داده‌ است‌. يعني‌ آنان‌ نماينده‌ خداوند روي‌ زمين‌ بودند.     ::    اتين‌ ژيلسون‌ : وقتي‌ كه‌ بهترين‌ اذهان‌ از هماهنگ‌ ساختن‌ تعاليم‌ ديانت‌ مسيحي‌ با تعاليم‌ فلسفه‌ نااميد شدند، پايان‌ قرون‌ وسطي‌ فرا رسيد.     ::    هراكليت‌ : اگر خوشبختي‌ در لذتهاي‌ جسماني‌ مي‌بود، بايد گاوان‌ نر را، هنگامي‌ كه‌ ماش‌ سبز براي‌ خوردن‌ مي‌يابند، خوشبخت‌ بخوانند.     ::    بودا : مرد با اين‌ ستوران‌ به‌ كشوري‌ نمي‌رسد كه‌ پاي‌ كسي‌ بدان‌ نرسيده‌:جايي‌ كه‌ مردِ رام‌ با خودِ رام‌ به‌ آنجا مي‌رود.     ::    كانت‌ : اي‌ وظيفه‌! اي‌ نام‌ بزرگ‌ و با شكوه‌ كه‌ بي‌ آنكه‌ با چيزهاي‌ خوشايند و فريبنده‌ همراه‌ شوي‌، توقع‌ اطاعت‌ داري‌.
آرشيو کاريکاتور

بيمار فلسفي !

لطفا اگر دوست داشتيد در پيوند با اين كاريكاتور به اين سوال پاسخ دهيد : 
جمله : « من فكر مي كنم ، پس هستم » بنيان فلسفي كدام فيلسوف است ؟ و چه مي خواست بگويد ؟
( طرح از : T . Mc CracKen

کد مطلب: 1293

     
 
تايپ فارسی تايپ انگليسی
 
  نمايش آدرس ايميل شما به سايرين
 

دكارت. مي‌خواست خيال خودشو راحت كنه كه هست !
دوشنبه 17 خرداد 1389 ساعت 16:43
ss_sss7772000@yahoo.com
بنيان فلسفي رنه دكارت ميباشد.هر چند كه در خود اين جمله واژه ي من پيش فرض است به قول برتراند راسل بهتر بود مي گفت شك هست پس من شك كننده هم هست .
پنجشنبه 8 مرداد 1388 ساعت 00:04
www.bahar_jafari63@yahoo.com
سلام.اين جمله ي معروف بنيان فلسفه ي رنه دكارت فيلسوف بزرگ فرانسوي وژدرفلسفه ي جديد غرب است.دكارت بعد ازشك معروف خود(شك دكارتيُ كه به شك دستوري شهرت دارد اين گزاره را مطرح كرد كه:من مي انديشم پس هستم كه اين مساله دكارت معروف شد به كوژيتو.
يكشنبه 18 اسفند 1387 ساعت 09:28
hamid_h552@yahoo.com
جمله ی دکارت است.
در پاسخ به این شبهه که هر چیزی که ما میبینیم و درک می کنیم در واقع موهوم است و یک جزم فکری است.
جمله ی فوق بیان می کند که حتی اگر همه چیز مثل خواب باشد و واقعیت نداشته باشد اندیشه وجود دارد.
یعنی اگر حتی در همه چیز شک کنیم . در اینکه شک می کنیم شک نمی کنیم.
سه شنبه 3 دي 1387 ساعت 13:49
دكارت می گوید من شک می کنم و این مسئله را برای ادامه مفروض می انگارم. حال از شک کردن اثبات می کند که من فکر می کنم و از فکر کردن اثبات می کند که من هستم دکارت در قاعده خود «اثبات» می آورد و استنتاج می کند. در وهله اول باید پرسید که وقتی هیچ مفروضی جز «شک کردن» نداریم پس منطق نیز ممکن است غلط باشد لذا اثبات منطقی تا زمان اثبات شدن منطق، ممنوع است. و آن اثبات خود نباید منطقی باشد و باید از اصل مفروضی اثبات شود و راه اثبات کردن این اثبات که خود اثباتی است باید اثبات شود و آن راه... در اینجا به تسلسل خواهیم افتاد و هرگز نمی توانیم به این تنیجه برسیم که من هستم!
دوم: دکارت می گوید:«من شک می کنم» یعنی در همان شک کردن می گوید که این من هستم که شک می کنم. پس چه نیازی دارد که خود را به رنج انداخته و قاعده کوجیتو را بیاورد. این بزرگوار باید قاعده را اینگونه اصلاح می کرد:«شکی وجود دارد، پس فکری وجود دارد پس... چیزی هست که فکر می کند» و این چیز الزاما من نیستم. تنها جوهر متفکری است که ممکن است هر چیزی یا هر کسی باشد. پس آنچه دکارت می خواست (یعنی اثبات وجود خودش) بدست نیامد
سوم: اصلا هستي چيست كه بخواهيم اثبات كنيم چيزي هست يا نه! قبل از اثبات بايد بدانيم چه چيز را مي خواهيم اثبات كنيم. نمي توان ثابت كرد مجموعه زواياي داخلي مثلث 180 درجه است وقتي ندانيم زاويه و درجه چيست!
شنبه 30 آذر 1387 ساعت 22:47

12