خواندنی ها پرسش و پاسخ سخن ما فيلسوفان امروز ايران اساتيد فلسفه
بودا : دوستان‌ به‌ روزگار نياز، شادي‌ آورند؛ خرسندي‌ به‌ اين‌ و آن‌ شادي‌آور است‌. رها كردن‌ همه‌ي‌ رنجها شادماني‌ است‌.     ::    دكارت‌ : از آنجا كه‌ من‌ مي‌توانم‌ به‌ نحو واضح‌ و متمايزي‌، وجود ذهن‌ را مستقل‌ از بدن‌، درك‌ كنم‌، بنابراين‌ ذهن‌ بايد براي‌ خود وجودي‌ مستقل‌ داشته‌ باشد.     ::    ويكتور فرانكل‌ : چه‌ خوبست‌ كه‌ روبه‌روي‌ مجسمه‌ آزادي‌ آمريكا در سواحل‌ شرقي‌، مجسمه‌ مسئوليت‌ را نيز در سواحل‌ غربي‌ آمريكا، بنا كنيم‌.     ::    برديايف‌ : تجربه‌گرايي‌ يعني‌ تسليم‌شدن‌ به‌ سلطه‌ي‌ جهان‌ و تاريخ‌ و انطباق‌ با انسان‌ ميان‌ مايه‌؛ و به‌ انسان‌ و آراء او، رنگ‌ اجتماعي‌ بخشيدن‌ و نابود كردن‌ شخصيّت‌ متمايز خرد.     ::    بودا : دانايي‌ را پيروي‌ كن‌ كه‌ ملامت‌ كن‌ و دوري‌ از كار بد آموزد؛ او پيداگرِ گنجهاي‌ پنهان‌ است‌. آن‌ كو از چنين‌ دانايي‌ پيروي‌ كند آسايش‌ بيند نه‌ سختي‌.     ::    بودا : دانايي‌ را پيروي‌ كن‌ كه‌ ملامت‌ كن‌ و دوري‌ از كار بد آموزد؛ او پيداگرِ گنجهاي‌ پنهان‌ است‌. آن‌ كو از چنين‌ دانايي‌ پيروي‌ كند آسايش‌ بيند نه‌ سختي‌.     ::    گزنوفون‌ : اگر خدا عسل‌ زرد را نساخته‌ بود، مردم‌ انجير را اكنون‌ بسي‌ شيرين‌تر مي‌يافتند.     ::    فيلولائوس‌ (400 سال‌ قبل‌ از ميلاد) : طبيعت‌ در نظام‌ جهاني‌ از نامحدود و محدود كننده‌ به‌ هم‌ پيوسته‌ شد، هم‌ نظام‌ كل‌ جهاني‌ و نيز همه‌ چيزهاي‌ در آن‌.     ::    بودا : ذهني‌ كه‌ انباشته‌ از انديشه‌هاي‌ آزمندي‌، خشم‌، و شيفتگي‌ است‌ اعتماد را نشايد. چنين‌ ذهني‌ را نبايد به‌ حال‌ خود رها ساخت‌؛ آن‌ را بايد سخت‌ مهار كرد. نه‌ مادر، نه‌ پدر و نه‌ هيچ‌ يك‌ از نزديكان‌ نمي‌توانند به‌ اندازه‌ يك‌ ذهن‌ تربيت‌ شده‌ در حق‌ ما نيكي‌ كنند.     ::    پارمنيت‌ : مطابق‌ گمان‌ (آدميان‌)، چيزها پديد مي‌آيند و اكنون‌ هستند و از اين‌ پس‌ نيز به‌ همانسان‌ رشد مي‌كنند و سپس‌ به‌ پايان‌ مي‌رسند و آدميان‌ براي‌ هر يك‌، نامي‌ نشان‌دار نهاده‌اند.
آرشيو کاريکاتور

این تنگ، فقط جای گفت و گوی فلسفی است!

در پیوند با این طرح، در صورت تمایل به سوال زیر پاسخ دهید:
خدای فیلسوفان همچون ارسطو با خدای ادیان چه فرقی دارد؟


طرح کاریکاتور از: Golla - NTS Organization

کد مطلب: 1020

     
 
تايپ فارسی تايپ انگليسی
 
  نمايش آدرس ايميل شما به سايرين
 

nsradfar@yahoo.com
اگه منظور از فيلسوفان همچون ارسطو فلاسفه اي است كه اول فيلسوف طبيعي اند بعد از آن به متافيزيك مي رسند فرق خداشون با خداي اديان اينه كه فقط خداي عاقلند آن هم عقل از نوع دكارتي! اما خداي اديان ابراهيمي عاقل است اما خيلي چيزهاي ديگه هم هست اونم از نوع غير دكارتيش! البته اگه فيلسوف مثل ارسطو يه چيزه ديگه منظور باشه( مثلا از اون فيلسوفايي كه به زور مي گن عارف و فلان و فلانن) قضيه فرق مي كنه. در اون صورت در ظاهر فرقي بين خداهاشون نيست!!درست عرض کردم؟
شنبه 23 آذر 1387 ساعت 19:27
@yahoo.comh_kia1548
خداي فيلسوفان راز است و خداي اديان و عارفان ناز.
سه شنبه 29 مرداد 1387 ساعت 23:11
سلام فراوان بر فيلسوفان
آخه سوال تا حدودي مجمله. چراكه اولا هر ديني يك نگرش خاص معطوف به خدا رو داره دويم، هر كدام از خود داراي يك تعريف از خدا هستند ولي براي اينكه جواب شما رو يه جوري بديم ،ميايم وجه اشتراك اين مولفه ها رو در نظر مي گيريم ، يعني اينكه خداي اديان حالت ترسيمي از(رسالت-تاريخ)اثبات ميشه و شناختش از صفات و مراتبش هست ولي در نزد اين نوع فلاسفه گرایش به رويت هستي يا عليت مطلق هست.
البته سوالاي گنده گنده مي پرسين انسان از جواب دادنش تو يه جمله عاجز مي شه !ولي كلا در اصل از هم منفك هستن :يكي اثبات خدا دويم تفسير خدا...
چهارشنبه 12 تير 1387 ساعت 03:01
shimi_1346@yahoo.com
خداي فيلسوفان از دروازه فلسفه وارد دنياي فيلسوفان شده است اما خداي اديان از دروازه كلام وارد دنياي همگان مي شود
پنجشنبه 16 خرداد 1387 ساعت 07:09
خداي اديان خدايي از قبل اثبات شده است .ايمان به خدا در اديان ،قبل از استدلال و شك است.هنگامي كه اين ايمان تعبدي ايجاد شد آن گاه فرد مومن در حوزه ي همان ايمان قطعي به اثبات انديشه هاي ديني در چارچوب همان دين مي پردازد.و چون به قدرتي برتر متكي است با قدرت سخن مي گويد.در حالي كه فيلسوف ابتدا مي انديشد و سپس حكم مي دهد كه اولاْ: خدا هست يا نه؟ و ثانياْ :وجود خدا از نظرگاه انديشه ي انسان چگونه است.البته هر آن ممكن است ايمان فيلسوف به شك و شايد ابطال بگرايد زيرا ايمان فلسفي متكي به عقلي است كه پويا و نوگراست و اگر به قطعيت برسد آن گاه از دانش خويش دور خواهد شد.
پنجشنبه 16 خرداد 1387 ساعت 00:22

1234