خواندنی ها پرسش و پاسخ سخن ما فيلسوفان امروز ايران اساتيد فلسفه
نيچه‌ : مردم‌ دنياي‌ امروز به‌ واسطه‌ي‌ مهجوريتي‌ كه‌ نسبت‌ به‌ مصطلحات‌ ديني‌ مسيح‌ پيدا كرده‌اند، ديگر قادر نيستند علو و عظمت‌ وحشت‌آور مفهومي‌ را كه‌ كلمه‌ رمز و معماي‌ «خداي‌ روي‌ صليب‌» در ذهن‌ و ذوق‌ مردمان‌ عهد عتيق‌ داشت‌، احساس‌ كنند.     ::    بودا : خود را با خويش‌ برانگيزان‌؛ با خود در خويش‌ پژوهش‌ كند. اي‌ رهرو، تو بدين‌سان‌ با خودي‌ خويشتن‌دار و آگاه‌، نيكبخت‌ خواهي‌ زيست‌.     ::    بودا : چه‌ آلايشها كه‌ بر او چيره‌ شده‌، به‌ كردار يكي‌ پيچك‌ بر يكي‌ درختِ انبوه‌. با خود آن‌ كند كه‌ كامِ دشمن‌ است‌.     ::    بودا : رهرو با تني‌ آرام‌، گفتاري‌ آرام‌ و انديشه‌اي‌ آرام‌، نيكْ مجموع‌، و چيزهاي‌ اين‌ جهاني‌ را رها كرده‌، او را آرامش‌ يافته‌ مي‌خوانند.     ::    بودا : در ميان‌ غافلان‌، هشيار و در ميان‌ خواب‌آلودگان‌، بيدار، دانا پيش‌ مي‌رود به‌ كردار يكي‌ باره‌ي‌ تيزتك‌ كه‌ يابويي‌ را پسِ پشت‌ مي‌گذارد.     ::    اقبال‌ لاهوري‌ : با تحولات‌ فيزيك‌ نسبيت‌، معلوم‌ شد كه‌ ديگر ماده‌، چيزي‌ كه‌ در زمان‌ وجود دارد و در فضا (مكان‌) حركت‌ مي‌كند نيست‌؛ ذره‌ ديگر چيزي‌ دائمي‌ به‌ شمار نمي‌آيد بلكه‌ مجموعه‌اي‌ است‌ از رويدادهايي‌ كه‌ به‌ يكديگر، مربوط‌ مي‌باشند.     ::    دكارت‌ : ما بايد اراده‌ خود را محدود كنيم‌ و از حكم‌كردن‌ نا به‌ جا ممانعت‌ به‌ عمل‌ آوريم‌. ما بايد مدعيات‌ شناختي‌ خود را به‌ تصورات‌ واضح‌ و متمايز، محدود سازيم‌.     ::    ويتگنشتاين‌ : راه‌ حل‌ معماي‌ زندگي‌ در مكان‌ و زمان‌، بيرون‌ از مكان‌ و زمان‌ جاي‌ دارند (اينها مسائل‌ علم‌ طبيعي‌ نيستند كه‌ ما بايد حل‌ كنيم‌).     ::    بودا : ذهني‌ كه‌ انباشته‌ از انديشه‌هاي‌ آزمندي‌، خشم‌، و شيفتگي‌ است‌ اعتماد را نشايد. چنين‌ ذهني‌ را نبايد به‌ حال‌ خود رها ساخت‌؛ آن‌ را بايد سخت‌ مهار كرد. نه‌ مادر، نه‌ پدر و نه‌ هيچ‌ يك‌ از نزديكان‌ نمي‌توانند به‌ اندازه‌ يك‌ ذهن‌ تربيت‌ شده‌ در حق‌ ما نيكي‌ كنند.     ::    آلكمايون‌ (550 سال‌ قبل‌ از ميلاد) : درباره‌ چيزهاي‌ ناديدني‌، تنها خدايان‌ بينش‌ واقعي‌ دارند، اما انسانها فقط‌ از روي‌ نشانه‌ها مي‌توانند داوري‌ كنند.
آرشيو کتاب

ترجمه ي متين خشايار ديهمي درباره فلسفه ي قاره اي

دهه هاست كه فيلسوفان جزيره اي و فيلسوفان قاره اي ، دست در گريبان يكديگر كرده و فرياد و فغان يكديگر را در آورده اند . اگر چه قبلا فلسفه قاره اي ، با هجوم جزيره اي ها ، صدايي زيرتر داشت ، اكنون با اتفاقاتي كه در حوزه پژوهشهاي كيفي افتاده ، صداي بلندتري يافته اند . به تازگي خشايار ديهمي مترجم تواناي متون فلسفي كشورمان ، اثري مختصر و مفيد در معرفي فلسفه قاره اي منتشر كرده است . در مقدمه كتاب چنين مي خوانيم :
روز پنجم اكتبر 1999 ، وقتي به اصرار از مارگارت تاچر خواسته شد نظرش را درباره ي چشم انداز آتي اتحاديه اروپايي بيان كند ، چنين گفت :‌« همه ي مشكلاتي كه در طول زندگي ام پيش آمده اند ، از اروپا نشات مي گرفتند ، و همه راه حلها از جهان انگليسي زبان » . اين حكم علي رغم اينكه آشكارا خطاست ، اما حقيقتي ژرف را بيان مي كند ؛ يعني اين حقيقت كه در نظر بسياري از ساكنان جهان انگليسي زبان ، و حتي عده اي بيرون از اين جهان ، ميان جوامع ، زبان ، نظام هاي سياسي ، سنت ها ، و جغرافياي آنان با اروپا يك جدايي واقعي وجود دارد . سياست راست گرايان بريتانيايي ( علي الخصوص و نه به هيچ روي علي الطلاق بر حسب تميز گذاشتن ميان « اروپاترسان» و « اروپا دوستان » يا به تعبير مخالفانشان « اروپا كافران » و « اروپا مومنان » تعريف مي شود ؛ يعني تمايزي فرهنگي ، يا به تبير عده اي جدايي اي فرهنگي ( يا حتي مغاكي فرهنگي ) ميان اروپا و همه ي مخالفانش وجود دارد ، مخالفاني كه خانم تاچر با لحني كه عامدانه يادآور لحن وينستون چرچيل است ، آن را « جهان انگليسي زبان » مي خواند . فلسفه ي قاره اي(اروپايي) يكي از جلوه هاي اين جدايي فرهنگي است . هدف اين كتاب مختصر شرح و توضيح اين است كه چرا چنين شده است ، چرا اين واقعيتي درخور اعتناست ، و پيامدهاي آن براي فلسفه ورزي ، چه اكنون و چه در آينده ، چيست ؟
اين مسئله خود محل بحث است كه اصلا فلسفه اي قاره اي شاخه ي خاص و مشخصي در فلسفه هست يا نه ؛ و اگر بر فرض بپذيريم كه هست ، آن گاه با زجاي بحث دارد كه اصطلاح « فسلفه ي مدرن اروپايي» بخوانيم ، چنان كه بسياري آن را به همين نام مي خوانند ؟ ) . اجازه دهيد بگوييم اصطلاح فلسفه ي قاره اي مفهومي محل نزاع است . حال با توجه به همبن نكته ، اين كتاب هدفي سه گانه را پي مي گيرد :
1- مي خواهد با وارسي تاريخچه و معناي فلسفه ي قاره اي و نحوه ي جدايي آن از به اصطلاح فلسفه ي تحليلي يا فلسفه ي انگليسي يا آمريكايي ، كه مي گويند نقطه ي مقابل آن است و منتقد آن ، نشان مي دهد كه چرا اين اصطلاح محل نزاع است .
2- مي خواهد نشان دهد كه چگونه انگاره ي فلسفه ي قاره اي را مي توان مشخص كرد و نشان داد كه فلسفه ي قاره اي مجموعه اي مشخصي از سنت ها و ورزه هاي فلسفي است كه طيف گسترده و پر ابهتي از مسائلي را شامل مي شود كه در سنت انگليسي – آمريكايي غالبا ناديده گرفته شده يا طرد شده اند .
3- و مي خواهد نشان دهد علي رغم اين ها ، چگونه مي توانيم در آينده از فلسفه در مقام فلسفه ، وراي نزاع عاي حرفه اي كه چه كسي فيلسوف تحليلي است و چه كسي فيلسوف قاره اي، بهتر سخن بگوييم . 
كتاب در 199 صفحه فارسي و به قيمت 30000 ريال توسط انتشارات ماهي به شماره تلفن 66951880-021منتشر شده است.

کد مطلب: 1436

     
 
تايپ فارسی تايپ انگليسی
 
  نمايش آدرس ايميل شما به سايرين