خواندنی ها پرسش و پاسخ سخن ما فيلسوفان امروز ايران اساتيد فلسفه
ملاصدرا : من‌ در اين‌ زمان‌ در ميان‌ جماعتي‌ گرفتار شده‌ام‌ كه‌ هرگونه‌ تأمل‌ در متون‌ و ژرف‌ انديشي‌ را نوعي‌ بدعت‌ در دين‌ مي‌شناسند. تو گويي‌ آنها حنبليهاي‌ كتب‌ حديث‌ هستند كه‌ حق‌ با خلق‌ و قديم‌ با حادث‌ بر آنها مشتبه‌ شده‌ است‌.     ::    اسپينوزا : مقصود من‌ از خدا، موجود مطلقاً نامتناهي‌ است‌، يعني‌ جوهري‌ كه‌ متقوم‌ از صفات‌ نامتناهي‌ است‌.     ::    كانت‌ : اي‌ وظيفه‌! اي‌ نام‌ بزرگ‌ و با شكوه‌ كه‌ بي‌ آنكه‌ با چيزهاي‌ خوشايند و فريبنده‌ همراه‌ شوي‌، توقع‌ اطاعت‌ داري‌.     ::    بودا : رهرو آرامْ دل‌ به‌ خانه‌ي‌ تهي‌ رفته‌ است‌؛ او از فهم‌ درست‌ آيين‌، شادي‌ برتر از انسان‌ دارد.     ::    كانت‌ : دو چيز جان‌ مرا از اعجاب‌ و احترام‌، سرشار مي‌سازد:آسمان‌ پر ستاره‌ي‌ بالاي‌ سر من‌ و قانون‌ اخلاقي‌ در درون‌ من‌.     ::    نيچه‌ : همه‌، همه‌ تصور مي‌كنند كه‌ گذشته‌ چيزي‌ نبوده‌ و آينده‌ همه‌ چيز است‌. و هر كس‌ مي‌خواهد در اين‌ آينده‌، سرآمد باشد. با اين‌ وصف‌، مرگ‌ و سكوت‌ مرگ‌، تنها چيز مطمئني‌ است‌ كه‌ در اين‌ آينده‌، شامل‌ همگان‌ مي‌شود.     ::    غزالي‌ : مرگ‌ تجربه‌اي‌ مألوف‌ نيست‌ و فرصت‌ آزمودن‌ مرگ‌ از انسان‌ دريغ‌ شده‌ است‌.     ::    بودا : تو خود آن‌ كن‌ كه‌ به‌ ديگران‌ آموزي‌؛ نخست‌ خود را خوب‌ به‌ فرمان‌ آر و پس‌ آن‌گاه‌ ديگران‌ را. راستي‌ را دشوار است‌ به‌ فرمان‌ آوردنِ خود.     ::    بودا : رهرو شاد از هشياري‌، با بيم‌ در تن‌ آساني‌ مي‌نگرد، بالا مي‌رود به‌ كردار آتش‌، و بندها را همه‌، خواه‌ خُرد خواه‌ كلان‌، مي‌سوزاند.     ::    بودا : تمامي‌ رنجهاي‌ آدمي‌ از خواستن‌ است‌. تمامي‌ رنجهاي‌ آدمي‌ از دل‌ نهادن‌ بر اين‌ عالم‌ است‌.
آرشيو کاريکاتور

تضاد آرامش با شادي ؟!

لطفا در صورت تمايل در پيوند با اين كاريكاتور ، به پرسش زير پاسخ دهيد : 
چرا انسان مدرن ، هر چه بيشتر دنبال شادي است ، آرامش را بيشتر از دست مي دهد ؟

کد مطلب: 1487

     
 
تايپ فارسی تايپ انگليسی
 
  نمايش آدرس ايميل شما به سايرين
 

حقيقتي كه انسان مدرن فراموش كرده باعث فرو رفتن در باتلاقي شده كه ظاهرا شادي نام گرفته!
چهارشنبه 11 فروردين 1389 ساعت 17:37
فكر كنم خودتون جواب سوال رو دادين.

شادي يك احساس است و آرامش يك احساس ديگر.

هر انسان شادي-آرام نيست.

و هر انسان آرامي-شاد نيست.

اما در رابطه را به دست آوردن احساسات(به دنبال شادي يا آرامش بودن). ما هرگز نميتوانيم به دنبال احساسي باشيم. تنها مي توانيم بستر وجود خود را آماده كنيم تا حس كنيم. حال چه شادي را بخواهيم و چه آرامش را.در واقع ما بايد خودمان باشيم تا حس كنيم.
يكشنبه 8 فروردين 1389 ساعت 23:21
sooshiantalifa@yahoo.com
براي پاسخ به اين پرسش در ابتدا لازم است به پرسش هاي جزيي سازنده برسش هدف پاسخ داد.سوال اول اينست :انسان مدرن كيست؟شادي چيست؟ رابطه شادي با آرامش چيست؟آيا براي رسيدن به آرامش وسكون نياز به حركت(فرموديد هرچه بيشتر به دنبال...) هست؟وسوالات ديگري كه براي مطرح شدن نياز به پاسخ دادن به اين پرسش هارا دارم.هرچند گفتن اين نكته را ضروري نمي بينم اما بهتر است بگويم كه از دوراني كه عده ايي از انسان توانستند بعد از آن دوره از زمان انسان هارا به دو دسته مدرن وكلاسيك تقسيم كنند در علم آنچه كشف شد قوانين حركت بود وبود وهيچگاه ما از هيچ دانشمند انسان شناس درهمه ابعاد كشفي مبني بر سكون نديديم.
سه شنبه 3 فروردين 1389 ساعت 01:22
bigdeli.mj@gmail.com
چو ن انسانهاي امروزي در بيرون از خودشان به دنبال شادي مي گردند. در حاليكه بايد شادي را در درون جست و بوجود آورد.
سه شنبه 11 اسفند 1388 ساعت 12:05
www.moszein@yahoo.com
شادي و احساس رضايت دروني مرز باريكي دارند .درجهت نيل به دومي شادي فرينده و اغوا گراست
يكشنبه 2 اسفند 1388 ساعت 14:36

123456789