خواندنی ها پرسش و پاسخ سخن ما فيلسوفان امروز ايران اساتيد فلسفه
هراكليت‌ : هنگامي‌ كه‌ زاييده‌ مي‌شوند، آرزوي‌ زندگي‌ كردن‌ دارند و سرنوشت‌ (مرگ‌) خود را پذيرفتن‌؛ يا بيشتر از آن‌ آسودن‌ و فرزنداني‌ پشت‌ سر مي‌نهند كه‌ بار ديگر با سرنوشت‌ (مرگ‌) روبه‌رو مي‌شوند.     ::    نيچه‌ : ذغال‌ به‌ الماس‌ گفت‌:چرا تو اين‌ قدر سختي‌؟ آيا ما با هم‌ خويش‌ نزديك‌ نمي‌باشيم‌؟ ولي‌ من‌ از شما مي‌پرسم‌:چرا اين‌ قدر نرميد؟ اي‌ برادران‌، مگر شما برادران‌ من‌ نمي‌باشيد؟     ::    آلكمايون‌ (در پاسخ‌ نامه‌ دعوت‌ داريوش‌) : همه‌ مردم‌ گفتار آز سيري‌ناپذير و شهرت‌ پرستي‌ هستند، اما من‌ كه‌ از فزون‌ جويي‌ گريزانم‌ نمي‌توانم‌ به‌ سرزمين‌ ايران‌ بيايم‌. من‌ به‌ اندك‌ قانعم‌ تا هماهنگ‌ با فكر و منظور من‌ باشد.     ::    آلكمايون‌ (550 سال‌ قبل‌ از ميلاد) : فرق‌ انسان‌ با ديگر جانداران‌ آن‌ است‌ كه‌ تنها انسان‌ مي‌انديشد، در حالي‌ كه‌ ديگران‌ احساس‌ مي‌كنند ولي‌ نمي‌انديشند.     ::    مولانا : نردبان‌ خلق‌، اين‌ ما و مني‌ است‌/ عاقبت‌ اين‌ نردبان‌، افتادني‌ است‌/ هر كه‌ بالاتر رود، ابله‌تر است‌/ كاستخوان‌ او بتر خواهد شكست‌     ::    بودا : به‌ راه‌ قدسي‌ نرفته‌ و در جواني‌ گنجي‌ نياندوخته‌اند، كمانهاي‌ فرسوده‌ي‌ دور افكنده‌ را مانند كه‌ برگذشته‌ افسوس‌ مي‌خورند.     ::    بودا : رهرو از دست‌، آگاه‌، از پاي‌ آگاه‌، از رفتار خويش‌ آگاه‌ است‌. تنها و خرسند است‌، او را رهرو مي‌خوانند.     ::    داوري‌ اردكاني‌ : شك‌ دكارت‌ با شك‌ غزالي‌ فرق‌ دارد و اگر كسي‌ مي‌خواهد «تقريرات‌ دكارت‌» با «المنقذ من‌ الضلال‌» مقايسه‌ كند بايد به‌ اصل‌ و آغاز و مقاصد و نتايجي‌ كه‌ از اين‌ دو اثر حاصل‌ شده‌ است‌، توجه‌ كند و صرف‌ عبارات‌ ظاهر و ظواهر الفاظ‌ را در نظر نياورد.     ::    داوري‌ اردكاني‌ : با پيش‌ آمدن‌ حادثه‌ غرب‌ و تاريخ‌ غربي‌، نوعي‌ نگاه‌ به‌ موجودات‌ و به‌ آدميان‌ و به‌ زبان‌ و تاريخ‌ پديد آمده‌ است‌ و با استقرار عالم‌ غربي‌، درك‌ مبادي‌ آرا و غايت‌ نظر متفكران‌ گذشته‌ دشوار شده‌ است‌. به‌ اين‌ جهت‌ بايد آن‌ حادثه‌ را بازشناخت‌.     ::    نيچه‌ : آنچه‌ انساني‌ را والا مي‌سازد، نه‌ شدت‌ احساسهاي‌ والا، كه‌ مدت‌ آنهاست‌.
آرشيو کاريکاتور

گربه شرودينگر !

لطفا در صورت تمايل در پيوند با اين كاريكاتور به پرسش زير پاسخ دهيد :
 گربه شرودينگر كيست و تاثيرات اين گربه بر فلسفه چه مي باشد ؟

کد مطلب: 1328

     
 
تايپ فارسی تايپ انگليسی
 
  نمايش آدرس ايميل شما به سايرين
 

به نام خدا
سلام
به طور كلي در مكانيك كوانتومي مباحث متعددي وجود داره كه ثابت ميكنه كه نتيجه ي يك آزمايش به ناظر بستگي داره و اين به عنوان يك اصل به صورت نظري و رياضياتي اثبات ميشه.اوج اين اصل و اثبات اون در همين آزمايش خيالي گربه شرودينگر است كه خود شرودينگر براي اثبات يك سري چيزها پيشنهادش كرد.توضيحش تقريبا نزديك به هماني است كه گفتند.اما كلاپيامد اين اصل در فلسفه نسبي بودن همه چيزووابسته بودن مشاهدات به ناظر است كه البته نسبيت انيشتين هم در طرح اين ديدگاه بي تاثير نبود. اين مبحث به نظر من ربط خيلي خيلي مستقيمي به پلوراليسم معرفتي دارد والبته هميشه برام سوال بوده كه اول فيزيكدانان اين مباحث رومطرح كردند و بعد جامعه شناسان و صاحبان مكاتب غربي اونها رو در فلسفه منظوركرده و جادادند يا برعكس.ولي چيزي كه از كتاب خود هايزنبرگ(جزءوكل)وتاليفات اجتماعي انشتين و حرفهاي بور و...فهميدم اينه كه خيلي فيلسوفان و جامعه شناسان غربي و فيزيكدانان آنها روي هم تاثيرداشتندوفيزيك بيش از هرعلم ديگه اي موثربوده.
به هر حال من فيزيك ميخونم و برخلاف اكثراساتيد كه پرداختن به فلسفه رو بيهوده ميدونن خيلي مشتاقم كه اگر كسي از فيلسوفان اينجا علاقه داره باهم در تعامل باشيم و فيزيك و فلسفه رو بده بستان كنيم.اين كاريه كه خود فيزيكدانان كوانتومي نسل اول به خصوص هايزنبرگ هم ميكردن و فكر ميكنم خيلي زود ميتونه هم فيزيك و هم فلسفه رو پيشرفت بده ان شاءالله.اگرموافقين پاسخ رو به ميلم بفرستيد.
ممنون
پنجشنبه 3 دي 1388 ساعت 20:38
nima.gomari@gmail.com
اين قضيه از اينجا آغاز شد: تصور كنيد گربه اي در يك جعبه گير افتاده و در آنجا شيشه زهري هم هست. يك قطعه جسم راديواكتيوي نظير اورانيوم هم در جعبه قرار دارد. اگر يك اتم اورانيوم زوال يابد، يك ردياب الكترونيكي چكشي را به حركت در خواهد آورد؛ آن چكش شيشه زهر را خواهد شكست و گربه كشته خواهد شد. اما بعلت غير قابل پيش بيني بودن ذرات در سطح زير ـ اتمي (نظير زوال راديواكتيو هسته اورانيوم) شما فقط ميتوانيد بر امكان زوال يك اتم واقف باشيد، اما نميتوانيد لحظه دقيق را پيش بيني كنيد. بعبارت ديگر، شما نميتوانيد از قوانين فيزيك زير ـ اتمي براي پيش بيني اينكه گربه مرده است يا نه استفاده كنيد. تنها راه پي بردن به اين مسئله، نگاه كردن به داخل جعبه است. .شرودينگر در سال 1930 اين پارادوكس را براي برخي از دانشمندان كه ادعا ميكردند كه رفتار غير قابل پيش بيني ذرات زير ـ اتمي نشان ميدهد، دنياي واقعي فقط زماني موجوديت دارد كه شخص به مشاهده اش بپردازد.
چهارشنبه 20 خرداد 1388 ساعت 13:31
smarteyemed@yahoo.com
باسلام.در صورتیکه فردی گربه را اورده باشد یعنی
به عنوان ناظر گربه را زنده گرفته پس خودش در زنده بودن گربه نقش داشته ولی با توجه به اصل عدم قطعیت وجود گربه در کیف مورد سوال است
جمعه 7 فروردين 1388 ساعت 00:32
گربه شرودينگر
بودن و نبودن، مسئله اینست......
دوشنبه 3 فروردين 1388 ساعت 02:47
hiii_siii@yahoo.com
مطابق اصل عدم قطعيت اين سوال جواب دقيقي نداره!!
جمعه 23 اسفند 1387 ساعت 00:25

12