خواندنی ها پرسش و پاسخ سخن ما فيلسوفان امروز ايران اساتيد فلسفه
بودا : شما بايد، خود، بكوشد؛ بودا فقط‌ راه‌ را مي‌آموزد.     ::    نيچه‌ : اي‌ فرزانه‌ در مقام‌ اخترشناس‌ - تا ستارگان‌ را چيزي‌ «بر فراز خويش‌» مي‌بيني‌، چشم‌ اهل‌ معرفت‌ در تو نيست‌.     ::    هايدگر : هيچ‌ توصيف‌ و توضيحي‌ نمي‌تواند با ادعاي‌ عينيّت‌ كامل‌ به‌ ميدان‌ بيايد، و هميشه‌ ارائه‌ دهنده‌ي‌ فهمي‌ تأويلي‌ خواهد بود.     ::    گزنوفون‌ : همه‌ چيز از خاك‌ است‌ و همه‌ چيز در خاك‌ پايان‌ مي‌يابد.     ::    جان‌ ديويي‌ : محيطي‌ كه‌ در آن‌ انسان‌ زندگي‌ مي‌كند، تنها محيط‌ مادي‌ يا فيزيكي‌ نيست‌، بلكه‌ زمينه‌ فرهنگي‌ نيز دارد.     ::    عبدالكريم‌ سروش‌ : نسبت‌، انسان‌ را جانور مكلف‌ مي‌داند و مدرنيته‌، انسان‌ را جانور محق‌، تعريف‌ مي‌كند.     ::    بودا : شما بايد، خود، بكوشد؛ بودا فقط‌ راه‌ را مي‌آموزد.     ::    نيچه‌ : همه‌، همه‌ تصور مي‌كنند كه‌ گذشته‌ چيزي‌ نبوده‌ و آينده‌ همه‌ چيز است‌. و هر كس‌ مي‌خواهد در اين‌ آينده‌، سرآمد باشد. با اين‌ وصف‌، مرگ‌ و سكوت‌ مرگ‌، تنها چيز مطمئني‌ است‌ كه‌ در اين‌ آينده‌، شامل‌ همگان‌ مي‌شود.     ::    علامه‌ طباطبايي‌ : اصل‌ اصيل‌ در هر چيز، وجود و هستي‌ اوست‌ و ماهيت‌ وي‌ پنداري‌ است‌، يعني‌ واقعيت‌ هستي‌ به‌ خودي‌ خود (بالذات‌ و لنفسه‌) واقعيت‌ دار، يعني‌ عين‌ واقعيت‌ بوده‌ و همه‌ي‌ ماهيات‌ با وي‌، واقعيت‌ دار و بي‌ وي‌ (به‌ خودي‌ خود) پنداري‌ و اعتباري‌ مي‌باشند.     ::    دكتر شريعتي‌ : فلسفه‌ و ايدئولوژي‌ در نظر خيلي‌ از متفكرين‌، مترادف‌ پنداشته‌ مي‌شود، در صورتي‌ كه‌ رابطه‌ فلسفه‌ با ايدئولوژي‌ همان‌ اندازه‌ دور است‌ كه‌ رابطه‌ علم‌ با ايدئولوژي‌.
آرشيو کاريکاتور

این تنگ، فقط جای گفت و گوی فلسفی است!

در پیوند با این طرح، در صورت تمایل به سوال زیر پاسخ دهید:
خدای فیلسوفان همچون ارسطو با خدای ادیان چه فرقی دارد؟


طرح کاریکاتور از: Golla - NTS Organization

کد مطلب: 1020

     
 
تايپ فارسی تايپ انگليسی
 
  نمايش آدرس ايميل شما به سايرين
 

nsradfar@yahoo.com
اگه منظور از فيلسوفان همچون ارسطو فلاسفه اي است كه اول فيلسوف طبيعي اند بعد از آن به متافيزيك مي رسند فرق خداشون با خداي اديان اينه كه فقط خداي عاقلند آن هم عقل از نوع دكارتي! اما خداي اديان ابراهيمي عاقل است اما خيلي چيزهاي ديگه هم هست اونم از نوع غير دكارتيش! البته اگه فيلسوف مثل ارسطو يه چيزه ديگه منظور باشه( مثلا از اون فيلسوفايي كه به زور مي گن عارف و فلان و فلانن) قضيه فرق مي كنه. در اون صورت در ظاهر فرقي بين خداهاشون نيست!!درست عرض کردم؟
شنبه 23 آذر 1387 ساعت 19:27
@yahoo.comh_kia1548
خداي فيلسوفان راز است و خداي اديان و عارفان ناز.
سه شنبه 29 مرداد 1387 ساعت 23:11
سلام فراوان بر فيلسوفان
آخه سوال تا حدودي مجمله. چراكه اولا هر ديني يك نگرش خاص معطوف به خدا رو داره دويم، هر كدام از خود داراي يك تعريف از خدا هستند ولي براي اينكه جواب شما رو يه جوري بديم ،ميايم وجه اشتراك اين مولفه ها رو در نظر مي گيريم ، يعني اينكه خداي اديان حالت ترسيمي از(رسالت-تاريخ)اثبات ميشه و شناختش از صفات و مراتبش هست ولي در نزد اين نوع فلاسفه گرایش به رويت هستي يا عليت مطلق هست.
البته سوالاي گنده گنده مي پرسين انسان از جواب دادنش تو يه جمله عاجز مي شه !ولي كلا در اصل از هم منفك هستن :يكي اثبات خدا دويم تفسير خدا...
چهارشنبه 12 تير 1387 ساعت 03:01
shimi_1346@yahoo.com
خداي فيلسوفان از دروازه فلسفه وارد دنياي فيلسوفان شده است اما خداي اديان از دروازه كلام وارد دنياي همگان مي شود
پنجشنبه 16 خرداد 1387 ساعت 07:09
خداي اديان خدايي از قبل اثبات شده است .ايمان به خدا در اديان ،قبل از استدلال و شك است.هنگامي كه اين ايمان تعبدي ايجاد شد آن گاه فرد مومن در حوزه ي همان ايمان قطعي به اثبات انديشه هاي ديني در چارچوب همان دين مي پردازد.و چون به قدرتي برتر متكي است با قدرت سخن مي گويد.در حالي كه فيلسوف ابتدا مي انديشد و سپس حكم مي دهد كه اولاْ: خدا هست يا نه؟ و ثانياْ :وجود خدا از نظرگاه انديشه ي انسان چگونه است.البته هر آن ممكن است ايمان فيلسوف به شك و شايد ابطال بگرايد زيرا ايمان فلسفي متكي به عقلي است كه پويا و نوگراست و اگر به قطعيت برسد آن گاه از دانش خويش دور خواهد شد.
پنجشنبه 16 خرداد 1387 ساعت 00:22

1234