خواندنی ها پرسش و پاسخ سخن ما فيلسوفان امروز ايران اساتيد فلسفه
هراكليت‌ : هنگامي‌ كه‌ زاييده‌ مي‌شوند، آرزوي‌ زندگي‌ كردن‌ دارند و سرنوشت‌ (مرگ‌) خود را پذيرفتن‌؛ يا بيشتر از آن‌ آسودن‌ و فرزنداني‌ پشت‌ سر مي‌نهند كه‌ بار ديگر با سرنوشت‌ (مرگ‌) روبه‌رو مي‌شوند.     ::    بودا : رهروي‌ كه‌ به‌ زبان‌ خويش‌ آگاه‌ است‌، فرزانه‌وار سخن‌ مي‌گويد، خودستا نيست‌، معنا و متن‌ را روشنگري‌ مي‌كند، سخن‌اش‌ به‌ راستي‌ شيرين‌ است‌.     ::    بودا : نه‌ عريان‌ بودن‌، نه‌ موي‌ بافتن‌، نه‌ خود به‌ گِل‌ اندودن‌، نه‌ روزه‌ گرفتن‌، نه‌ بر خاك‌ خفتن‌، نه‌ خاكساري‌، نه‌ بي‌حركت‌ نشستن‌، پاك‌ نمي‌كند ميرنده‌يي‌ را كه‌ از شك‌ و دودلي‌ آزاد نيست‌.     ::    ويتگنشتاين‌ : راه‌ حل‌ معماي‌ زندگي‌ در مكان‌ و زمان‌، بيرون‌ از مكان‌ و زمان‌ جاي‌ دارند (اينها مسائل‌ علم‌ طبيعي‌ نيستند كه‌ ما بايد حل‌ كنيم‌).     ::    هراكليت‌ : شما هرگز نمي‌توانيد در يك‌ رودخانه‌، دوبار شنا كنيد. امّا كراتيلوس‌ در برابر او مي‌گفت‌:اما شما قادر نيستيد حتي‌ براي‌ يك‌ بار هم‌ در رودخانه‌ شنا كنيد؛ زيرا هم‌ همان‌ رودخانه‌ و هم‌ شما چنان‌ تغييرپذير هستيد كه‌ لغات‌ «همان‌» و «شما» داراي‌ معناي‌ واقعي‌ نيستند.     ::    هراكليت‌ : كوتاه‌ترين‌ راهها به‌ سوي‌ نيكنامي‌، نيك‌ شدن‌ است‌.     ::    ملاصدرا : من‌ در اين‌ زمان‌ در ميان‌ جماعتي‌ گرفتار شده‌ام‌ كه‌ هرگونه‌ تأمل‌ در متون‌ و ژرف‌ انديشي‌ را نوعي‌ بدعت‌ در دين‌ مي‌شناسند. تو گويي‌ آنها حنبليهاي‌ كتب‌ حديث‌ هستند كه‌ حق‌ با خلق‌ و قديم‌ با حادث‌ بر آنها مشتبه‌ شده‌ است‌.     ::    ويتگنشتاين‌ : فلسفه‌ نشانگر امر ناگفتني‌ خواهد بود، بدين‌ طريق‌ كه‌ امر گفتني‌ را به‌ روشني‌ باز مي‌نمايد.     ::    زنون‌ : اگر كثرت‌ هست‌، هستنده‌ نامحدوداند. زيرا هميشه‌ در ميان‌ هستنده‌ها، چيزهاي‌ ديگر و باز هم‌ چيزهاي‌ ديگري‌ در ميان‌ اينها هست‌ و بدينسان‌ هستنده‌ها نامحدودند.     ::    ويتگنشتاين‌ : آنچه‌ ما نابود مي‌كنيم‌، چيزي‌ نيست‌ جز خانه‌هايي‌ مقوايي‌ و ما زمينه‌ زبانهايي‌ را كه‌ آنها روي‌ آن‌ بر پا شده‌اند، صاف‌ مي‌كنيم‌.
آرشيو کاريکاتور

این تنگ، فقط جای گفت و گوی فلسفی است!

در پیوند با این طرح، در صورت تمایل به سوال زیر پاسخ دهید:
خدای فیلسوفان همچون ارسطو با خدای ادیان چه فرقی دارد؟


طرح کاریکاتور از: Golla - NTS Organization

کد مطلب: 1020

     
 
تايپ فارسی تايپ انگليسی
 
  نمايش آدرس ايميل شما به سايرين
 

nsradfar@yahoo.com
اگه منظور از فيلسوفان همچون ارسطو فلاسفه اي است كه اول فيلسوف طبيعي اند بعد از آن به متافيزيك مي رسند فرق خداشون با خداي اديان اينه كه فقط خداي عاقلند آن هم عقل از نوع دكارتي! اما خداي اديان ابراهيمي عاقل است اما خيلي چيزهاي ديگه هم هست اونم از نوع غير دكارتيش! البته اگه فيلسوف مثل ارسطو يه چيزه ديگه منظور باشه( مثلا از اون فيلسوفايي كه به زور مي گن عارف و فلان و فلانن) قضيه فرق مي كنه. در اون صورت در ظاهر فرقي بين خداهاشون نيست!!درست عرض کردم؟
شنبه 23 آذر 1387 ساعت 19:27
@yahoo.comh_kia1548
خداي فيلسوفان راز است و خداي اديان و عارفان ناز.
سه شنبه 29 مرداد 1387 ساعت 23:11
سلام فراوان بر فيلسوفان
آخه سوال تا حدودي مجمله. چراكه اولا هر ديني يك نگرش خاص معطوف به خدا رو داره دويم، هر كدام از خود داراي يك تعريف از خدا هستند ولي براي اينكه جواب شما رو يه جوري بديم ،ميايم وجه اشتراك اين مولفه ها رو در نظر مي گيريم ، يعني اينكه خداي اديان حالت ترسيمي از(رسالت-تاريخ)اثبات ميشه و شناختش از صفات و مراتبش هست ولي در نزد اين نوع فلاسفه گرایش به رويت هستي يا عليت مطلق هست.
البته سوالاي گنده گنده مي پرسين انسان از جواب دادنش تو يه جمله عاجز مي شه !ولي كلا در اصل از هم منفك هستن :يكي اثبات خدا دويم تفسير خدا...
چهارشنبه 12 تير 1387 ساعت 03:01
shimi_1346@yahoo.com
خداي فيلسوفان از دروازه فلسفه وارد دنياي فيلسوفان شده است اما خداي اديان از دروازه كلام وارد دنياي همگان مي شود
پنجشنبه 16 خرداد 1387 ساعت 07:09
خداي اديان خدايي از قبل اثبات شده است .ايمان به خدا در اديان ،قبل از استدلال و شك است.هنگامي كه اين ايمان تعبدي ايجاد شد آن گاه فرد مومن در حوزه ي همان ايمان قطعي به اثبات انديشه هاي ديني در چارچوب همان دين مي پردازد.و چون به قدرتي برتر متكي است با قدرت سخن مي گويد.در حالي كه فيلسوف ابتدا مي انديشد و سپس حكم مي دهد كه اولاْ: خدا هست يا نه؟ و ثانياْ :وجود خدا از نظرگاه انديشه ي انسان چگونه است.البته هر آن ممكن است ايمان فيلسوف به شك و شايد ابطال بگرايد زيرا ايمان فلسفي متكي به عقلي است كه پويا و نوگراست و اگر به قطعيت برسد آن گاه از دانش خويش دور خواهد شد.
پنجشنبه 16 خرداد 1387 ساعت 00:22

1234