خواندنی ها پرسش و پاسخ سخن ما فيلسوفان امروز ايران اساتيد فلسفه
بودا : تو خود آن‌ كن‌ كه‌ به‌ ديگران‌ آموزي‌؛ نخست‌ خود را خوب‌ به‌ فرمان‌ آر و پس‌ آن‌گاه‌ ديگران‌ را. راستي‌ را دشوار است‌ به‌ فرمان‌ آوردنِ خود.     ::    هراكليت‌ : اگر خوشبختي‌ در لذتهاي‌ جسماني‌ مي‌بود، بايد گاوان‌ نر را، هنگامي‌ كه‌ ماش‌ سبز براي‌ خوردن‌ مي‌يابند، خوشبخت‌ بخوانند.     ::    غزالي‌ : مرگ‌ تجربه‌اي‌ مألوف‌ نيست‌ و فرصت‌ آزمودن‌ مرگ‌ از انسان‌ دريغ‌ شده‌ است‌.     ::    بودا : مرد با اين‌ ستوران‌ به‌ كشوري‌ نمي‌رسد كه‌ پاي‌ كسي‌ بدان‌ نرسيده‌:جايي‌ كه‌ مردِ رام‌ با خودِ رام‌ به‌ آنجا مي‌رود.     ::    افلاطون‌ : (خطاب‌ به‌ بيگانه‌) پس‌ پيداست‌ كه‌ شما ديري‌ است‌ كه‌ هرگاه‌ لفظ‌ «وجود» را به‌ كار مي‌بريد؛ با آنچه‌ مرادتان‌ هست‌، آشناييد. ما نيز پيش‌ از اين‌ مي‌پنداشتيم‌ كه‌ آن‌ را ] وجود را [ در مي‌يابيم‌، اما اكنون‌ متحير و دروا شده‌ايم‌.     ::    هراكليت‌ : مردمان‌ نمي‌دانند كه‌ چگونه‌ از هم‌ جداشدگي‌ عين‌ به‌ هم‌ پيوستگي‌ است‌:هماهنگي‌ كششهاي‌ متضاد چون‌ در كمان‌ و چنگ‌.     ::    بودا : رهرو سرشار از شادي‌، سرشار از ايمانِ به‌ آموزه‌ي‌ بودا، به‌ راه‌ آرامش‌ خواهد رسيد.     ::    بودا : كسي‌ كه‌ روحيه‌اش‌ با خواهشها و هوسها آشفته‌ و پريشان‌ نيست‌ و در وراي‌ خوبي‌ و بدي‌ است‌، بيداري‌ است‌ كه‌ ترس‌ و بيم‌ نمي‌شناسد. بدتر از آنچه‌ يك‌ دشمن‌ بتواند در حق‌ دشمن‌ خود كند، روح‌ بدسگال‌ در حق‌ انسان‌ تواند كرد.     ::    عبدالكريم‌ سروش‌ : انقلاب‌ اسلامي‌ در كشورما، انقلاب‌ بسيار پرشوري‌ بود، پرهيجان‌ بود، پر از عشق‌ بود، اما فقر تئوريك‌ داشت‌، و اين‌ فقر تئوريك‌ يعني‌ كمبود همان‌ سهمي‌ كه‌ عقل‌، بايد نسبت‌ به‌ آن‌ اداء كند و همچنان‌، اين‌ فقر، باقي‌ مانده‌ است‌.     ::    اقبال‌ لاهوري‌ : در تاريخ‌ انديشه‌ معاصر، يك‌ نظر مثبت‌ در مورد بقاي‌ روح‌ وجود دارد و آن‌ هم‌ نظريه‌ي‌ «دور جاودان‌» نيچه‌ است‌. اين‌ نظر نيچه‌، كه‌ او آن‌ را با شور و حالي‌ پيامبرگونه‌ ابراز مي‌دارد، كوشش‌ و كششي‌ در افكار جديد را آشكار مي‌سازد.
آرشيو سخن ما

همتی بدرقه راه کن

فلسفه تنها برازنده یونانیان و ایرانیان است. «ابن خلدون»
برجسته ترین امتیاز معنوی مردم ایران گرایش آنان به تعقل فلسفی است. «محمد اقبال لاهوری»
ایرانیان نخستین "قوم تاریخی" هستند. آغاز تاریخ جهانی به معنای درست، از همان جاست. «هگل»

ایران
از دیدگاه جغرافیای انسانی، محدود به منطقه وسیعی است که زبانهای ایرانی، یعنی فارسی، کردی، بلوچی، اسی یا استی و پشتو یا افغان در آن نقاط زبانهای رایج و مسلط بوده و هست. این منطقه نه تنها ایران کنونی، بلکه بخشهای وسیعی از آسیای صغیر و آسیای مرکزی و افغانستان و پاکستان و هندوستان را در بر می گیرد. هم اکنون زبان رسمی تاجیکستان، فارسی است و نیز در قفقاز به لهجه های گوناگون استی، تکلم می کنند.

زبان فارسی و زبان پشتو زبان رسمی افغانستان است و در نواحی وسیعی از پاکستان نیز به همین زبان تکلم می کنند. آیا لزومی دارد که از حضور زنده و فعال زبان و فرهنگ فارسی در کشورهای ترکیه و عراق صحبت شود؟ یا اینکه گفته شود زبان فارسی به مدت چند قرن، زبان رسمی شاعران دربار مغول هند بوده است و آخرین فیلسوف و شاعر بزرگ هند محمد اقبال لاهوری، زیباترین اشعار فلسفی و عرفانی اش را به زبان فارسی سروده است؟ 

اندیشه ایرانی به این بسنده نکرد
از قرن هفتم میلادی یا اول هجری به بعد ایرانی مُهر و نشان خود را نیز بر تمامی آنچه که فلسفه و تفکر اسلامی نام دارد، نهاده است. نه تنها فارابی و ابن سینا و سهروردی، بزرگترین فیلسوفان جهان اسلام، ایرانی بوده اند بلکه بزرگترین مفسر قرآن مجید در تاریخ جهان اسلام یعنی محمدبن جریر طبری و یا برجسته ترین متفکر اهل سنت یعنی امام محمد غزالی نیز از همین کشور برجسته اند. بی آنکه احتیاجی باشد از دیگر متفکران مکاتب فلسفی ایران، سخن برانیم، حضور زنده و فعال همین پنج تن، در تمامی زمینه های تفکر اسلامی، خود گویای دریایی از مطلب است. 

ما در کانون ایرانی پژوهشگران فلسفه و حکمت 
برای خویش رسالتی تاریخی یافته ایم و سودای آن داریم تا به قدر توان و توش، پلی میان گذشته و اکنون، رشته ی پیوندی میان شرق و غرب و جایگاهی برای اندیشه ورزی فلسفی جوانان میهن باشیم.

گامهایتان را به این پهنه آزادگی و بالندگی، خوش آمد می گوییم.
در این پویه ی گرانمایه با ما همراه شوید. 

خواننده گرامی
در بازنمون دیدگاههای فیلسوفان، ما روش همدلانه را پیش گرفته ایم، بنا بر این در هنگام تبیین آراء فیلسوف، از نگاه یک همدل و همسو به افکارش و زندگانی اش نظر انداخته ایم. شیوه ما همان است که برتراند راسل بعنوان سخنی روشنگرانه در این باب - به زبان رانده است:
" هنگام بررسی آراء و افکار یک فیلسوف نگرش درست این است که نه تکریمش کنیم، نه تحقیرش، بلکه در ابتدا همدلی مفروضی با داشته باشیم تا رفته رفته دستگیرمان شود که پذیرفتن نظریات او یعنی چه، و چون به اینجا رسیدیم می توانیم نگرش انتقادی در پیش گیریم."

کد مطلب: 440

     
 
تايپ فارسی تايپ انگليسی
 
  نمايش آدرس ايميل شما به سايرين
 

m.delavar67@yahoo.com
ضمن تشكراز همت والاي شما.ميخواستم بدونم فلسفه تحليلي روبايد ازكجا شروع كرد؟
IPTRA:به صفحات ویژه ی فلسفه ی علم(در بخش فلسفه های مضاف) مراجعه فرمایید.
يكشنبه 27 ارديبهشت 1388 ساعت 14:48
با سلام
خيلي خوشحالم كه سايتتون را پيدا كردم اوايل تاسيس اين انجمن من افتخار اين را داشتم كه در يك سري جلسات شركت مي كردم و يك وقفه طولاني افتاد تا دوباره از طريق سايت شما را پيدا كردم.
من فارغ التحصيل در مقطع كارشناسي ارشد رشته فلسفه هستم و از طريق آقاي ملايري كه هم دانشكده ايي بوديم با اين انجمن آشنا شدم. خوشحال ميشم دوباره با شما همكاري كنیم .
با تشكر
زارا امجدان
سه شنبه 15 ارديبهشت 1388 ساعت 12:16
در پاسخ به آن دوست اماراتي ميگويم:
.استعمار انگلیس عرب ها را نوکر خود کرد و انها را از ما جدا نمود
وناسیونالیسم کشکی عربی درست کرد در حالیکه قوم عرب اصیل
محدود به جزیرته العرب است.نه مصری عرب است نه سوری ونه
سودانی .اینها تحت فشار بنی عباس زورکی عرب زبان شدند.
من با یک مصری در پاریس صحبت میکردم میگفت ما مصری هستیم و تمدن به مراتب عظیم تری نسبت به اعراب داریم.و فقط برای این خاطرعضو اتحادیه عرب شده ایم که جیب شیوخ نفتی را خالی کنیم!
٢. جزیرته العربیه ای ها یک زمان باشمشیر بنی عباس همسایه های خود را میچاپیدند و حالا پس از تحقیر قطر و یمن و امارات با پول نفت رفته اند برای انگلیس در پاکستان حوزه ی نفوذ باز کنند.
٣.دوست عزیز اماراتی.من و تو به عنوان ایرانی باید مواظب فتنه
انگلیس ها و سعودی های نوکر صفت و طالبان ساز باشیم.
قربانت.
جمعه 7 فروردين 1388 ساعت 09:15
آقاي توسلي اگه ايراني نيستي و تمدن ایرانی را نمیشناسی لطفا در مورد ايران حرف نزن.
سه شنبه 27 اسفند 1387 ساعت 16:32
joseph.azari@live.com
با سلام و عرض ادب.
چند مدتی بود که در اینترنت دنبال سایتی درباره فلسفه می گشتم. خدا را شکر سایت شما را پیدا کردم و خیلی هم استفاده کردم. از زحماتتوت خیلی ممنونم.
شنبه 3 اسفند 1387 ساعت 09:36

123456