خواندنی ها پرسش و پاسخ سخن ما فيلسوفان امروز ايران اساتيد فلسفه
اقبال‌ لاهوري‌ : در تاريخ‌ انديشه‌ معاصر، يك‌ نظر مثبت‌ در مورد بقاي‌ روح‌ وجود دارد و آن‌ هم‌ نظريه‌ي‌ «دور جاودان‌» نيچه‌ است‌. اين‌ نظر نيچه‌، كه‌ او آن‌ را با شور و حالي‌ پيامبرگونه‌ ابراز مي‌دارد، كوشش‌ و كششي‌ در افكار جديد را آشكار مي‌سازد.     ::    نيچه‌ : جنون‌ در افراد استثناء است‌ - اما در گروهها و حزبها و ملتها و دوره‌ها، اصل‌ است‌.     ::    هراكليت‌ : چشمها و گوشها براي‌ آدميان‌ به‌ گواهاني‌ هستند، اگر روحهايي‌ با زبان‌ آنها بيگانه‌ دارند.     ::    نيچه‌ : مسيحيّت‌ اروس‌ (خداي‌ عشق‌ يونان‌) را زهر نوشاند- اما او نمرد، بلكه‌ به‌ مرتبه‌ رذيلت‌ فروافتاد.     ::    بودا : رهرو از دست‌، آگاه‌، از پاي‌ آگاه‌، از رفتار خويش‌ آگاه‌ است‌. تنها و خرسند است‌، او را رهرو مي‌خوانند.     ::    ابن‌ رشد : كار فلسفه‌ جز اين‌ نيست‌ كه‌ در موجودات‌، به‌ طور عميق‌ نظر مي‌كند و آنها را از جهت‌ دلالت‌ بر صانع‌، حكم‌ معتبر مي‌شناسد.     ::    علامه‌ طباطبايي‌ : عالم‌ ماده‌ با توجه‌ به‌ ارتباط‌ و پيوستگي‌ ميان‌ اجزايش‌، يك‌ واحد را تشكيل‌ مي‌دهد كه‌ ذاتاً سيال‌ و گذرا بوده‌ و جوهرش‌ پيوسته‌ در حركت‌ و دگرگوني‌ است‌.     ::    بودا : اگر همراهيْ دورانديش‌ بيابي‌ كه‌ با تو زندگي‌ كند، خوشْرفتار باشد و روشن‌، بايد كه‌ با او زندگي‌ كني‌؛ شاد و آگاه‌ و چيره‌ به‌ همه‌ي‌ خطرها.     ::    دكتر شريعتي‌ : ماترياليسم‌، جنس‌ و ذات‌ انسان‌ را ماده‌ مي‌داند. در همين‌ تعريف‌، او را در چارچوب‌ تكاملي‌ كه‌ در ماده‌ بودن‌ محدود است‌، حبس‌ مي‌كند.     ::    آلكمايون‌ (550 سال‌ قبل‌ از ميلاد) : درباره‌ چيزهاي‌ ناديدني‌، تنها خدايان‌ بينش‌ واقعي‌ دارند، اما انسانها فقط‌ از روي‌ نشانه‌ها مي‌توانند داوري‌ كنند.
فلسفه علم تحلیلی (آنگلوساکسون)آرشيو مطلب

ابطال گرايان چه مي گويند ؟

ابطالگرایی در ایران با عبدالکریم سروش مطرح شد . عبدالکریم سروش با معرفی اندیشه های پوپر بعنوان یکی از فیلسوفان بزرگ علم ، ابطالگرایی را نیز به ایرانیان شناساند . قبل از آن تنها تفکر رایج در ایران پوزیتیویسم بود که مترجمین ایرانی آثار اگوست کنت و پیروان مکتب وین آنرا به ایرانیان شناسانده بودند. اما ابطالگرایان چه میگویند و فرق آنان با پوزیتیویست ها در چیست ؟ میخوانید :

• معناي ابطال گرايي
ابطالگرایان به سهولت می پذیرند که مشاهده، توسط نظریه هدایت شده و آن را پیشفرض می کند . با این حال این موضع را که صدق یا صدق احتمالی نظریه ها را می توان در پرتو شواهد مشاهدتی تصدیق کرد با خرسندی وا می نهند . نظریه ها به منزله ی حدسیات یا گمانهای نظری(1) و موقتی تلقی می شوند که ذهن انسان آزادانه آنها را خلق می کند تا بر مسائلی که نظریه های قبلی با آن مواجه شده بودند فائق آیند و تبیین مناسبی از رفتار بعض جوانب جهان خارج ارائه کنند . حدسهای نظری همین که به اقتراح پیش نهاد می شوند بدقت و بدون شفقت به وسیله ی آزمایش و مشاهده مورد آزمون واقع می شوند . نظریه هایی که از عهده ی آزمونهای مشاهدتی و آزمایش برنیایند باید حذف شده ، حدسهای نظری دیگری جایگزین آنها شوند . علم با آزمون و خطا ، یعنی با حدسها و ابطالها، پیشرفت می کند . فقط انسب نظریه ها بقا می یابند . ضمن اینکه هرگز مجاز نیستیم بگوییم که فلان نظریه صادق است ، می توانیم امیدوار باشیم که در میان نظریه های موجود بهترین و از آنچه پیش از این وجود داشته بهتر است . 
•  دقیقه ای منطقی در تایید ابطالگرایی
بنابر ابطالگرایی ، می توان با توسل به نتایج آزمایش و مشاهده نشان داد که برخی از نظریه ها باطلند . در اینجا نکته ای ساده و منطقی وجود دارد که به نظر می رسد موضع ابطالگرایان را تایید می کند . قبلا در فصل دوم نشان دادیم که حتی اگر فرض کنیم که به نحوی گزاره های مشاهدتی صادق در اختیار داریم ؛ باز هم ممکن نخواهد بود که صرفا بر آن اساس و به وسیله ی استنتاجات منطقی به قوانین و نظریه های جهانشمول برسیم . از طرفی دیگر ِ، این امکان وجود دارد که با بکارگیری استنتاجات منطقی از گزاره های مشاهدتی جزئی به منزله ی مقدمات شروع کرد و به وسیله ی قیاس منطقی به کذب قوانین و نظریه های کلی رسید . برای مثال ، اگز گزاره ی « کلاغی که در مکان م و در زمان ز مشاهده شد سیاه نبود » در اختیار ما باشد ، به طور منطقی از آن نتیجه می شود که « همه ی کلاغها سیاه هستند » غلط است .
به عبارت دیگر ، این استدلال که :
مقدمه : کلاغی که در مکان م و در زمان ز مشاهده شد سیاه نبود .
نتیجه : همه ی کلاغها سیاه نیستند .

قیاسی است که منطقا معتبر است . اگر مقدمه ی قیاس موجبه و نتیجه ی آن سالبه باشد ، قیاس مشتمل بر تناقض خواهد بود . یکی دو مثال بیشتر ، این نکته ی منطقی نسبتاپیش پا افتاده را روشن خواهد کرد . اگر بتوان در آزمایشی به وسیله ی مشاهده اثبات کرد که یک وزنه ی ده کیلوئی و یک وزنه ی یک کیلوئی در سقوط آزاد با سرعت تقریبا برابر حرکت می کنند ، آنگاه می توان نتیجه گرفت که این ادعا که سرعت سقوط اشیاء متناسب با وزن آنهاست ، غلط است . اگر بتوان بدون کمترین تردید نشان داد که پرتو نوری که از نزدیکی خورشید می گذرد در مسیر منحنی حرکت می کند ، آنگاه آشکار می شود که نور ضرورتا در خط مستقیم حرکت نمی کند .
کذب گزاره های کلی را می توان از گزاره های جزئی مناسب استنتاج کرد . ابطالگرایان از این نکته ی منطقی بهره تمام و کمال می گیرند .
• ابطال پذیری ، معیاری برای علمی بودن نظریه ها
ابطالگرایان علم را به مثابه ی مجموعه ای از فرضیه هایی می پندارند که به منظور توصیف یا تبیین دقیق رفتار چهره ای از جهان موقتا پیشنهاد شده اند ، با این همه ، هر فرضیه ای این گونه نیست . چنانچه بنا باشد فرضیه ای یا نظامی از فرضیه های واجد منزلت قانون یا نظریه ی علمی بشود باید یک شرط اساسی را بر آورده کند . چنانچه بخواهیم فرضیه ای را جزء معرفت علمی محسوب کنیم باید ابطالپذیر باشد . قبل از اینکه پیش تر برویم مهم است که تلقی خاص ابطالگرایان از اصطلاح « ابطال پذیر » روشن شود .
در زیر نمونه هایی از گزاره های ساده ای را که به معنای مورد نظر ابطال پذیرند می آوریم :
1. هرگز روزها یچهار شنبه باران نمی بارد .
2. تمام عناصر در اثر حرارت منبسط می شوند .
3. هرگاه اشیاء سنگین از قبیل آجر نزدیک زمین رها شوند ، چنانچه به مانعی بر نخورند به طور مستقیم سقوط خواهند کرد .
4. هرگاه پرتو نوری از صفحه ی آینه منعکس شود ، زاویه ی انعکاس برابر زاویه ی تابش خواهد بود .

گزاره ی اول ابطال پذیر است ، زیرا با مشاهده ی باران در روز چهار شنبه ابطال می شود . گزاره ی دوم ابطال پذیر است ، زیرا می توان با گزاره های مشاهدتی دال بر اینکه عنصری پس از حرارت یافتن در زمان ز منبسط نشد ، آن را ابطال کرد .آب ، هرگاه به نقطه ی انجمادش نزدیک شود گزاره ی دوم را ابطال می کند . هر دو گزاره ی اول و دوم ابطال پذیر و باطل هستند . تا جایی که من می دانم گزاره های 3و 4 ممکن است صادق باشند ، با این حال ، آنها به معنای مورد نظر ابطال پذیر هستند . منطقا امکان دارد آجر بعدی را که رها کردیم به طرف بالا حرکت کند . گزاره ی « آجر پس از رها شدن به طرف بالا حرکت کرد » هیچ تناقض منطقی ایجاد نمی کند ، اگر چه ممکن است چنین گزاره ای هرگز به وسیله ی مشاهده تایید نشود . گزاره ی 4 ابطال پذیر است ، زیرا قابل تصور است که تابش مورب نوری بر صفحه ی آینه ای در جهت عمود بر آینه منعکس شود . چنانچه قانون انعکاس صحت داشته باشد ، این واقعه هرگز رخ نخواهد داد ، اما اگر اتفاق افتد مشتمل بر هیچ تناقض منطقی نخواهد بود . هر دو گزاره ی 3و4 ابطال پذیرند ، اگر چه ممکن است صادق باشند . بنابراین ، فرضیه ای ابطالپذیر خواهد بود که یک گزاره ی مشاهدتی یا مجموعه ای از گزاره های مشاهدتی منطقا ناسازگار با آن امکان وجود داشته باشد ، بدین معنا که اگر صدق گزاره ها اثبات شد فرضیه را ابطال کند .
گزاره های زیر نمونه هایی هستند که واجد این شرط نیستند و در نتیجه ابطال پذیر
چنانچه بنا باشد فرضیه ای یا نظامی از فرضیه های واجد منزلت قانون یا نظریه ی علمی بشود باید یک شرط اساسی را بر آورده کند . چنانچه بخواهیم فرضیه ای را جزء معرفت علمی محسوب کنیم باید ابطالپذیر باشد . قبل از اینکه پیش تر برویم مهم است که تلقی خاص ابطالگرایان از اصطلاح « ابطال پذیر » روشن شود .
نیستند .
5. هوا یا بارانی است و یا بارانی نیست .
6. فاصله ی تمام نقاط روی دایره ی اقلیدسی از مرکز دایره یکسانند .
7. در پیش بینیهای ورزشی امکان شانس وجود دارد .

هیچ گزاره ی مشاهدتی منطقا ممکنی نمی تواند گزاره ی 5 را ابطال کند . هوا هر گونه باشد این گزاره صادق است . گزاره ی 6 به دلیل تعریف دایره ی اقلیدسی ضرورتا صحت دارد. اگر نقاط روی دایره از نقطه ی ثابتی هم فاصله نباشند ، آنگاه آن شکل اصلا دایره ی اقلیدسی نخواهد بود . گزاره ی « تمام مجردها ازدواج نکرده اند » به همین دلیل ابطال ناپذیر است . گزاره ی 7 از جداول طالع بینی یک روزنامه نقل گردیده است که یاد آور شیوه ی فریبنده فال بینان است . این گزاره ابطال ناپذیر و معادل این است که به خواننده گفته شود که اگر امروز شرط بندی بکند ممکن است برنده شود . این سخن صحت خواهد داشت چه وی شرط بندی بکند و چه نکند و در صورتی کهشرط بندی کند ، چه برنده شود و چه نشود باز هم صحت خواهد داشت .
ابطالگرایان خواستار ابطال پذیری فرضیه های علمی ، به معنایی که شرح کردم ، هستند . آنها بر این مواضع اصرار می ورزند ، زیرا فقط در صورتی قانون یا نظریه ای را اخباری(2) می دانند که مجموعه ای از گزاره های مشاهدتی منطقا ممکن را به لحاظ تجربی ناممکن اعلام کند . اگر گزاره ای ابطال ناپذیر باشد ، در آن صورت جهان می تواند هر خاصه ی ممکنی را دارا باشد و می تواند به هر نحو ممکنی رفتار کند بدون اینکه با آن گزاره تعارض پیدا کند . گزاره های 5،6و7 برخلاف گزاره های 3،2،1 و 4 هیچ چیزی درباره ی جهان به ما نمی گویند . آنچه از نظریه یا قانون علمی انتظار می رود این است که خبری درباره ی چگونگی عمل جهان در واقع ، در اختیار ما بنهد ، و بدین سان اعمال دیگر را که (منطقا) امکان وقوع دارد ، اما در واقع وقوع نمی یابد ،[ به لحاظ تجربی ] غیر ممکن بخواند . قانون « کلیه ی سیارات در مدارهای بیضی شکل به دور خورشید گردش می کنند » علمی است ، زیرا مدعی است که سیارات در واقع در مدارهای بیضی شکل حرکت می کنند و مدارهای مربع شکل و سایراشکال را غیر ممکن اعلام می کند و تنها بدین علت که این قانون دعوی مشخصی راجع بع مدارهای افلاک می کند حاوی اطلاعاتی است و ابطال پذیر است .
نظری اجمالی به بعضی از قوانینی که معمولا به منزله ی نمونه ی نظریه های علمی محسوب می شوند ، نشان می دهد که آنها واجد معیار ابطال پذیری هستند : « قطبهای مغناطیسی مخالف ، همدیگر را جذب می کنند » ، « چنانچه اسیدی با بازی افزوده شود نمک و آب حاصل می شود » و قوانین مشابه دیگر که براحتی می توان پی برد ابطال پذیرند . با این حال ، ابطالگرایان معتقدند که برخی از نظریه ها که به ظاهر دارای ویژگیهای نظریه های خوب علمی هستند ، در واقع فقط شکل نظریه های علمی را دارند ، زیرا ابطال پذیر نیستند و باید کنار گذاشته شوند . پاپر ادعا کرده است که دست کم برخی از داشتهای موجود در نظریه ی تاریخ مارکس ، روانکاوی فرویدی و روانشناسی آدلری مبتلا به این نقیصه هستند . این مطالب را می توان با این تصویر مبالغه آمیز از روانشناسی آدلری تشریح کرد :
یکی از اصول اساسی نظریه ی آدلر این است که انگیزه اعمال انسان نوعی احساس حقارت است . در تصویر اغراق آمیز ما ، این نظر با این حادثه تایید می شود : مردی در همان لحظه ای که بچه ای در درون رودخانه ای می افتد در کنارآن رودخانه ی خطرناک ایستاده است . امکان دارد وی برای نجات بچه وارد رودخانه شود و نیز امکان دارد هیچ کاری نکند . چنانچه وارد رودخانه شود ، آدلری ها برای اینکه نشان دهند چگونه نظریه شان تایید شده است خواهند گفت : مسلما آن مرد به دلیل نیاز به غلبه بر احساس حقارت خود ، خواسته نشان دهد که با وجود مخاطرات متصور ، شجاعت لازم برای رفتن در رودخانه را دارد . [اما] اگر وارد رودخانه نشود ، آدلری ها باز می توانند ادعاکنند که نظریه شان تایید شده است، زیرا مرد با نشان دادن این امر که به رغم مشاهده ی غرق شدن بچه ، قدرت اراده ی حرکت نکردن از لب رودخانه را ، بدون کمترین دغدغه ی خاطر ، دارد می خواهد بر احساس حقارت خود غلبه کند .
اگر این وصف اغراق آمیز شیوه ی کار معمول نظریه ی آدلری باشد ، در آن صورت نظریه ای ابطال ناپذیر است(3) ؛ زیرا با هر نوع رفتار انسان سازگاری دارد و دقیقا به همین دلیل هیچ چیزی راجع به رفتار انسانها به ما نمی گوید . البته قبل از اینکه بتوان نظریه ی آدلر را بر این اساس رد کرد ، لازم است جزئیات آن نظریه ، و نه تصویری اغراق آمیز ، مورد وارسی قرار گیرد ، اما نظریه های اجتماعی ، روانشناختی و مذهبی زیادی وجود دارد که با عزم تبیین همه چیز ، هیچ چیز را تبیین نمی کنند .برای مثال ، وجود خدایی مهربان و وقوع بعضی مصائب را می توان ، متناسب با وضعیت پیش آمده ، با تفسیر آن مصیبت به منزله ی امتحان یا عقوبت ، سازگاری بخشید . بسیاری از رفتارهای حیوانات را می توان به منزله ی شواهد و قراین موید این خبر پنداشت که « حیوانات به گونه ای آفریده شده اند که نقشی را که برای آن به وجود آمده اند به بهترین نحو ایفا کنند » . نظریه پردازانی که بدین شیوه عمل می کنند مرتکب طفره یفال بینان شده » مورد انتقاد ابطالگرایان قرار می کیرند . اگر قرار است نظریه ای محتوای اخباری داشته باشد ، باید خطر ابطال شدن را پذیرا باشد .
• درجه ی ابطال پذیری، وضوح و دقت
قانون یا نظریه ی علمی مطلوب صرفا بدین علت ابطال پذیر است که درباره ی جهان دعوی و سخن مشخص دارد . ابطالگرایان از این نکته بسهولت نتیجه می گیرند که هر اندازه نظریه ای بیشتر ابطال پذیر باشد
( به معنای عام و وسیع کلمه ی بیشتر ) ، بهتر است . هر اندازه که مدعای نظریه ای بیشتر باشد ، امکان بیشتری در اختیار ما می نهد تا نشان دهیم که جهان در واقع آن گونه که نظریه تصریح می کند ، رفتار نمی کند . نظریه ی بسیار مطلوب آن است که در بر گیرنده ی بیشترین اطلاعات درباره ی عالم طبیعت و در نتیجه بسیار ابطال پذیر باشد و هر گاه به بوته ی آزمایش برده شود ابطال نشود .
این مطلب را می توان به کمک مثال ساده ای تشریح کرد . به این دو قانون توجه کنید :
الف) مریخ در مداری بیضی شکل دور خورشید حرکت می کند .
ب) تمام سیارات در مدارهای بیضی شکل به دور خورشید حرکت می کنند .
فکر کنم که واضح است که (ب) به عنوان جزئی از معرفت علمی دارای میزیت بیشتری
فرضیه ای ابطالپذیر خواهد بود که یک گزاره ی مشاهدتی یا مجموعه ای از گزاره های مشاهدتی منطقا ناسازگار با آن امکان وجود داشته باشد ، بدین معنا که اگر صدق گزاره ها اثبات شد فرضیه را ابطال کند .
نسبت به (الف) است . قانون (ب) اطلاعاتی بیشتر از آنچه(الف) می گوید دارد . قانون (ب) که مزیت بیشتری دارد ابطال پذیرتر از قانون (الف ) است . اگر مشاهدات ما درباره ی مریخ به گونه ای باشد که (الف) را ابطال کند ، آنگاه (ب) نیز ابطال خواهد شد . هر گونه ابطال (الف ) ، ابطال (ب) را نیز در پی خواهد داشت، در صورتی که عکس قضیه صادق نیست . هر نوع گزاره ی مشاهدتی مربوط به مدارهای زهره ، مشتری و غیره که بتواند (ب) را ابطال کند ، با (الف) ارتباطی نخواهد یافت .
به پیروی از پاپر ، اگر مجموعه ای از گزاره های مشاهدتی را که به ابطال قانون یا نظریه ای کمک کنند ابطالگرایان بالقوه ی(4) آن قانون یا نظریه بخوانیم ، آنگاه می توانیم بگوییم که ابطالگرایان بالقوه (الف) مجموعه ای را تشکیل می دهند که زیر مجموعه ی ابطالگرایان بالقوه ی (ب) می باشند . قانون (ب) ابطال پذیرتر از قانون (الف ) است و این سخن معادل این است که گفته شود قانون (ب) حاوی اطلاعات بیشتری و از این رو قانون بهتری است .
مثال واقعی تر درباره ی رابطه ی بین نظریه ی کپلر و نیوتن درباره منظومه شمسی است . منظورم از نظریه ی کپلر ، سه قانون حرکت اجسالم سماوی وی است . ابطالگرایان بالقوه ی آن نظریه شامل مجموعه ای از گزاره هاست که خبر از وضعیت افلاک نیست به خورشید در زمانهای معین می دهد . [ اما ] نظریه ی نیوتن ، نظریه ی بهتری که نظریه ی کپلر را تحت الشعاع قرار داد ، جامعتر است . این نظریه شامل قوانین حرکت نیوتن یه انضمام قانون جاذبه ی اوست . طبق قانون جاذبه ، دو جسم مفروض در طبیعت یکدیگر را با نیروی متناسب با عکس مربع فاصله ی بین آن دو جذب می کنند . بعضی از ابطالگرایان بالقوه ی نظریه نیوتن مجموعه ی گزاره هایی هستند درباره ی وضعیت افلاک در زمانهای معین ، ولی علاوه بر آنها گزاره های بسیار دیگری نیز وجود دارند که مربوط می شوند به نحوه ی سقوط اشیاء و پاندولها ، همبستگی میان جزر و مد و موقعیت خورشید و ماه و غیره . [ و بدین سان ] زمینه های بیشتری را برای ابطال نظریه ی نیوتن نسبت به نظریه ی کپلر وجود دارد . با این حال ، بنا به نظر ابطالگرایان ، نظریه ی نیوتن توانسته است در مقابل تلاشهایی که برای ابطال آن آنجام شده ، پیروز شود و بدین سان برتری خود را بر نظریه ی کپلر اثبات کرده است .
بنابراین ، نظریه هایی که ابطال پذیری شان بیشتر است باید به نظریه هایی که ابطال پذیری شان کمتر است ترجیح داده شوند ، مشروط بر اینکه در واقع ابطال نشده باشند . این شرط برای ابطالگرایان حائز اهمیت است . نظریه هایی که ابطال شده اند باید بدون کمترین تاسف و تاخیر وانهاده شوند . جهان علم ، جهان اقتراح فرضیه های بسیار ابطال پذیر و به دنبال آن تلاشهای تعمدی و سختگیرانه برای ابطال آنهاست . به قول پاپر :
بنابراین ، من می توانم با خرسندی بپذیرم که ابطالگرایان مثل خودم تلاش برای حل مساله ای در خور اعتنا را با حدسهای متهورانه ، حتی ( و مخصوصا ) اگر بسرعت غلط از آب در آیند ، بیشتر توضیح می دهند تا تقریر یک سری بدیهیات(5) نامربوط . ما این را ترجیح می دهیم چون معتقدیم این شیوه ای است که با آن می توانیم از اشتباهاتمان درس بگیریم و از اینکه دریافتیم حدس ما غلط است نکات بیشتری درباره ی حقیقت آموخته ایم ، و به حقیقت نزدیک تر شده ایم (6).
از اشتباهاتمان عبرت می گیریم . علم با آزمون و خطا پیشرفت می کند . به این دلیل منطقی که استنتاج قوانین و نظریه ها ی جهانشمول از گزاره های مشاهدتی غیر ممکن ولی استنتاج کذب آنها ممکن است ، ابطالها نقاط عطف مهم ، دستاوردهای برجسته ، و نقاط عمده ی پیشرفت علم می شوند . این تاکید ابطالگرایان افراطی تر بر اهمیت ابطالها ، که تقریبا خلاف شهودات و وجدانیات متعارف است ، در فصول آینده مورد نقادی قرار خواهد گرفت .
از آنجا که در علم نظریه هایی بیشتر مورد توجه است که محتوای اخباری بیشتری دارند ، ابطالگرایان از طرح حدسهای نظری متهورانه استقبال می کنند . به گمانهای متهورانه به شرط ابطال پذیر بودن و به شرط اینکه در صورت ابطال طرد شوند ، باید میدان داد . این رویکرد «بگو یا بمیر» با احتیاطی که مورد عنایت اتقراءگرایان سطحی است سازگاری ندارد . مطابق نظر استقراء گرایان سطحی ، فقط نظریه هایی را باید در علم پذیرفت که بتوان صدق یا صدق احنمالی شان را نشان داد . ما باید از حدود نتایج مستقیم تجربی صرفا تا اندازه فراتر رویم که استقراءهای مجاز اجازه می دهند . بر خلاف این نظر ، ابطالگرایان بر محدودیت استقراء و تبعیت مشاهدات از نظریه تاکید می ورزند . اسرار طبیعت فقط به مدد نظریه های ابداعی و نافذ مکشوف می شود . هر چه تعداد نظریه های حدس زده شده که با واقعیات جهان رو به رو می شوند بیشتر باشد و هر چه این حدسها نظری تر باشند امکان بیشتری برای پیشرفتهای عمده در علم به وجود خواهد آمد . پیدایش و افزایش حدسهای نظری هیچ خطری ندارند ، زیرا هر کدام ازآنها را که به مثابه ی توصیفی از جهان نا مناسب باشد می توان بر اساس نتایج آزمونهای مشاهدتی و یا آزمونهای دیگر و بدون کمترین تعللی حذف کرد .
از لوازم مهم شرط ابطال پذیری بیشتر نظریه ها این است که نظریه ها باید بوضوح بیان شده و دقیق باشند . اگر نظریه ای چنان مبهم بیان شده باشد که مدعای آن دقیقا روشن نباشد ، آنگاه در صورت آزموده شدن بر اساس مشاهده یا آزمایش ، می توان همیشه آن را به نحوی تفسیر کرد که با نتایج آن آزمونها سازگاری پیدا کند و بدین شیوه می توان از نظریه ها در مقابل ابطال دفاع کرد . برای مثال ، گوته درباره ی برق نوشته است که آن :
یک هیچ ، یک صفر ، یک نقطه ی صرف است که با این وصف ، در تمام هستیهای ظاهری وجود دارد ، و با این حال نقطه ی پیدایش است که از آنجا با کمترین محرک ، چهره ی دو جانبه خود را ظاهر می کند ، چهره ای که فقط خود را متجلی می کند تا محو شود . شرایطی که این تجلی تحت آن ایجاد می شود بر حسب ماهیت اجسام خاص ، بینهایت گوناگون است(7) .
اگر معنای ظاهری این متن نقل شده را برگیریم بسیار مشکل خواهد بود که مجموعه ای از شرایط فیزیکی ممکن را دریابیم که بتواند آن را ابطال کند . میزانابهام
فیزیک نیوتنی پس از تولد و تحول به دلیل حدسهای امثال گالیله و نیوتن حدسهای کاملتری بود که جایگزین فیزیک ارسطو شد . نظریه نیوتن سقوط اجسام ، عمل سیفونها و پمپهای مکنده ، و هر پدیدار دیگری را که نظریه ارسطو قادر به تبیینشان بود می توانست تبیین کند .
و عدم تعین ، آن را ابطال ناپذیر ساخته است . سیاستمداران و فال بینان با اظهار نظرات خود در شکل و هیاتی ابهام آمیز با هر رویدادی قابل سازگاری است ، خود را از موضع خطاکاری می رهانند . ابطال پذیری در حد بسیار زیاد آن ، چنین مانورهایی را رد می کند . ابطالگرایان همواره در پی آنند که نظریه ها با وضوح کافی اظهار شوند تا خطر ابطال شدن را پذیرا باشند .
دقت نیز وضعیتی مشابه دارد . هر اندازه نظریه ای دقیقتر صورتبندی شود ابطال پذیر تر می شود . اگر بپذیریم که هر اندازه نظریه ای ابطال پذیر تر باشد بهتر است ( به شرط آنکه ابطال نشده باشد ) ، در این صورت نیز باید بپذیریم که هر چه دعاوی نظریه ای دقیقتر باشد بهتر است . « سیارات در مدارهای بیضی شکل به دور خورشید حرکت می کنند » از « سیارات در مدارهای بسته به دور خورشید حرکی می کنند ، دقیقتر و در نتیجه ابطال پذیر تر است . یک مدار غیر بیضوی گزاره اول را ابطال می کند ، ولی گزاره دوم را هرگز ، در صورتی که هر مداری که گزاره دوم را ابطال کند ، گزاره اول را نیز ابطال خواهد کرد . ابطالگرایان ملتزم به ترجیح اولی هستند . بدین سان ، ابطالگرایان این ادعا را که سرعت نور در خلاء 106*8/299 متر در ثانیه است به ادعای نا دقیقتری که تقریبا 6 10* 300 متر در ثانیه است باید ترجیح دهند ، صرفا بدین دلیل که گزاره اول ابطال پذیر تر از گزاره دوم است .
دو شرط تقریبا ملازم دقت و وضوح برای بیان نظریه ها ، بسهولت از تبیین ابطالگرایان از علم نتیجه می شود. 
•  ابطالگرایان و پیشرفت علم
تلقی ابطالگرایان از پیشرفت علم را می توان به این شرح تلخیص کرد : علم با مسائل آغاز می شود ، مسائلی مربوط به تبیین رفتار جنبه هایی از جهان . دانشمندان فرضیه های ابطال پذیر را به منزله ی حل مساله ای پیشنهاد می کنند . سپس فرضیه های حدس زده شده مورد نقادی و آزمون قرار می گیرند . بعضی از آنها بسرعت حذف می شوند و برخی دیگر ممکن است موفقتر باشند ، که در این صورت باید تحت نقادی و آزمونهای سخت تر و خطر خیز تر واقع شوند . وقتی فرضیه ای ، که از بوته ی آزمونهای دقیق و بسیار متفاوت بیرون آمده ، سرانجام ابطال شود ، مساله جدیدی ، که امید می رود به طور کلی از مساله حل شده ی اولیه متفاوت باشد ، ظاهر می شود . این مساله جدید نیازمند ابداع فرضیه ها ی نوینی است و به دنبال آن نقادی و آزمون دوباره آغاز می شود . و بدین منوال ، این فرآیند بی پایان ادامه می یابد . هرگز نمی توان هیچ نظریه ای را صادق دانست ، اگر چه از آزمونهای دقیق با موفقیت بیرون آمده باشد ، لکن می توان خوشبینانه گفت نظریه ای که قادر به تحمل آزمونهایی شده که نظریه های سابق را ابطال کرده است ، نسبت به نظریه های پیشین برتری دارد . پیش از آن که مثالهایی برای تشریح تلقی ابطالگرایان از پیشرفت علم ملاحظه کنیم ، باید سخنی چند پیرامون این ادعا که « علم با مسائل آغاز می شود » بیاوریم . در اینجا مسائل چندی را که دانشمندان درگذشته با آنها مواجه شده اند در نظر می گیریم : چگونه خفاشها با آنکه چشمان بسیار کوچکو ضعیفی دارند ، می توانند در شب با مهارت پرواز کنند ؟ چرا درجه ی یک فشار سنج ساده در ارتفاعات بالا کمتر است تا در ارتفاعات پایین ؟ چرا شیشه های عکاسی در آزمایشگاه رونتگن دائم سیاه می شدند ؟ چرا نقطه الراس سیاره عطارد پیشروی می کند ؟ این مسائل از مشاهدات کم و بیش مستقیم نشات می گیرند . آیا تاکید بر این امر که علم با مسائل آغاز می شود بدین معنا نیست که پس ، برای ابطالگرایان نیز ، علم از مشاهدات آغاز می شود ، همان گونه که برای استقراءگرایان سطحی نیز چنین بود ؟ چواب این یوال به طور قطع منفی است . چنین مشاهدات مساله آفرینی فقط در پرتو نظریه مساله آفرین هستند . مشاهده ی مندرج در سوال اول در پرتو این نظریه که موجودات زنده با چشمتنشان می بینند مساله آفرین شده است . دومی برای حامیان نظریه های گالیله مساله آفرین بود زیرا با نظریه ی « نیروی خلاء » که انها برای تبیین پایین نریختن جیوه از لوله ی فشار سنج به کار می بردند تعارض داشت . مشاهده ی سوم برای رونتگن سوال انگیز بود زیرا در ان زمان تلویحا فرض شده بود که هیچ نوع تشعشعی وجود ندارد که بتواند در ظرف حاوی صفحه های عکاسی نفوذ و آنها را تیره کند . چهارمین مشاهده از آن رو ممساله آفرین بود که با نظریه ی نیوتن سازگاری نداشت . این ادعا که علم با مسائل آغاز می وشد کاملا با تقدم نظریه ها بر مشاهدات و گزاره های مشاهدتی سازگاری دارد . علم با مشاهدات محض آغاز نمی شود .
پس از این استطراد ، باز می گردیم به برداشت ابطالگرایان از پیشرفت علم به منزله ی حرکتی از مسائل به فرضیه های نظری ، به نقادی و ابطال نهایی آنها و سپس ، به مسائل جدید . دو مثال ارائه می کنم که اولی ساده درباره ی پرواز خفاشها و دومی مثالی بحث انگیز درباره ی پیشرفت فیزیک است .
با یک مثال آغاز می کنیم . خفاشها با آنکه چشمان ضعیفی دارند وبیشتر پروازشان در شب صورت می گیرد ، می توانند بی آنکه با شاخه ی درختان ، سیمهای تلگراف و خفاشهای دیگر برخورد کنند براحتی و با سرعت زیاد پرواز کنند و حشرات را شکار کنند . این مشاهده مساله ای را ایجاد می کند زیرا ظاهرا نظریه یقابل قبولی را ابطال می کند که بر حسب آن ، حیوانات همچون انسانها با چشمهایشان می بینند . ابطالگرایان تلاش می کنند با حدس یا ساختن فرضیه ای مساله را حل کنند . شاید پیشنهاد کنند : اگر چه چشمان خفاش ظاهرا ضعیف است ، آنها می توانند به نحوی که برای ما قابل فهم نیست با استفاده از چشمان خود ببینند . این فرضیه را می توان آزمود . تعدادی خفاش را داخل اتاق تاریکی که دارای موانع است رها می کنیم و توانایی آنها را در اجتناب از برخورد با این موانع به نحوی اندازه گیری می کنیم . سپس چشمان خفاشها را می بندیم و مجددا در داخل اتاق رها می کنیم. استدلال آزمایشگر قبل از این آزمایش می تواند چنین باشد : یکی از مقدمات استدلال ، فرضیه خود او است که به بیانی صریح مقرر می دارد : « خفاشها می توانند با استفاده از چشمان خود و بدون برخورد با موانع پرواز کنند ، و این کار را بدون استفاده از چشمان خود نمی توانند انجام دهند » . مقدمه ی دوم توصیف ابزار و وسایل آزمایشگاهی
فرضیه ای ابطالپذیر خواهد بود که یک گزاره ی مشاهدتی یا مجموعه ای از گزاره های مشاهدتی منطقا ناسازگار با آن امکان وجود داشته باشد ، بدین معنا که اگر صدق گزاره ها اثبات شد فرضیه را ابطال کند .
است به علاوه ی این قضیه که :« چشمان این تعداد خفاشها بسته شده است به طوری که نمی توانند از چشمانشان استفاده کنند ». آزمایشگر می تواند از این دو مقدمه قیاسا نتیجه گیری کند که :« خفاشها نمی توانند از برخورد با موانع داخل آزمایشگاه به نحو موثری اجتناب کنند » . سپس آزمایش انجام می گیرد و مشاهده می شود که خفاشها از برخورد با موانع با همان دقت قبلی اجتناب می کنند . [ بدین سان ] فرضیه ی مورد آزمون ابطال می شود . اینجاست که به استفاده ی تازه ای از قوه ی تخیل نیاز است تا حدس یا فرضیه یا تخمین جدیدی طرح شود . شاید دانشمندی بگوید ممکن است گوشهای خفاش به نحوی در توانایی اجتناب از موانع موثر است . برای ابطال این فرضیه می توان آن را مورد آزمون قرار داد بدین صورت که قبل از رها کردن خفاشها در آزمایشگاه گوش آنهاد را بست . این بار ملاحظه می شود که از توانایی اجتناب آنها از موانع به طور قابل ملاحظه ای کاسته شده است . این فرضیه تایید شده است . حال ابطالگرایان باید تلاش کنند فرضیه خود را دقیقتر کنند به طوری که با سهولت بیشتری ابطال پذیر شود . پیشنهاد می شود که خفاشها انعکاس صدای جیغ و فریاد خود را از اشیاء جامد می شنوند . این مطلب با دهنه زدن به خفاشها قبل از رها ساختنشان آزمایش می شود . دوباره خفاشها با موانع برخورد می کنند و باز فرضیه تایید می گردد . اکنون به نظر می رشد ابطالگرایان به راه حل موقتی مساله خود نزدیک شده اند ، با این همه معتقد نیستند که با آزمایش چگونگی اجتناب خفاشها از برخورد با موانع در حین پرواز را اثبات کرده اند ، زیرا امکان دارد عوامل دیگری پیش آید که به آنان نشان دهد اشتباه می کرده اند . برای مثال شاید خفاشها انعکاس صدای خود را نه با گوش که با قسمت حساسی از ناحیه ی اطراف گوش دریافت می کنند که کارایی آنها هنگام بستن گوش خفاشان از بین رفته است شاید انواع مختلف خفاش موانع را به صورتهای بسیار متفاوت در می یابند به طوری که خفاشهای مورد استفاده در آزمایش به طور صحیحی نماینده همه ی انواع آنها نبوده اند .
پیشرفت فیزیک از عصر ارسطو تا دوران نیوتن و از آن پس تا اینشتاین مثالی در اختیار می نهد که دارای پهنه ی گسترده تری است . تبیین ابطالگرایان از آن پیشرفت تقریبا بدون شرح است : فیزیک ارسطویی تا حدی کاملا موفق بود . این فیزیک می توانست طیف وسیعی از پدیدارها را تبیین کند . برای مثال می توانست تبیین کند چرا اجسام سنگین ( به قصد قرار گرفتن در جایگاه طبیعی شان در مرکز جهان ) به زمین سقوط می کنند ، و بعلاوه می توانست کنش سیفونها و پمپهای مکنده را تبیین کند ( این تبیین بر غیر ممکن بودن خلاء مبتنی بود ) و مانند اینها . اما سرانجام فیزیک ارسطویی به شیوه های متعددی ابطال شد. سنگی که از بالای دکل کشتی ای رها می شد که با سرعت یکنواخت در حرک بود در پای دکل روی عرشه پایین می آمد و نه در فاصله ای از دکل ، آن گونه که از نظریه ارسطو پیش بینی کرده بود . مشاهده شد که اقمار مشتری به دور مشتری می گردند نه به دور زمین . ابطالهای دیگری نیز در قرن هفدهم اضافه شد . فیزیک نیوتنی پس از تولد و تحول به دلیل حدسهای امثال گالیله و نیوتن حدسهای کاملتری بود که جایگزین فیزیک ارسطو شد . نظریه نیوتن سقوط اجسام ، عمل سیفونها و پمپهای مکنده ، و هر پدیدار دیگری را که نظریه ارسطو قادر به تبیینشان بود می توانست تبیین کند . بعلاوه ، می توانست پدیدارهایی را که برای ارسطوییان مساله آفرین بود تبیین کند . اضافه بر این ، نظریه ی نیوتن پدیدارهایی را می توانست تبیین کند که نظریه ارسطو به آنها توجها نکرده بود از قبیل همبستگی بین امواج دریا و موقعیت ماه ، و تغییر در نیروی جاذبه با ارتفاع بالای بستر دریا . نظریه نیوتن مدت دو قرن قرین توفیق بود بدین تعبیر که هر تلاشی جهت ابطال آن با توجه به پدیدارهایی که به کمک خود آن پیش بینی شده بود ، ناموفق می شد . این نظریه حتی به کشف سیاره جدید نپتون منجر گردید ، اما با وجود توفیقاتش ، تلاشهای مداوم جهت ابطال آن سرانجام کامیاب شد . نظریه نیوتن از راهای متعددی ابطال گردید . این نظریه قادر به تبیین جزئیات مدار سیاره ی عطارد نبود و نمی توانست جرم متغیر الکترونهای سریع الحرکت در لوله خلاء را تبیین کند . در نتیجه فیزیکدانان در اواخر قرن نوزدهم و آغاز قرن بیستم با چالش مسائلی مواجه شدند که اقتراح فرضیه های نظری جدیدی را طلب می کرد که به نحوی کامیابتر بر این مسائل فائق آید . اینشتاین توانست از عهده ی این چالش برآید . نظریه نسبیت وی توانست پدیدارهایی را تبیین کند که نظریه نیوتن را ابطال کرده بود و در همان حال می توانست در زمینه هایی که نظریه نیوتنی موفق بود با آن برابری کند و بعلاوه ، نظریه اینشتاین پیش بینی پدیدار های جدید چشمگیری را به ارمغان آورد . نظریه نسبیت خاص وی پیش بینی کرد که جرم تابعی از سرعت است و جرم و انرژی قابل تبدیل به یکدیگرند . همچنین نظریه نسبیت عام وی پیش بینی کرد که پرتو نور در میدانهای گرانشی نیرومند خمیده می شوند . کوششهای بعدی جهت ابطال نظریه اینشتاین با توجه به پدیدارهای جدید به شکست انجامید . ابطال نظریه اینشتاین به منزله ی چالشی برای فیزیکدانان جدید همچنان بر جای مانده است . توفیق آنان در ابطال این نظریه گام جدیدی در پیشرفت فیزیک خواهد بود .
آنچه شرحش گذشت تبیین معمول ابطالگرایان از پیشرفت فیزیک بود . در فصل بعد دقت و اعتبار این تبیین را بنا به عللی مورد تردید قرار خواهیم داد .
از آنچه گذشت آشکار می شود که مفهوم پیشرفت و رشد علم مفهومی است که در تبیین علم ابطالگرایان نقش محوری دارد . پي نوشتها :
1- speculative
2- informative
3- چنانچه مستقل از رفتار مرد در لب رودخانه ، شيوه هايي براي تعبير نوع عقده ي حقارت مرد مورد نظر وجود داشته باشد .بنيان اين مثال سست خواهد شد . اين نظريه امكان چنين چيزي را فراهم مي سازد و توصيف ما از آن به طور كلي غير منصفانه است .
4- potential falsifier
5- truisms
6-K.R.popper.Conjecrures & Refutations (London: Routledge and Kegan Paul .1969).p.231.
تاكيدات از اصل كتاب است .
7- J.W . Goethe .Theory of Colours (Trans) C.L Eastlake (Cambridge.Mass:M.I.T Press.1970).p.295.
نيز رجوع شود به اظهار نظر پاپر درباره نظريه ي برق هگل در كتاب :
-Co
njecrures and Refutations (1969).p.332.




کد مطلب: 1398

     
 
تايپ فارسی تايپ انگليسی
 
  نمايش آدرس ايميل شما به سايرين
 

ممنون .فوق العاده كمك كننده بود .باز هم از مطالب خوب شما استفاده خواهم كرد.سال خوبي داشته باشيد
سه شنبه 23 فروردين 1390 ساعت 00:12

12